حرف بررسی کرد

سهم ناچیز مازندران از بازچرخانی پساب؛ زیرساخت‌ها کجا مانده‌اند؟

ساری گروه اجتماعی: بحران کم‌آبی و کاهش منابع آب تجدیدپذیر، استفاده دوباره از پساب تصفیه‌شده را به یکی از راهبردهای مهم مدیریت منابع آب در کشور تبدیل کرده است؛ راهبردی که اگرچه می‌تواند فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد، اما در صورت نبود نظارت و رعایت استانداردهای زیست‌محیطی، به تهدیدی برای خاک، منابع زیرزمینی و سلامت محصولات کشاورزی تبدیل خواهد شد. در این میان، آمارهای سازمان حفاظت محیط زیست از یک تفاوت معنادار میان استان‌های کشور حکایت دارد؛ در حالی که تهران، اصفهان و خراسان رضوی بیشترین سهم مصرف پساب را دارند، مازندران در گروه استان‌هایی قرار گرفته که کمتر از ۱۰ درصد پساب تولیدی خود را در بخش کشاورزی و فضای سبز مصرف می‌کنند.

ساری گروه اجتماعی: بحران کم‌آبی و کاهش منابع آب تجدیدپذیر، استفاده دوباره از پساب تصفیه‌شده را به یکی از راهبردهای مهم مدیریت منابع آب در کشور تبدیل کرده است؛ راهبردی که اگرچه می‌تواند فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد، اما در صورت نبود نظارت و رعایت استانداردهای زیست‌محیطی، به تهدیدی برای خاک، منابع زیرزمینی و سلامت محصولات کشاورزی تبدیل خواهد شد. در این میان، آمارهای سازمان حفاظت محیط زیست از یک تفاوت معنادار میان استان‌های کشور حکایت دارد؛ در حالی که تهران، اصفهان و خراسان رضوی بیشترین سهم مصرف پساب را دارند، مازندران در گروه استان‌هایی قرار گرفته که کمتر از ۱۰ درصد پساب تولیدی خود را در بخش کشاورزی و فضای سبز مصرف می‌کنند.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست، سالانه بیش از ۹۹۳ میلیون مترمکعب پساب در دو بخش کشاورزی و آبیاری فضای سبز کشور مصرف می‌شود که از این میزان، ۸۸۳ میلیون و ۵۳۰ هزار مترمکعب به کشاورزی و ۱۰۹ میلیون و ۷۲۰ هزار مترمکعب به فضای سبز اختصاص دارد. به عبارتی، کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده پساب در کشور است و حدود ۸۹ درصد از پساب مصرف‌شده در این دو بخش را به خود اختصاص می‌دهد.

با وجود این ظرفیت، نرخ بهره‌برداری از پساب در کشور تنها ۵۳.۸۵ درصد اعلام شده است. تهران با مصرف سالانه ۳۷۹ میلیون و ۸۳۰ هزار مترمکعب و نرخ بهره‌برداری ۸۳.۶ درصد در صدر قرار دارد. اصفهان با ۱۵۳ میلیون و ۸۱۰ هزار مترمکعب و خراسان رضوی با ۱۱۲ میلیون و ۶۸۰ هزار مترمکعب در رتبه‌های بعدی هستند. این سه استان در مجموع حدود ۶۵ درصد کل مصرف ثبت‌شده پساب در کشاورزی و فضای سبز کشور را به خود اختصاص داده‌اند.

اما جایگاه مازندران در این آمار قابل تأمل است. این استان در کنار ۱۱ استان دیگر کشور، در گروه مناطق دارای نرخ بهره‌برداری کمتر از ۱۰ درصد قرار دارد. به این ترتیب، مازندران برخلاف استان‌های کم‌آب مرکزی که به سمت استفاده گسترده‌تر از پساب حرکت کرده‌اند، هنوز سهم بسیار محدودی از این منبع جایگزین را در کشاورزی و آبیاری فضای سبز به کار گرفته است. البته در آمار منتشرشده، رقم دقیق تولید و مصرف پساب مازندران اعلام نشده و نمی‌توان درباره حجم واقعی ظرفیت بلااستفاده استان قضاوت عددی کرد؛ اما قرار گرفتن آن در پایین‌ترین گروه بهره‌برداری، ضرورت بررسی دلایل این وضعیت را نشان می‌دهد.

