139406071056256735981314
براساس اعلام دفترمطالعات سازمان ثبت احوال،حدود ۳۵ درصدخانوارهای ایرانی تک فرزندهستند. البته این آمار مربوط به خانوارهای شهری است و طبق تحقیقات انجام شده، در روستاها نیز شرایط مشابهی داریم و قریب به ۳۰ درصد خانواده ها در روستاها تک فرزند هستند و یا فرزندی ندارند.
اما اگر بخواهیم دلایل اصلی برای شیوع پدیده تک فرزندی را بررسی کنیم، در اینکه اقتصاد ضعیف از دلایل اصلی این پدیده است،شکی نیست.
بارهااززبان این خانواده هاشنیدیدم که”ازپس این یکی هم برنمی آییم”وصدالبته که این جمله قابل درک است. بنابرآمار،سال های دور،۸۰ درصدخانوارهای ایرانی به طورمیانگین۳فرزند داشته اند.
براساس آمار سازمان های بین المللی، متوسط بعد خانوار در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۴ میلادی ۲.۴ نفر گزارش شده که از سال ۲۰۰۵ تغییری نکرده است.کرواسی با ۲.۸ نفر در سال ۲۰۱۴ بالاترین متوسط بعد خانوار و آلمان و سوئد هر دو با متوسط ۲ نفر پایین ترین متوسط بعد خانوار را دارند.
حال، سوال این است که چرا از میانگین ۳ فرزند به تک فرزند نزول پیداکرده ایم؟
به طور قطع می دانیم که تک فرزندی ازمنظرفرهنگی،اجتماعی واقتصادی قابل بررسی وآسیب شناسی است.
بابررسی آماری می توان دریافت که اگراین پدیده ادامه یابد،درسال۱۴۳۰ تقریبا کلمات عمه،خاله،دایی وعمو از ادبیات کشورپاک می شوند.
نیک می دانیم که بیشترارتباطات ازمیهمانی ها وشب نشینی هاتاسایرمسایل مرتبط باتربیت فرزنددردوران کودکی درارتباط با خویشاوندان نزدیک است وقطع این مقوله،آسیب های جدی به نسل های آینده واردمی کند.
تک فرزندی و افزایش آن در میان خانواده های ایرانی رابطه مستقیمی با مولفه هایی همچون شهر و محل زندگی، وضعیت مالی، سطح فرهنگی و وضعیت تحصیلی ندارد؛ چه بسیار خانواده هایی مشاهده می شوند که در شهرهای کوچک زندگی می کنند و از امکانات رفاهی مناسبی برخوردارند اما تک فرزندی را پیشه کرده اند و چه بسیار خانواده هایی که در کلان شهرها حضور دارند و از سطح مالی و فرهنگی متوسطی برخوردارند اما به علت های گوناگون شخصی و اجتماعی اصرار بر تک فرزندی دارند.
این تغییر در ساختار خانواده و کاهش تعداد فرزند، تغییر در روابط درون خانواده را نیز به همراه داشته و کیفیت زندگی تک‌فرزندان را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، خانواده‌ های تک ‌فرزند با محدودیت ایفای نقش مواجه ‌اند. زیرا فرزند، امکان ایفای نقش خواهر یا برادر را ندارد و از قابلیت ‌ها و مهارت­ هایی که در روابط بین خواهر و برادر شکل می­ گیرد، محروم است.
از سوی دیگر، وقتی همه امکانات و توجهات به یک نفر اختصاص دارد، به همین میزان سطح انتظارات و توقعات از او نیز بالا می­رود. همچنین، چنانچه همه امکانات در خدمت تک‌فرزند قرار داشته باشد، ممکن است بر اثر تربیت نادرست، انتظارات تک‌فرزند به طرز نامناسب رشد کند. در چنین مواقعی، تک‌فرزند در مواجهه با واقعیت­‌های اجتماعی زندگی روزمره دچار سرخوردگی می‌شود.
ازمعایب دیگر تک فرزندی این است که حمایت شدید و دائمی از تک‌فرزند و تأمین همه خواسته‌­های او ممکن است میزان تحمل فرد را در دستیابی به خواسته­‌ها کاهش دهد.
