آب خزر کم میشود؛ چه چیزی در انتظار ساحل است؟
ساری گروه اجتماعی: کاهش تراز آب دریای خزر دیگر یک نوسان طبیعی و مقطعی نیست؛ نشانهای از تغییری است که میتواند در سالهای آینده چهره سواحل شمالی ایران را دگرگون کند. اظهارات مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران درباره رسیدن تراز آب خزر به پایینترین میزان طی حدود ۲۰۰ سال اخیر، بار دیگر این پرسش را پیش روی مسئولان قرار داده است که آیا برای مواجهه با پیامدهای عقبنشینی آب، برنامهای جدی و بلندمدت وجود دارد یا همچنان قرار است بحران پس از آشکار شدن خسارتها مدیریت شود؟
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران، با اشاره به اثرگذاری تغییرات اقلیمی بر خزر اعلام کرده است که طی دو دهه گذشته دمای آب این پهنه حدود یکونیم درجه افزایش یافته و همین افزایش دما، میزان تبخیر را بین ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر کرده است. از سوی دیگر، حدود ۷۵ درصد آب ورودی خزر از رودخانهها و ۲۵ درصد از بارشها تأمین میشود و رودخانه ولگا بهتنهایی سهمی حدود ۸۰ درصدی در ورودی رودخانهای آب به خزر دارد.
این اعداد یک واقعیت مهم را روشن میکنند: بخش قابل توجهی از سرنوشت خزر خارج از مرزهای ایران رقم میخورد. بنابراین نمیتوان مسئله تراز آب این دریا را صرفاً یک موضوع داخلی دانست. هرگونه تغییر در میزان بارش، دبی رودخانههای اصلی، الگوی مصرف آب در حوضه آبریز و افزایش دمای منطقه میتواند مستقیماً بر وضعیت خزر اثر بگذارد.
از سوی دیگر، ایران نیز در برابر پیامدهای این تغییرات منفعل نیست و باید برای سازگاری با شرایط جدید آماده شود. کاهش سالانه حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتری تراز آب، اگر استمرار داشته باشد، در یک دوره چندساله میتواند خط ساحلی را به شکل محسوسی جابهجا کند. این جابهجایی فقط به معنای دور شدن آب از برخی سواحل نیست؛ بلکه میتواند ساختار تالابهای ساحلی، زیستگاههای آبزیان و پرندگان، پوشش گیاهی، آبخوانهای ساحلی و فعالیتهای اقتصادی وابسته به دریا را تحت تأثیر قرار دهد.
مسئله فقط عقبنشینی ساحل نیست
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با کاهش تراز خزر، تقلیل مسئله به کوچکتر شدن پهنه آبی یا عقبنشینی خط ساحلی است. در حالی که کاهش سطح آب میتواند زنجیرهای از پیامدهای محیطزیستی ایجاد کند.
تالابهای ساحلی که ارتباط مستقیمی با خزر دارند، از نخستین زیستبومهایی هستند که ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. تغییر ارتباط آب دریا با تالابها، افزایش شوری در برخی مناطق و تغییر شرایط زیستی میتواند چرخه حیات گونههای جانوری و گیاهی را مختل کند.
اقتصاد ساحلی نیز از این تغییر مصون نخواهد بود. شیلات، صید، گردشگری دریایی، بنادر، فعالیتهای ساحلی و حتی برخی زیرساختهای ایجادشده در مجاورت دریا باید خود را با خط ساحلی جدید تطبیق دهند. در چنین شرایطی، ساختوساز بدون توجه به سناریوهای آینده میتواند هزینههای سنگینی بر دولت و مردم تحمیل کند.
کاهش تراز آب همچنین میتواند در برخی نقاط، زمینه تغییر کیفیت آب، افزایش تمرکز آلایندهها و تغییر شرایط رسوبی را فراهم کند. بنابراین مسئله خزر باید همزمان از منظر اقلیم، محیط زیست، اقتصاد، شهرسازی، کشاورزی، شیلات و مدیریت بحران بررسی شود.
راهکار؛ از واکنشهای مقطعی تا مدیریت سازگاری
نخستین اقدام ضروری، ایجاد یک «سامانه پایش مستمر تراز آب خزر» در سطح ملی و منطقهای است. دادههای مربوط به تراز آب، دمای سطح دریا، میزان تبخیر، بارش، دبی رودخانهها، شوری آب و تغییرات خط ساحلی باید بهصورت منظم جمعآوری و منتشر شود. تصمیمگیری بدون دادههای بهروز، در چنین بحرانی عملاً به معنای حرکت با چشم بسته است.
راهکار دوم، تدوین سناریوهای آینده برای سواحل ایران است. باید مشخص شود اگر کاهش تراز آب در افق پنج، ۱۰، ۲۰ و ۳۰ سال آینده ادامه پیدا کند، کدام شهرها، روستاها، تالابها، بنادر، تأسیسات گردشگری و زیرساختها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. این سناریوها باید مبنای برنامهریزی شهری و سرمایهگذاریهای جدید قرار گیرند.
در گام بعد، لازم است یک دیپلماسی محیط زیستی فعال میان کشورهای حاشیه خزر شکل گیرد. وابستگی شدید خزر به ورودی رودخانههای بینالمللی نشان میدهد که هیچ کشور ساحلی بهتنهایی قادر به مدیریت این بحران نیست. ایران باید در کنار کشورهای ساحلی، موضوع تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع آب، تبادل داده و حفاظت از اکوسیستم خزر را به یک دستور کار دائمی منطقهای تبدیل کند.
همچنین ممنوعیت یا محدودیت توسعه زیرساختهای جدید در مناطق آسیبپذیر باید جدی گرفته شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که توسعه ساحلی بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک، در زمان وقوع بحران هزینههای چندبرابری ایجاد میکند.
از سوی دیگر، حفاظت از تالابهای ساحلی، احیای زیستگاههای حساس و کاهش ورود فاضلاب و آلایندهها به خزر باید در اولویت قرار گیرد. هرچه فشارهای انسانی بر اکوسیستم کمتر باشد، توان طبیعی آن برای سازگاری با تغییرات اقلیمی بیشتر خواهد بود.
کاهش تراز آب خزر را نمیتوان متوقف کرد، مگر آنکه عوامل مؤثر بر تراز آب در مقیاس منطقهای و جهانی تغییر کند؛ اما میتوان از شدت پیامدهای آن کاست. مسئله اصلی اکنون «مقابله با عقبنشینی خزر» نیست، بلکه «آمادگی برای خزرِ در حال تغییر» است.
اگر روند فعلی ادامه یابد، آینده سواحل مازندران بیش از آنکه به تصمیمهای امروز درباره ساختوساز و بهرهبرداری وابسته باشد، به کیفیت سیاستهای سازگاری با تغییر اقلیم وابسته خواهد بود. خزر امروز یک هشدار جدی است؛ هشدار درباره اینکه بحرانهای محیط زیستی، پیش از آنکه به بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند، نیازمند تصمیمهای پیشگیرانهاند، نه واکنشهای پس از وقوع خسارت.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0