یادداشت| مرگ تدریجی رودخانه تلار

فاطمه عربی : بارها این مثال قدیمی را شنیده ایم که 'هرجا آب هست،آبادانی است'.آب با خود عمران و آبادانی را به دنبال دارد.اما سال هاست که هرجا آبی جریان دارد، عده ای که منافع شان حکم می کند مجوز ساخت ویلا، شهرک سازی و معادن را  در نقاط بکر کوهستانی می دهند.

نه تنهااین کارهایشان آبادانی را  حداقل برای منطقه به همراه نداشت بلکه طبیعت راهم تخریب کردند.سوادکوه مازندران نمونه ای از این دست سوء مدیریت ها است. زیبایی های این شهرستان خیره کننده است. جاده های مارپیچ جنگلی که جنگل هایش در بهار و پاییز همانند نگین انگشتری زیبا می درخشند.رودخانه هایی که از دل کوه می جوشند و به پایین دست سرازیر می شوند،صدای آب،همدم همیشگی اهالی این خطه زیباست.طولانی ترین رودخانه مازندران از زیر پای اهالی شهر عبور می کند،رودخانه تالارکه به ‘تلار’معروف است.طول تقریبی رودخانه۱۵۰کیلومتر برآورد شد که با سرشاخه های متعدد وارد شهر می شوند.شیرگاه،زیراب،پل سفید و ورسک شهرهای کوهستانی زیبا مازندران که می توانستند هم طراز مناطق کوهستانی تهران رشد کنند اما زیبایی های استان موجب شده تا فقر و کاستی هایش در زیر چترسبزش پنهان شود. شاید به توان به جرات تغییرات یک دهه اخیر زیراب وشیرگاه را(بدون در نظر گرفتن ساخت جاده و تونل)،افزایش ساخت و ساز و رشد قارچ گونه خانه های جدید نام برد. وگرنه که توسعه جاده،ساخت پل و تونل از وظایف وزارت راه و شهرسازی و سازمان و اداره های زیر نظر این وزارتخانه در هر استانی است. سوادکوه یکی از محورهای مواصلاتی  کشوراست،ترافیک و تصادف رنجی است که سال ها اهالی منطقه آن را به دوش می کشند.سوادکوه با دارا بودن جاذبه های طبیعی،روستاهای ییلاقی آبشارهای زیبابه تنهایی ظرفیت این را دارد که به قطب گردشگری مازندران تبدیل شود. می توانستیم با درنظر گرفتن مسایل زیست محیطی، صنعت گردشگری را در منطقه رونق بیشتر بخشیم.معنای توسعه از نظربرخی مسولان اما چیز دیگری است.بدون مطالعه صنعت را به دل جنگل های شمال آوردن،شهرک سازی کردن و در حاشیه رودخانه مجوزهایی برای معادن، استخرهای پرورش ماهی داد و یا شهرها را برای گرفتن بودجه مستقل تکه تکه کرد. اما شاید مهم ترین دستاورد را  بتوان افزایش ساختمان های اداری، ویلاسازی،تولید زباله های بیشتر و آلودگی رودخانه تالار در دو دهه گذشته در این منطقه برشمرد.

حاشیه رودخانه یا زباله دانی

اگر به عنوان مسافر وارد شهر زیراب شوید،به طور حتم  با دیدن زیبایی ها و هوای پاک وتازه، شهری کوهستانی،حس خوبی را تجربه خواهید کرد اما با کمی قدم زدن درسطح شهر و حاشیه رودخانه واستشمام بوی نامطبوع فاضلاب نظرتان عوض می شود و ترجیح می دهید هرچه زودتر از شهر خارج شوید. حاشیه رودخانه به زباله دانی تبدیل شده است.تمام کوچه و خیابان های شهر کانال کشی شده است و از کنار هر خانه ای این کانال ها رد می شود.تصورتان این است که این اقدام در راستای هدایت آب های سطحی صورت گرفت اماکمی که دقت می کنید متوجه لوله های فاضلابی می شوید که از هرخانه ای به این کانال ها می رسد.

تمامی آب های فاضلاب خانگی به جز فاضلاب انسانی وارد کانال و از آن جا وارد رودخانه می شود.اگر  یک شب در این شهر اقامت داشته باشید تصورتان از صدای شنیدن  شر شر آب، این احتمال را می دهید که صدای آب رودخانه است.اما فقط این صدا، صدای ورود آب فاضلاب خانگی به داخل این کانال ها است. در این جاگویی کسی دلش برای محیط زیست نمی سوزد. رودخانه ای که قرار بود با خود خروش و جوشش  به همراه داشته باشد به فاضلاب روبازی برای زندگی جوندگان تبدیل شد. بخش بزرگی از آلودگی این رودخانه توسط فاضلاب های خانگی است که به دلیل نبود سیستم جامع فاضلاب شهری انجام می شود. طبق نظر کارشناسان حفر چاه جاذب برای مناطق بالادست فایده ندارد چراکه چاه خانه های بالادست به خانه های پایین دست نفوذ می کند و با استقرار سیستم جامع فاضلاب می توان این مشکل را حل کرد. اما آن چه در این بین اتفاق افتاده است،مرگ تدریجی رودخانه تالار به دلیل سومدیریت مسولان و شهروندانش است.