یکی دیگر از مشکل های تک فرزندان، خودکم بینی و اعتماد به نفس ضعیف است که نشانه های آن را می توان در ابتدای ورود آنان به مهدکودک یا مدرسه در برقراری روابط با سایر همسالان شان مشاهده کرد.
بر هم خوردن تعادل جنسیتی با تک فرزندی، کاهش جمعیت کار و افزایش جمعیت مصرف کننده و سالخورده از دیگر پیامدهای تک فرزندی یا بی فرزندی است که در درازمدت آثار آن در کاهش رشد و توسعه ی جامعه مشاهده خواهد شد.
اما دلایل تک فرزندی چیست؟
تغییر نگرشهای افراد به سمت نگاه‌های مادی گرایانه، فردگرایی و لذت جویی می‌تواند در کنار تغییرات فرهنگی دلیلی محکم برای رشد تک فرزندی در جامعه ایران باشد.
مسأله دیگر افزایش سن ازدواج است که در یک بُعد ناشی از تغییر نگرش افراد، در سوی دیگر افزایش تحصیلات و همچنین افزایش اشتغال زنان است. این تغییر در افزایش سن ازدواج، به صورت مستقیم روی پدیده فرزندآوری و تعداد فرزندان تأثیرگذار است. شرایط امروز اجتماع به صورتیست که افراد فرصت کمتری برای داشتن فرزند و دغدغه بیشتری برای تربیت آنان دارند. فردی که همزمان تحصیل کرده و البته شاغل است، فرصت تربیت و پرورش پنج فرزند را ندارد. از سوی دیگر، مسائل اقتصادی تاثیر بسزائی در تمایل خانواده ها به کم فرزندی و تک فرزندی داشته و دارد.
دلیل مهم دیگر، فقدان اصول سلامت روانی در زندگی های شهری است. به این معنا که اجاره نشینی در فضای آپارتمان های امروزی، کم فرزندی را به خانواده ها اجبار می کند. در معماریِ امروز، تعداد فرزندان شما باید کمتر باشد!
نکته قابل توجه دیگر درمقوله تک فرزندی، این است که وقتی باروری به زیر سطح
جایگزینی یعنی کمتر از دو یک دهم می­رسد، ما با بحران تک فرزندی روبه رو هستیم. مسئله ای که اگرچه در جامعه ما بحران نیست اما به دلیل بالا رفتن سن ازدواج از یکسو و بالا رفتن سن فرزندآوری دوم، بحران پنداشته می شود. در واقع مادران زیادی در جامعه ما، فرزند دوم را در فاصله زیادی با فرزند اول به دنیا می آورند و در واقع مسئله تک فرزندی را در سال های بعد جبران می کنند.
🔹درنهایت اینکه، متوسط تعداد فرزندان هر خانوار در کشور در اوایل دهه ی ۴۰ حدود هفت فرزند بود که این تعداد به دلیل فعالیت های کنترل جمعیت رو به کاهش گذاشت تا به امروز که نرخ باروری به ۱٫۵ فرزند برای هر خانوار در کشور کاهش یافته است و با ادامه ی این روند در آینده نزدیک و به دلیل نداشتن تناسب جمعیتی، در ردیف پیرترین کشورهای دنیا قرارخواهیم گرفت.
گفتمان درخصوص تک فرزندی واثرات آن بسیار است اما با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت که باور ما دراین خصوص، نسل آینده را می سازد و علی رغم همه مسایل مطرح شده، کانون گرم خانواده به چندفرزند نیاز مبرم دارد و شاید به همین دلیل باشد که برای نمونه درکشوری مانند ایتالیا برای تولد فرزند سوم دریک خانواده، یک قطعه زمین به خانواده اهدا می شود وبطور مشابه درسایر کشورهای اروپایی، مشوق های فراوان مادی ومعنوی درنظرگرفته می شود و خوشبختانه درسال های اخیر، چه درحیطه قانون گذاری و چه در حیطه اجرایی و البته درحوزه قضایی، موارد متنوع وگسترده جهت حمایت از خانواده چندفرزندی، درنظر گرفته شده است.
دکترمجیدقربانی؛استاد دانشگاه وپژوهشگر