حرف بررسی کرد

فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل شهری؛ حلقه پنهان آلودگی و ترافیک در مازندران

ساری گروه اجتماعی: فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل شهری در مازندران دیگر صرفاً یک مسئله فنی و عمرانی نیست؛ این پدیده به یکی از عوامل مؤثر بر تشدید آلودگی هوا، افزایش مصرف سوخت، کاهش ایمنی و سنگین‌تر شدن بار ترافیک در شهرهای استان تبدیل شده است. خیابان‌های پرتردد شهرهای مازندران هر روز شاهد حضور خودروها و وسایل نقلیه‌ای هستند که بخشی از آنها سال‌ها از عمر اقتصادی و استاندارد بهره‌برداری خود عبور کرده‌اند و همچنان در چرخه حمل‌ونقل عمومی و شهری فعالیت می‌کنند.

ساری گروه اجتماعی: فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل شهری در مازندران دیگر صرفاً یک مسئله فنی و عمرانی نیست؛ این پدیده به یکی از عوامل مؤثر بر تشدید آلودگی هوا، افزایش مصرف سوخت، کاهش ایمنی و سنگین‌تر شدن بار ترافیک در شهرهای استان تبدیل شده است. خیابان‌های پرتردد شهرهای مازندران هر روز شاهد حضور خودروها و وسایل نقلیه‌ای هستند که بخشی از آنها سال‌ها از عمر اقتصادی و استاندارد بهره‌برداری خود عبور کرده‌اند و همچنان در چرخه حمل‌ونقل عمومی و شهری فعالیت می‌کنند.

ناوگان فرسوده، بیش از آنکه یک وسیله جابه‌جایی باشد، به منبعی برای تولید آلاینده تبدیل می‌شود. خودروهای قدیمی به دلیل فناوری موتور، سیستم احتراق و استانداردهای پایین‌تر، معمولاً سوخت بیشتری مصرف می‌کنند و آلایندگی بیشتری نیز دارند. در شرایطی که بسیاری از شهرهای استان با افزایش جمعیت، توسعه سکونتگاه‌ها و رشد سفرهای درون‌شهری مواجه هستند، تداوم فعالیت این ناوگان می‌تواند فشار مضاعفی بر کیفیت هوای شهری وارد کند.

از سوی دیگر، فرسودگی خودروهای عمومی فقط به مسئله آلودگی محدود نمی‌شود. خودروهای فرسوده معمولاً نیاز بیشتری به تعمیر و نگهداری دارند و خرابی آنها در مسیرهای پرتردد می‌تواند جریان ترافیک را مختل کند. توقف یک تاکسی، اتوبوس یا خودروی حمل‌ونقل عمومی در یکی از محورهای اصلی شهری، گاهی کافی است تا یک گره ترافیکی ایجاد شود و این گره به معابر اطراف نیز سرایت کند.

مازندران از این منظر شرایط ویژه‌ای دارد. تمرکز جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی در نوار شهری، افزایش سفرهای روزانه، حضور گردشگران و حجم بالای ترددهای بین‌شهری و درون‌شهری، ظرفیت معابر استان را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، هر عاملی که سرعت جابه‌جایی را کاهش دهد، می‌تواند به تشدید ترافیک منجر شود. فرسودگی ناوگان یکی از همین عوامل کمتر دیده‌شده است.

البته نمی‌توان تمام مشکلات ترافیکی شهرهای مازندران را به ناوگان فرسوده نسبت داد. ضعف حمل‌ونقل عمومی، کمبود ظرفیت برخی معابر، نبود پارکینگ کافی، افزایش استفاده از خودروهای شخصی، ضعف مدیریت سفر و توسعه نامتوازن شهری نیز در شکل‌گیری وضعیت موجود نقش دارند. اما نوسازی ناوگان می‌تواند همزمان چند مسئله را هدف قرار دهد: کاهش آلایندگی، کاهش مصرف سوخت، افزایش ایمنی، بهبود کیفیت خدمات عمومی و کاهش احتمال اختلال ناشی از خرابی خودروها.

مسئله مهم‌تر، اقتصاد نوسازی است. بسیاری از مالکان وسایل نقلیه عمومی توان مالی لازم برای جایگزینی خودروهای فرسوده با وسایل نقلیه جدید را ندارند. افزایش قیمت خودرو و هزینه‌های تعمیر و نگهداری، فاصله میان توان اقتصادی رانندگان و هزینه واقعی نوسازی را بیشتر کرده است. بنابراین نمی‌توان صرفاً با تعیین ضرب‌الاجل یا اعمال محدودیت، انتظار داشت ناوگان فرسوده به سرعت از چرخه فعالیت خارج شود. نوسازی بدون تسهیلات مالی، مشوق‌های اقتصادی و برنامه مشخص، عملاً به فشار بیشتر بر رانندگان و حتی کاهش ظرفیت حمل‌ونقل عمومی منجر خواهد شد.

راهکار نیز نباید فقط خرید چند دستگاه اتوبوس یا تاکسی جدید باشد. شهرهای مازندران به یک برنامه جامع نوسازی ناوگان نیاز دارند؛ برنامه‌ای که در آن سن ناوگان، میزان آلایندگی، تعداد سفر، وضعیت اقتصادی رانندگان، ظرفیت حمل‌ونقل عمومی و نیاز واقعی هر شهر به صورت همزمان بررسی شود.

از سوی دیگر، توسعه حمل‌ونقل عمومی باید همزمان با نوسازی ناوگان دنبال شود. اگر اتوبوس و تاکسی جدید وارد شهر شود اما شبکه خطوط، زمان‌بندی، دسترسی و کیفیت خدمات اصلاح نشود، شهروند همچنان ممکن است خودروی شخصی را به حمل‌ونقل عمومی ترجیح دهد. نتیجه چنین وضعیتی، ادامه ترافیک و بازگشت آلودگی در قالبی دیگر خواهد بود.

در نهایت، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل شهری را باید بخشی از یک مسئله بزرگ‌تر یعنی مدیریت شهری و کیفیت زندگی شهروندان دانست. هوای پاک، خیابان‌های روان‌تر و حمل‌ونقل عمومی کارآمد، سه هدف جدا از یکدیگر نیستند. نوسازی ناوگان، اگر با توسعه حمل‌ونقل عمومی، مدیریت ترافیک و سیاست‌های کاهش استفاده از خودروهای شخصی همراه شود، می‌تواند از یک هزینه تحمیلی به فرصتی برای بازسازی نظام جابه‌جایی شهری در مازندران تبدیل شود.