برچسب فرسوده بر بافتهای با ارزش تاریخی مازندران

ساری-گروه اجتماعی: حقیقت این است که در دنیای امروز، بناهای قدیمی دیگر تنها پناهگاه‌هایی برای زندگی نیستند؛ آن‌ها به دلیل ویژگی متمایزی که دارند یک رکن کهم گردشگری تجربه‌گرا یا اقتصاد تجربخ هستند. از بافت‌های تاریخی اروپا تا کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرهای تاریخی خودمان، همیشه صف‌هایی از گردشگران و شهروندان برای دیدن یک خانه‌ی اصیل وجود دارد.

ساری-گروه اجتماعی: حقیقت این است که در دنیای امروز، بناهای قدیمی دیگر تنها پناهگاه‌هایی برای زندگی نیستند؛ آن‌ها به دلیل ویژگی متمایزی که دارند یک رکن کهم گردشگری تجربه‌گرا یا اقتصاد تجربخ هستند. از بافت‌های تاریخی اروپا تا کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرهای تاریخی خودمان، همیشه صف‌هایی از گردشگران و شهروندان برای دیدن یک خانه‌ی اصیل وجود دارد.

بناها و محله‌های قدیمی مازندران درحالی موزه زنده‌ و سرمایه‌ ارزشمند فرهنگی این منطقه به حساب می‌آیند که سال‌هاست با برچسب بافت فرسوده و کلنگی بودن، هویت و اصالت‌شان در معرض تخریب قرار گرفته است. اما تجربه‌ی مدیریت‌های شهری پیشرو نشان می‌دهد که راهکار نجات این بافت‌ها، نه در جنگیدن با تاریخ و اصالت، بلکه در تغییر نگاه از تخریب به حفظ و ایجاد ارزش افزوده است؛ جایی هنر مدیریت شهری با ارائه مشوق‌هایی نظیر زمین معوض و توقف صدور مجوز نوسازی در هسته‌های تاریخی، هم به اصالت شهر جان می‌بخشند و هم دغدغه‌های مالی مالکان را برطرف می‌کند.

حتماً این جمله به گوشتان خورده است: خانه کلنگی است؛ قیمت زمین محاسبه می‌شود.این همان جمله‌ای است که هویت و اصالت یک خانه ارزشمند را به یک عدد در ماشین‌حساب کاهش می‌دهد. اما حقیقتِ تلخِ این نگاه، نادیده گرفتنِ آن است که بافت‌های باارزش و محله‌های قدیمی، فقط مجموعه‌ای از آجر و ملات نیستند؛ آن‌ها هویت و حافظه‌ی تاریخی زنده یک شهر به حساب می‌آیند.

برخی از خانه‌هایی که این روزها در شهرهای مازندران به عنوان خانه کلنگی معامله می‌شوند تا تخریب شوند و جای خود را به برج و آپارتمان بدهند، در شهرهای اروپایی یک ملک قیمتی به شمار می‌آیند؛ چرا؟ چون ارزش ملک در ذهن آن‌ها نه در میزان طبقات مجاز، بلکه در اصالت و تمایز است. برای آن‌ها بافت های تاریخی، محله‌های قدیمی حکم چاهِ نفتِ روی زمین را دارد. شاید در چشم بسیاری از افراد، برج‌ها و ساختمان‌های نوساز خیره‌کننده باشد، اما این یک حس گذرا به حساب می‌آید. چون حس تعلق به شهر در کوچه‌پس‌کوچه‌های بافت باارزش و قدیمی هر منطقه نهفته است.

به همین خاطر «جین جیکوبز»، نظریه‌پرداز بزرگ شهرسازی، معتقد است که: «ایده‌های نو، اغلب در ساختمان‌های قدیمی متولد می‌شوند. شهرها برای اینکه زنده بمانند، به ساختمان‌های قدیمی نیاز دارند تا فضایی برای خلاقیت، فرهنگ و کسب‌وکارهای کوچک فراهم کنند.

اصلا به همین خاطر است که در آثار معماران معاصر برجسته ایران هم نوعی تلاش برای تزریق اصالت و هویت بومی منطقه دیده می‌شود و اقداماتی از این جنس باعث می‌شود آثاری متفاوت و تحسین‌برانگیز خلق شود.

در این بین تجربه‌ی شهرهای پیشرو نشان می‌دهد که مدیریت شهریِ خلاق، به جای جنگیدن با زمان، از آن بهره می‌برد. در شهرهایی مانند یزد، اصفهان، شیراز، تبریز و حتی گرگان، حفظِ معابر و بناهای تاریخی نه یک هزینه، که یک سرمایه‌گذاری در گردشگری فرهنگی به حساب می‌آید. این نگاه باعث شده تا این شهرها با تبدیل بافت‌های قدیمی به جذابیت‌های شهری، نتایجِ اقتصادی و فرهنگی مطلوبی را رقم بزنند.

مازندران نیز شهرهایی همچون ساری، بابل، آمل، تنکابن و رامسر را در خود جای داده که گنجینه‌های معماریِ ارزشمندی دارند. متأسفانه تا امروز، بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها در حدِ انتظار و حتی نسبت به پتانسیلِ موجود، محقق نشده است. در حالی که در مدل‌های موفق، شهرداری‌ها با حمایت از مرمت و ایجاد انگیزه‌ی مالکان برای بازآفرینیِ بناها، هم به هویت شهر خدمت می‌کنند و هم به اقتصادِ محلی دامن می‌زنند.

اهمیت احیای بافت‌های تاریخی

احیای بافت تاریخی با مرمت بناها، بهبود زیرساخت‌ها، ارتقای خدمات شهری و حفظ هویت محلی نقش بسیار اثرگذاری در بهبود زندگی ساکنان آن خواهد داشت. این کار مانع از تخلیه تدریجی بافت و مهاجرت جمعیت می‌شود

بافت‌های تاریخی بازسازی‌شده، مقاصد اصلی گردشگران داخلی و خارجی نیز محسوب می‌شوند. حفظ اصالت معماری و فرهنگ محلی در کنار ارائه خدمات گردشگری مدرن، می‌تواند منبع درآمد پایداری برای شهر و ساکنان آن باشد.

بازآفرینی بافت‌های تاریخی همچنین فرصت‌های شغلی متعددی در حوزه مرمت، صنایع دستی، گردشگری، هتل‌داری و رستوران‌داری ایجاد می‌کند.

برخلاف تخریب و نوسازی بی‌رویه، احیای بافت‌های تاریخی به حفظ الگوهای سازگار با اقلیم و پایداری شهری هم کمک می‌کند.

اما به رغم اهمیت احیای این بافت ها، در مسیر انجام این کار موانع و چالش هایی وجود دارد که از جمله می توان به ناهماهنگی لازم بین دستگاه‌های متولی، نبود منابع مالی کافی و پایدار، ضعف در قوانین و اجرای حفاظت از میراث فرهنگی و عدم تمایل ساکنان به مشارکت در احیای این بافت‌ها اشاره کرد.

تهیه و اجرای طرح‌های جامع بازآفرینی با مشارکت بخش خصوصی و جامعه محلی، آموزش و توانمندسازی ساکنان در زمینه نگهداری و بهره‌برداری از بناهای تاریخی، اعطای تسهیلات مالی و مشوق‌های اقتصادی برای مرمت املاک فرسوده و ایجاد زیرساخت‌های گردشگری با حفظ اصالت بافت از جمله راهکارهایی است که می توان در جهت احیای این بافت ها به کار بست