شورای شهر و شهرداری ساری؛ مشکل از رأی مردم است یا سازوکار مدیریت شهری؟
تقلیل همه مشکلات شورا به انتخاب مردم، سادهترین و در عین حال ناقصترین پاسخ است. شهروندان بر اساس اطلاعات، شناخت، سوابق، وعدهها و گاه فهرستهای انتخاباتی و روابط اجتماعی دست به انتخاب میزنند. بنابراین اگر خروجی انتخابات مطلوب نیست، باید علاوه بر انتخابکنندگان، درباره کیفیت اطلاعاتی که در اختیار آنان قرار میگیرد و سازوکار ارزیابی نامزدها نیز پرسید.
شورا پیش از آنکه میدان رقابتهای سیاسی و شخصی باشد، باید نهادی برای حل مسائل شهر باشد. ساری با مجموعهای از مشکلات از جمله ترافیک، فرسودگی ناوگان حملونقل، مسائل زیستمحیطی، ضعف زیرساختها و نیاز به توسعه متوازن روبهروست. شهروندی که با این مسائل روزمره دستوپنجه نرم میکند، انتظار دارد شورای شهر درباره همین موضوعات تصمیم بگیرد و از شهرداری پاسخ بخواهد؛ نه اینکه بخش قابل توجهی از انرژی مدیریت شهری صرف اختلافات درونی شود.
البته مسئله تنها به عملکرد اعضای شورا محدود نمیشود. ساختار انتخاب و نظارت نیز اهمیت دارد. انتخاب افراد بدون توجه جدی به تخصص، سابقه اجرایی، برنامه و توانایی کار جمعی میتواند شورا را از یک نهاد تخصصی به مجموعهای متکی بر روابط و ائتلافهای مقطعی تبدیل کند. از سوی دیگر، نبود شفافیت کافی در تصمیمها و دشواری ارزیابی عملکرد اعضا، امکان پاسخگویی واقعی را کاهش میدهد.
در این میان، پرسش مهمتری مطرح است: بالاخره مدیر خوب شهری چه کسی است؟
مدیر موفق شهری الزاماً فردی نیست که بیشترین ارتباط سیاسی یا توانایی ائتلافسازی را دارد. مدیر خوب کسی است که مسئله شهر را بشناسد، تصمیم کارشناسی بگیرد، منابع محدود را درست مصرف کند، توان اجرای تصمیمها را داشته باشد و در برابر مردم پاسخگو باشد. شهر با شعار و نمایش اداره نمیشود؛ با برنامه، داده، تخصص و پیگیری مستمر اداره میشود.
مدیر شهری خوب حتی باید توان «نه گفتن» داشته باشد؛ نه گفتن به پروژههای غیرضروری، تصمیمهای غیرکارشناسی و فشارهایی که منافع گروهی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند. او باید بتواند میان مصلحت کوتاهمدت و آینده شهر تفاوت بگذارد و درباره تصمیمهای دشوار خود نیز برای شهروندان توضیح روشن ارائه کند.
از این منظر، مشکل ساری را نمیتوان فقط در «افراد» جستوجو کرد. مسئله ترکیبی از کیفیت انتخاب، فرهنگ سیاسی شورا، سازوکار نظارت و معیارهای انتخاب مدیران شهری است. اگر شورای شهر بر اساس شایستهسالاری و برنامه تصمیم بگیرد، اختلاف نظر میتواند به فرصتی برای اصلاح تصمیمها تبدیل شود؛ اما اگر اختلافات شخصی و سیاسی بر منافع عمومی غلبه کند، شورا از فلسفه وجودی خود فاصله میگیرد.
ساری بیش از یک شورای پرحاشیه، به شورایی پاسخگو و مدیرانی مسئلهحلکن نیاز دارد. مسیر اصلاح نیز از چهرهمحوری به برنامهمحوری، از رابطهمحوری به شایستهسالاری و از تصمیمهای کوتاهمدت به نگاه بلندمدت میگذرد.
در نهایت، پرسش اصلی شاید این نباشد که «چه کسی را انتخاب کردهایم؟» بلکه این است که چه سازوکاری ساختهایم تا افراد شایسته انتخاب شوند، عملکردشان سنجیده شود و مدیر شهری بر اساس توانایی حل مسئله، نه میزان نفوذ و حاشیه، ارزیابی شود؟
پاسخ به همین پرسش میتواند نقطه آغاز خروج ساری از چرخه تکراری حاشیهها و حرکت به سوی مدیریت شهری کارآمد باشد.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0