نظارت بعد فراموش شده مدیریت سواحل
ساری گروه اجتماعی: پس از جان باختن سه گردشگر در تعطیلات گذشته در سواحل غرب مازندران، بعد نظارتی بر مدیریت سواحل استان در تابستان را می توان یکی از مهم ترین ضروریات اجتماعی در استان نام برد. سواحل مازندران سالهاست در صدر اخبار تلخ و هشداردهنده قرار دارند؛ از غرقشدگی گردشگران گرفته تا نبود ایمنی کافی در بخشهایی از نوار ساحلی. در کنار این حوادث تکرارشونده، یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: چرا با وجود ظرفیتهای مدیریتی و قوانین مشخص، سواحل مازندران هنوز جان میگیرند؟ پاسخ را باید نه فقط در رفتار گردشگران یا شرایط طبیعی، بلکه در یک حلقه مهم و کمتر دیدهشده جستوجو کرد: «نظارت پس از بهرهبرداری» که در مدیریت سواحل به حاشیه رانده شده است.
در نگاه نخست، مدیریت سواحل در شمال کشور ساختارمند به نظر میرسد. طرحهای سالمسازی دریا، استقرار ناجیان غریق در فصل شنا، نصب تابلوهای هشدار و تعیین محدودههای مجاز شنا، همگی در دستور کار نهادهای مسئول قرار دارد. اما مسئله اصلی اینجاست که این اقدامات اغلب مقطعی، فصلی و وابسته به شرایط خاص هستند؛ نه بخشی از یک نظام پایش دائمی و یکپارچه.
یکی از مهمترین خلأها، ضعف در نظارت مستمر بر نقاط حادثهخیز است. بسیاری از سواحل مازندران دارای وضعیت یکنواخت ایمنی نیستند؛ برخی نقاط از امکانات مناسب برخوردارند، اما در فاصله کوتاهی از آنها، مناطق کاملاً بدون پوشش نجات یا هشدار قرار دارد. این ناهماهنگی باعث میشود گردشگرانی که آگاهی کافی ندارند، ناخواسته وارد محدودههای خطر شوند. در چنین شرایطی، نبود نظارت فعال و دائمی، خود به عامل تشدیدکننده خطر تبدیل میشود.
از سوی دیگر، مسئله «نظارت پس از اجرا» در پروژههای ساحلی نیز مغفول مانده است. بسیاری از طرحهای گردشگری و بهرهبرداری ساحلی پس از دریافت مجوز، وارد مرحله اجرا میشوند، اما کنترل دقیق بر ادامه رعایت استانداردها، حفظ مسیرهای دسترسی عمومی و اجرای الزامات ایمنی بهطور مستمر انجام نمیشود. این موضوع به تدریج باعث شکلگیری فضاهایی میشود که در آنها اولویت با بهرهبرداری اقتصادی است، نه ایمنی عمومی.
عامل دیگر، تعدد نهادهای دخیل در مدیریت سواحل است. از استانداری و فرمانداریها گرفته تا شهرداریها، منابع طبیعی، گردشگری و دستگاههای امدادی، هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند. اما نبود یک فرماندهی واحد و نظام پاسخگویی شفاف، موجب شده هماهنگی لازم در مدیریت ایمنی سواحل شکل نگیرد. در عمل، هر نهاد بخشی از وظایف را انجام میدهد، اما هیچ ساختار متمرکزی برای ارزیابی عملکرد کلی وجود ندارد.
در کنار این موارد، باید به ضعف فرهنگسازی و اطلاعرسانی نیز اشاره کرد. بسیاری از گردشگران، بهویژه مسافران فصلی، شناخت دقیقی از وضعیت جغرافیایی و خطرات دریای خزر ندارند. تغییرات ناگهانی عمق آب، جریانهای زیرسطحی و نبود دید کافی در برخی مناطق، از جمله عوامل طبیعی خطرزا هستند. اما وقتی این عوامل با نبود هشدارهای مؤثر و نظارت میدانی همراه میشوند، احتمال وقوع حادثه به شکل قابل توجهی افزایش مییابد.
نکته مهمتر، کمرنگ بودن نگاه پیشگیرانه در مدیریت سواحل است. در بسیاری از موارد، واکنشها پس از وقوع حادثه شکل میگیرد؛ در حالی که مدیریت ایمن سواحل نیازمند پایش لحظهای، تحلیل دادههای حوادث گذشته و اصلاح مستمر نقاط ضعف است. نبود سامانههای هوشمند پایش، کمبود نیروی انسانی در برخی نقاط و محدودیت امکانات امدادی، این ضعف را تشدید کرده است.
با این حال، نمیتوان از اقدامات انجامشده نیز چشم پوشید. استقرار ناجیان غریق در فصل تابستان، اجرای طرحهای سالمسازی و تلاش برای ساماندهی برخی نقاط حادثهخیز، نشاندهنده وجود اراده مدیریتی است. اما مشکل اصلی در عدم تداوم، نبود انسجام و ضعف در نظارت پس از اجرا است؛ جایی که سیاستها به جای تبدیل شدن به یک سیستم پایدار، در حد اقدامات مقطعی باقی میمانند.
در نهایت، آنچه سواحل مازندران را همچنان به نقطهای حادثهخیز تبدیل کرده، نه فقط طبیعت دریا یا رفتار گردشگران، بلکه شکاف در حکمرانی ایمنی است. تا زمانی که نظارت پس از بهرهبرداری به عنوان یک فرآیند دائمی، هماهنگ و پاسخگو تعریف نشود، سواحل همچنان در فصلهای پرتردد، خبرساز خواهند بود؛ خبرهایی که هر بار با یک حادثه تلخ آغاز و با یک هشدار تکراری پایان مییابد، بیآنکه تغییر ساختاری عمیقی در مدیریت آنها رخ داده باشد.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0