بخش مهمی از فعالیت کشاورزی مازندران بر پایه کشت برنج و باغداری شکل گرفته است. شالیزارها به حجم قابل توجهی آب در دوره‌های مشخص کشت نیاز دارند و تأمین آب آنها مستلزم مدیریت دقیق شبکه‌های آبیاری است. استفاده از پساب در چنین شرایطی بدون بررسی دقیق کیفیت، زمان‌بندی مصرف و سازگاری آن با نوع محصول، می‌تواند مخاطرات بهداشتی و زیست‌محیطی ایجاد کند. از سوی دیگر، پراکندگی مزارع و باغ‌ها و خرد بودن بسیاری از اراضی کشاورزی، ایجاد شبکه‌های مستقل انتقال پساب را از نظر اقتصادی و اجرایی دشوار می‌کند.

کیفیت پساب نیز یکی از موانع مهم توسعه این شیوه در مازندران است. در استانی که تولید محصولات غذایی مانند برنج، مرکبات و سبزیجات سهم مهمی در اقتصاد آن دارد، استفاده از پساب نامناسب می‌تواند نگرانی‌های جدی درباره ورود فلزات سنگین، عوامل بیماری‌زا و ترکیبات شیمیایی به خاک و محصولات کشاورزی ایجاد کند. نزدیکی بسیاری از اراضی کشاورزی به رودخانه‌ها و منابع آب زیرزمینی نیز حساسیت موضوع را افزایش می‌دهد. بنابراین، استفاده از پساب در این استان باید با استانداردهای سخت‌گیرانه‌تر و متناسب با نوع محصول همراه باشد.

در کنار این موارد، محدودیت ظرفیت برخی تصفیه‌خانه‌ها، نبود شبکه مستقل انتقال پساب، هزینه احداث زیرساخت‌های جمع‌آوری و انتقال و فاصله میان مراکز تولید فاضلاب شهری و اراضی کشاورزی نیز می‌تواند از عوامل مؤثر بر پایین بودن نرخ بهره‌برداری باشد. این موارد البته نیازمند بررسی میدانی و انتشار آمار تفصیلی از سوی دستگاه‌های متولی است تا مشخص شود سهم هر عامل در وضعیت موجود چقدر است.

راهکار مناسب برای مازندران، تدوین الگوی منطقه‌ای بازچرخانی آب است. در گام نخست باید ظرفیت تصفیه‌خانه‌های استان، میزان تولید پساب، کیفیت خروجی و فاصله آنها با مراکز مصرف مشخص شود. سپس می‌توان با اولویت آبیاری فضای سبز شهری، کمربندهای سبز، جنگل‌کاری و برخی مصارف غیرخوراکی، شبکه‌های مستقل انتقال پساب را توسعه داد. استفاده در کشاورزی غذایی نیز باید صرفاً در مناطق دارای شرایط مناسب و پس از تأیید استانداردهای بهداشتی و زیست‌محیطی انجام شود.

مازندران نباید صرفاً به دلیل قرار گرفتن در گروه استان‌های دارای مصرف کمتر از ۱۰ درصد، به دنبال افزایش شتاب‌زده استفاده از پساب باشد. مسئله اصلی، یافتن تعادل میان بهره‌وری منابع آب و حفاظت از سرمایه‌های طبیعی استان است. پساب می‌تواند بخشی از پاسخ به بحران آب باشد، اما برای استانی که امنیت غذایی، اقتصاد کشاورزی و سلامت خاک آن اهمیت راهبردی دارد، استفاده ایمن از این منبع باید مقدم بر افزایش حجم مصرف باشد. هدف مازندران نباید رکوردشکنی در مصرف پساب باشد؛ بلکه باید تبدیل شدن به الگویی از بازچرخانی ایمن آب، بدون به خطر انداختن خاک، محصولات کشاورزی و سلامت مردم باشد.