یلدا از رقابت برای هزینه تا نمایش؛ شب ایرانی را پاس بداریم
حرف- گروه فرهنگی: یلدا یکی از کهنترین آیینهای ایرانی است که معنای آن در باهمبودن، گفتوگو و گرمکردن دلها نهفته است. با این حال، در سالهای اخیر این آیین آرامآرام زیر سایه هزینههای بیمنطق و رقابت برای دیدهشدن در شبکههای اجتماعی قرار گرفته است. سفرههایی که قرار بود ساده و صمیمی باشند، به ویترینی برای مصرفنمایشی تبدیل شدهاند. بازگرداندن یلدا به اصل خود، یعنی فاصلهگرفتن از تجملگرایی و تأکید دوباره بر روابط انسانی. یلدا زمانی زنده میماند که معنا بر هزینه و بودن بر دیدهشدن غلبه کند.
شب یلدا که یک فرهنگ اصیل ایرانی است اکنون به مرض تجملگرایی گرفتار شده و این مسئله سبب شده که شکاف اجتماعی بیشتر و صمیمیتها کمتر شود.
در آستانه آخرین شب پاییز یا همان شب یلدا قرار داریم؛ شبی که طولانیترین شب و کوتاهترین روز سال را به نام خود ثبت کرده و طبق رسم دیرینه مردم ایران در این زمان دور هم جمع میشوند، شعر میخوانند و میوه و شیرینی میخورند تا طولانیترین شب سال سپری شود.
اگر اندکی به قدیمتر بر گردیم شرایط با اکنون بسیار متفاوت بود؛ صمیمت ها بیشتر و سفرهها کم رنگ تر بود؛ گویی این دو رابطه عکسی با یکدیگر دارند. هر چقدر سفرهها پر زرق و برق تر شد، مشکلات خانوادگی و دوری از یکدیگر نیز افزایش یافت.
مدتها است رسوم تاریخی ایرانیها توسط فرهنگهای بی بنیان مورد حمله قرار گرفتهاند؛ به عنوان نمونه میتوان یکی از این موارد را در چهارشنبه سوری مشاهده کرد؛ جایی که در گذشته شبی برای شادی و شور یک محل بود اما اکنون اگر در این شب از خانه بیرون بروی ممکن است جانت به خطر بیفتد.
شب یلدا نیز از این ماجرا مستثنی نیست. اگر در صفحات مجازی چرخی بزنیم و «یلدا» را جست جو کنیم میبینیم زرق و برق، رنگها و زیباییها، لباسهای ست و آن چنانی، سفرههای وسیع و تزئین شده بسیار یافت میشود.
به طور واضحتر باید اذعان کرد که رسم شب یلدا در موارد نه چندان کم اکنون به یک چشم و هم چشمی، به رخ کشیدن هنر و پول تبدیل شده است؛ موضوعی که اساساً با ماهیت فرهنگ ایرانی و اسلامی در تضاد است.
به اینستاگرام که در رأس خودنماییها قرار دارد وارد میشویم و شب یلدا را جست جو میکنیم. بسیاری از صفحات با موضوعات مختلف فعال هستند؛ از فروشگاههای لباس گرفته که ست لباس زوج، مادر و فرزند ارائه میدهند گرفته تا سفرههای یلدایی؛ آتلیههای عکاسی نیز سهم قابل توجهی از این تبلیغات را به خود اختصاص میدهند.
این تجمل گرایی که در پلهی بعدی حرکت خود در این شرایط سخت اقتصادی میتواند به بنیان خانوادههای کم بضاعت ضربات سنگینی وارد کند اکنون در حال رسوخ به کف جامعه است.
روزگاری خانوادهها چشمانتظار شب چله بودند تا یکبار دیگر دور سفرههای بیریا دور هم جمع شوند و مادربزرگ و پدربزرگ مهربان با حکایتهای شیرین و آموزنده گرمابخش محفل باشند.
روزگاری خانوادهها منتظر بودند تا شب چله شود و یکبار دیگر دور سفره عشق و مهربانی از دست مادربزرگ مشتمشت گندم و کنجد برشته یا کشک، توت خشک، انجیرخشک و گردو هدیه بگیرند و لحظه به لحظه با طعم خوراکیها زیر دندانهایشان عشق را مزه کنند.
روزگاری بود که شب چله همه خانوادهها منتظر بودند تا پدر خانواده دیوان حافظ را به دست بگیرد و با تفال بر این گنجینه ادبیات و فرهنگ ایران زمین حافظ شیرازی، شعر بخواند و بقیه همراه با شنیدن صدای دلنشین پدر چای قندپهلو بنوشند؛ چه صفایی داشت.
این سالها شب چله از اصل خود یعنی بهانهای برای دورهمی با صفا، بیریا و بدون تجملگرایی دور شده و افراد از ۲ ماه قبل به این فکر میکنند در شب یلدا چه لباسی بپوشند که تک باشند، چه ظرفی بخرند که بقیه از زیبایی آن انگشت به دهان بمانند، چه غذایی درست کنند که توانمندی و قدرت مالی خود را به رخ بکشند، چه زیورآلاتی استفاده کنند که خیره کننده باشد.
تجملگرایی که این سالها خانوادهها در شب چله در پیش گرفتند، نه تنها صمیمیت را بیشتر نکرده بلکه آنان را از هم دور کرده است.
در این شرایط رسالت دستگاههای فرهنگی و به ویژه رسانهها این است که با یادآوری اصل و پیام شُووی چله(شب چله یا شب یلدا) خانوادهها را به سادگی و پرهیز از تجملگرایی دعوت کند.
شب چله یا شب یلدا، یکی از ریشهدارترین و بزرگترین جشنهای ایرانیان و در متون ادبیات و اصطلاحات واژه یلدا، سریانی و به معنای «ولادت» است و نباید اجازه داد در سایه کمتوجهی و سهلانگاری این آیین کهن رو به تحریف و فراموشی برود.
باید سعی شود این تار و پود هویت تاریخی و فرهنگی ایران اسلامی به روشهای مختلف مانند گنجاندن آن در کتابهای درسی، انجام کارهای پژوهشی و علمی یا تهیه برنامههای دورهمی ساده به عنوان الگو، آیین شب چله حفظ و به دور از دستبردهای غیرمعقول امروزی، به نسل آینده منتقل شود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0