وداع سرخ ملت
ساری-گروه سیاسی: مصلی امام خمینی (ره) تهران میعادگاه عاشقانی بود که از اقصی نقاط ایران برخاستند و آمدند، گرد هم جمع شدند تا در فرصتی تاریخی به بازخوانی میراث مردی بپردازند که در طول ۳۷ سال زعامت خود بر انقلاب اسلامی، نه تنها از عاشورا سخن گفت، بلکه به گواه تاریخ، عاشورایی زیست و کشور را با درسهای عاشورا پیش برد و سرانجام عاشورایی به امام شهید خود پیوست.
در مصلی تهران، چه زیبا آیه شریفه ۴۶ از سوره مبارکه سبا بر بالای پیکر مطهر امام شهید امت نقش بسته است که میفرماید: « قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَیٰ وَفُرَادَیٰ» که همگان را دعوت میکند به برخاستن: «بگو شما را تنها به یک چیز اندرز میدهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید»؛ آری، «قوموا لله»، «باید برخاست»، «باید برخاست و قیام کرد». و شاید این همان عصاره و چکیده نهضت «آقای شهید ایران» باشد.
آیین وداع با آقای شهید ایران که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در جریان حمله وحشیانه و تروریستی دشمن آمریکایی – صهیونیستی به فیض رفیع شهادت نایل آمدند از نخستین ساعات صبح شنبه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵ – در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) تهران برگزار شد، رویدادی بزرگ و تاریخی که با حضور گسترده و پرشور ملت فهیم و بصیر ایران اسلامی علاوه بر میعادگاهی برای آخرین وداع با قائد شهید امت، تجدید میثاقی دوباره با آرمانهای والای امامین انقلاب، اسلام، انقلاب و شهیدان و نمادی از وفاداری ملت به عزت، استقلال و مقاومت این سرزمین الهی است.
تشییع «رهبر شهید» را نمیتوان تنها بدرقه یک شخصیت سیاسی یا بزرگداشت وی دانست. این رخداد در سطحی عمیقتر، بدرقه بخشی از تجربه تاریخی نسلی است که تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ایران را از نزدیک زیسته است. در چنین لحظاتی، جامعه نه فقط با یک فرد، بلکه با لایههایی از خاطره تاریخی خود مواجه میشود؛ خاطراتی که در دل آنها آرمانهایی مانند استقلال، آزادی و مقاومت در برابر سلطه شکل گرفتهاند و به بخشی از هویت سیاسی جامعه بدل شدهاند.
در این تشییع، بسیاری از دیدگاههای انقلابی، جریانهای فکری و سیاسی و همچنین چالشهایی که میان نظامهای سلطهگر و آرمانهای استقلالطلبانه و آزادیخواهانه شکل گرفته بود، دوباره معنا پیدا میکنند.از این منظر، بدرقه «رهبر شهید» را باید فراتر از یک رویداد فردی دانست. این مراسم، در واقع بدرقه بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه است؛ حافظهای که پر از فراز و نشیبها، تجربههای تلخ و شیرین و تلاشهای پیوسته برای تحقق آرمانهاست.
آیت الله جعفر سبحانی با حضور میلیونی امت عزادار در مصلی امام خمینی(ره) بر پیکر مطهر رهبر مجاهد شهید حضرت آیت الله العظمی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیة) و خانواده ایشان نماز اقامه کرد.
نماز میت بر پیکر آقای شهید ایران و اعضای خانواده ایشان، صبح یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵، به امامت آیتالله سبحانی و با حضور پرشور مردم، سه فرزند رهبر شهید انقلاب، مسئولان، فرماندهان نیروهای مسلح و شخصیتهای داخلی و خارجی در مصلای امام خمینی(ره) تهران اقامه شد.
نماز بر پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان سه بار اقامه میشود؛ در نوبت نخست، نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسالزکیه) و در نوبت دوم، نماز بر پیکر شهید سیده بشری حسینی خامنهای، شهید مصباحالهدی باقری و شهید زهرا حدادعادل و در نوبت سوم نیز نماز بر پیکر زهرا محمدی گلپایگانی، نوه رهبر شهید، اقامه شد.
مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، روز سهشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ در شهر مقدّس قم و روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ در مشهد مقدس تشییع و در حرم ملکوتی امامرضا (ع) به خاک سپرده میشود.
مراسم ویژه وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب نیز روز چهارشنبه ۱۷ تیر در شهرهای نجف و کربلا نیز برگزار خواهد شد.
یک تارنمای آمریکای لاتینی عنوان کرد «در روزگاری که قدرت اغلب با حسابهای بانکی، کاخها و ثروتهای پنهان سنجیده میشود، روایت زندگی آیتالله علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران تصویری متفاوت ارائه میکند؛ رهبری که بهجای اندوختن دارایی، میراثی از سادهزیستی، مقاومت و خدمت به مردم بر جای گذاشت».
تارنمای رسومِن لاتینوآمریکانو (Resumen Latinoamericano)، «آیتالله علی خامنهای به مدت ۴۷ سال رهبر ایران بود؛ چهار دهه و نیم در مرکز قدرتی که بیش از همه از سوی امپراتوری آمریکا به چالش کشیده شد.
او در تمام این مدت با تحریمها، جنگها، ترور دانشمندان کشورش و آزار و فشار مداوم واشنگتن و تلآویو روبهرو بود. اما هنگامی که قلبش از تپیدن ایستاد، نه کاخی بر جای گذاشت، نه حسابهای بانکی در خارج از کشور، نه قایقهای تفریحی لوکس و نه ثروتهای پنهان در بهشتهای مالیاتی. او یک امپراتوری اقتصادی از خود به جا نگذاشت؛ بلکه زندگی سادهای را بر جای گذاشت که وقف مردمش شده بود».
به نوشته این رسانه، در حالی که رهبران غربی ثروتهای میلیوندلاری میاندوزند و همزمان ملتهای آنها فقیرتر میشوند، شهید خامنهای در خانهای ساده در تهران زندگی میکرد؛ بیتجمل، بیخودنمایی و بهدور از آزمندی. هیچ نشانی از حسابهای میلیون دلاری در سوئیس، املاک در لندن یا پاریس، یا سرمایهگذاری در شرکتهای جهانی وجود ندارد. ثروت او با دلار سنجیده نمیشود، بلکه با وفاداری مردمی سنجیده میشود که با چشمانی اشکبار با او وداع کردند.
نویسنده با تاکید بر اینکه «این تضاد، آشکار و تکاندهنده است» میافزاید: رهبرانی که امپراتوری از آنان دفاع میکند، در حالی ثروت میاندوزند که ملتهایشان از درون فرسوده و زخمی میشوند. شهید خامنهای عزت و کرامت اندوخت، در حالی که ملتش مقاومت میکرد. او ثروت بر جای نگذاشت، الگو و میراث بر جای گذاشت. امپراتوریهای اقتصادی نساخت، بلکه فرهنگی از مقاومت بنا کرد. میراث او در بانکها نیست؛ در حافظه مردمی است که میدانند ثروت حقیقی با دلار سنجیده نمیشود، بلکه با حاکمیت ملی سنجیده میشود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0