پاسخ های تکراری مسولان

‘تالار’ در بالادست توسط مجوزهای غیر کارشناسی معدن های شن و ماسه،ویلاسازی های بی حد و حساب، ایجاد شهرک های صنعتی،رستوران و اقامت گاه های بین راهی،استخرهای پرورش ماهی،کارخانه زغالشویی وفاضلاب های خانگی از سال های گذشته آلوده شده است و در پایین دست هم توسط شهرداری و اهالی شهر به مرکز دپوی زباله تبدیل شد.ورود شیرابه زباله در شهرستان قائم شهر به داخل رودخانه مشکل امروز و دیروز این شهرستان و حتی استان نیست. سال هاست است که دوستداران محیط زیست و رسانه های استان فریاد زدند و نوشتند اما گوشی شنوا برای شنیده شدن نیست.جواب های مسولان از این دو حالت خارج نیست یاطرح ها در دست مطالعه است و یا بودجه هنوز تامین نشده است.طرحی که هجده سال پیش مصوب و از قضا بودجه هم برایش تعریف شد چرا نباید سرانجامی داشته باشد و همچنان بعد از گذشت چندین سال شاهد دپوی زباله به ویژه زباله های عفونی بیمارستانی باشیم!

ورود حجم زیادی از شیرابه به رودخانه در پایین دست آلودگی زیست محیطی را دوچندان کرده است.در مسیر رودخانه زمین و باغ های زیادی وجود دارد که با آب های آلوده رودخانه آبیاری می شوند. علاوه بر تمامی این آلودگی ها باید به ورود سم های مزارع کشاورزی و باغ ها هم  که در مجاورت رودخانه قرار دارند اشاره کرد. و محصولات باغی و کشاورزی که با آب های آلوده رودخانه آبیاری می شود مورد استفاده عموم قرار می گیرد. حاشیه رودخانه هم توقف گاه مسافران زیادی است که به گمان این که  چون رود جریان دارد، آب تمیز و قابل آشامیدن  است  تنی به آب می زنند و میوه ظرف هایی را که به همراه دارند با رودخانه شست و شو می دهند. بسیاری از همین مسافران هم زباله های خود را در حاشیه رودخانه رها می کنند که توسط حیوانات ولگرد به رودخانه برمی گردد.شاید تصور مسافران بر این است که،حاشیه رودخانه های شمالی پاک بان دارد.سرشاخه های متعدد رودخانه بعد از طی مسیری همراه با آلودگی های زیادی به دریا می رسند. دریای خزر که خود آلودگی های زیادی دارد،میزبان رودخانه هایی با انواع آلایندگی ها هم است.

شاید’تلار’ تنها رودخانه ای در کشور باشدکه ازسرچشمه تا محل ورود به دریا  مورد بی مهری انسان ها قرار گرفته است. مسولان در دولت های مختلف با شعار محرومیت زدایی و توسعه صنعت، کمر به نابودی محیط زیست مازندران بستند. ابتدا طرح هایشان اجرایی می شود بعد از این که در مورد آلاینده بودنشان مباحثی گفته می شود سعی در رفع اشکال می کنند.

کارخانه کک سازی البرز مرکزی نمونه بارزی از این دست مطالعات است. سال ها باطله های زغال در مجاورت رودخانه انباشه می شد،آب که سیاه شد گفتند ناشی از رانش باطله هاست که درگذشته اصولی روی هم قرار نگرفت اما جای نگران نیست چرا که آلایندگی زیست محیطی ندارد،سمی هم نیست. برای جبران و یا حل مساله عنوان کردند که تاکنون به اشتباه گفته شد زغال باطله!اینها مواد معدنی قابل بازیافت هستند که می شود در ترکیب بتن،نیوجرسی،بلوک و مصالح ساختمانی و راه سازی استفاده کرد. امامدتی بعد مسولی از محیط زیست مساله را از اساس رد کرد و گفت، وقتی آب رودخانه سیاه می شود،سطح اکسیژن آب پایین می آید،نور خورشید به آب نمی رسد و گیاهان و جانورانی که در آب زندگی می کنند از بین می روند ضمن اینکه این مساله به کشاورزی منطقه هم آسیب می رساند. مسولان و همه شهروندان حاشیه رودخانه تلار اگر بعد از این همه فجایع زیست محیطی اقدامی برای حل مشکل نکنند به طور حتم به زودی مثل بسیاری از پدیده های طبیعی کشور که ازبین رفته اند، شاهد مرگ بزرگترین رودخانه مازندران خواهیم بود.