حرف آنلاین: عده ای سعی بر این داشتند تا صنعت های به اصطلاح درآمدزا را در مازندران وارد کنند تا مازندران در اشتغالزایی سهمی داشته باشد و گاهی اوقات با تمسخر گردشگری و کشاورزی به عنوان منابع کم درآمد زا آینده نگری گردشگری در استان را به تعویق انداخته اند.

وقتی بحث گردشگری شهری با کارکرد رفاه شهری مترادف شود درآمدزایی آن از طریق ایجاد حس خوشایند شهروندان و گردشگرانی که بر اساس آن زیر ساخت جذب شهر می شود اتفاق می افتد.سالیان سال است که گردشگری مازندران را به کوه ، جنگل و دریا می شناسند و کمتر نشانه ای از تفریحات مدرن و به روز در شهرها مشاهده می شود.

عدم شناخت وضعیت مادی گردشگران نیز موجب شده هتل های موجود در شهرها در نیمی از سال در کسادی بسر ببرند و گردشگر ترجیح می دهد کیفیت نامناسب بسیاری از پلاژها و خانه های اقامتی غیر مجاز را به پرداخت هزینه گزاف هتل ها ترجیح دهد.

نگاه مدیران شهری نیز که متاثر از قانون نانوشته شهر یعنی ساخت و ساز مسکن است امروزه درآمد شهرداری ها را نیز با چالش مواجه کرده است.

کمبود خط ریلی، فرودگاه و کیفیت پایین خدمات ناوگان مسافربری در خطوط شوسه متصل به مازندران نیز گردشگر را ترغیب می کند علیرغم خطرات جاده ای از اتومبیل شخصی استفاده کند.

همه موضوعات اشاره شده به همراه نبود خلاقیت بخش خصوصی در جذب گردشگر نتیجه اش آشفتگی در درآمدزایی گردشگری است.البته نبود اراده لازم در ساماندهی که خود پرسش ها و شبهات زیادی را از دولت های پیش تاکنون به همراه داشته است نقش تعیین کننده ای در آشفتگی گردشگری شهری داشته اند.

برنامه ریزی و تصمیمات تیپ گونه برای همه شهرهای مازندران نیز بسیاری از فرصت های پیش روی شهرها در گردشگری را می سوزاند و نگاه های صرف آماری رویکرد مناسبی برای تعالی بخش گردشگری در شهرها نیست.

از سویی دیگر فرمالیته شدن کاربری رفاهی  و گردشگری در شهرها و اشتباه گرفته آن با کاربری تجاری لطمات عمده ای به لحاظ درآمدی وارد کرده است. علت آن نیز به عدم توانمندی برخی از مدیران شهری در جذب سرمایه گذار بر می گردد. برای یک گردشگر که سعی دارد پول خود را برای تفریح در مدت معین خود خرج کند دیدن همیشگی کوه ، جنگل و دریا کسل آور شده و به دلیل کمبود تفریحات با قیمت مناسب به استان های دیگر رجوع می کند.

گردشگری شهری در شرایط فعلی که شهرداری ها به دلیل رکود ساخت و ساز مسکن با مشکل مواجه اند راه نجات است.در حقیقت ساخت و ساز مسکن فصل آخر درآمدزایی در مازندران به دلیل کمبود زمین است که متاسفانه در اولویت قرار می گیرد .نمونه این فاجعه را به جرات می توان در شهرهای ساحلی  مشاهده کرد. خانه های مسکونی که در فصل های گردشگری به صورت غیر مجاز و بدون ساماندهی اجاره داده می شوند، چشم انداز دریا را نابود کرده اند و چه بهتر بود شهرداری ها شهرهای ساحلی ۲۰ سال آینده را که امروز است می دیدند. امروز همان کسانی که شغل آنها از طریق اجاره خانه های مسکونی خود می گذرد برای اشتغال فرزندانشان نگرانند و چه بهتر بود به جای نابودی چشم انداز دریا و کسادی بازار خود املاک خود را تجمیع کرده و آن را به یک اقامت استاندارد با چشم انداز مناسب تبدیل می کردند.البته این عیب بر مردم نیست و در این راستا مدعیان، مدیران شهری و مسئولان گردشگری را باید به چالش کشاند. شاید شهرهای ساحلی استان مازندران با جذب سرمایه گذار نه از جنس سرمایه گذاران زمین خوار و ورشکستگان خواهان وام بانکی بتوانند با بهسازی و تملک بسیاری از خانه های از این دست فصل جدید را گردشگری مازندران رقم زنند.

در شهرهای به شکل منظومه ای که آثار تاریخی آنها نیز مورد توجه گردشگران است ایده ای جدید را می طلبد.در این شهرها که درآمد به نسبت بهتری به دلیل رونق سایر کاربری های شهری دارند تفریحات مدرن در حجم وسیع لازمه گردشگری شهری است. در بسیاری از این شهرها شهربازی ها عمر بیش از ۲۰ سال به خود گرفته اند و جوابگوی حجم وسیع گردشگر نیست.

نگاه های مضحکی در مدیریت شهری مازندران همچنان غوطه ور است .بهانه هایی مانند« گردشگر در مازندران فقط به دنبال دریاست»،« گردشگر ماشین سوار نیاز به اقامت ندارد»، « پول خرد گردشگر چاله های شهر را پر نمی کند» و … جای تصمیمات و برنامه ریزی گردشگری را گرفته است.تا جائیکه ویلاسازی کنار ساحل و داخل جنگل و روی دامنه های کوهستان برای بسیاری از شهرداران و بخشداران یک شاهکار تلقی می شود.

در چند سال اخیر که بازگشت سه درصدی مالیات بر ارزش افزوده به شهرداری ها موجب نفس کشیدن شهرهای مازندران از کمبود بودجه شد نقش گردشگری شهری تازه به میان آمد. اما همچنان هیچ تلاشی برای جذب سرمایه گذار در این بخش صورت نمی گیرد. شهرهای ساحلی با توجه به وجود این فرصت گام های مهمی می توانند در بهسازی شهری و اقدام در جهت تاسیس هتل ها و اماکن تفریحی با کارکرد سالانه بردارند.

 

مجید نیکجو