1
حسین زحمتکش//
فصل پیاده روی اربعین بار دیگر فرا رسید و سیل عاشقان حسینی از سراسر دنیا به جاده ای که ۸۰ کیلومتر و ۱۴۴۰ عمود است سرازیر شد. جمعیتی که به جز ساعت نماز ثانیه ای توقف برای وصال به یار نداشت. عشق و ارادت به خاندان علی (ع) و شوق زیارت حسین بن علی (ع) کاری با دل های مومنان و عاشقان کرده است که تاول های دردآور، خستگی و جراحت های راه نمی گذاشت لحظه ای صبر کنی چرا که صدای “هل من ناصر ینصرنی” مولایت مدام در گوشت زمزمه می شد و عزم راه رفتن و وصال به عشقی که سه دهه در دیدارش سوخته ای تو را با سر به حرکت وا می داشت. در مسیر وقتی به زخم های پا و خستگی جوارح و جوانحت می نگریستی بیخود اشک در چشمانت جمع می شد چرا که یاد مصیبت های کربلا و اسرای آن ، زخم ها و خستگی را برایت بی معنا می ساخت. زینب(س) با آن همه دردی که از داغ عزیزانش کشیده و رنج یک اسارت را به تن خریده در آخر فرمود: ما رایت الا جمیلا! آری وقتی این شیر زن دخت علی(ع) مصائبش را که به کوه دهی متلاشی می شود زیبا می پندارد حال چرا زائر پیاده کربلا باید از خستگی راه بنالد؟ آن هم راهی که قدم به قدمش موکب های عشق و ارادت به خاندان علی (ع) در حال خدمت رسای به زائران هستند! مردمی که درسر درب تمامی موکب هایشان نوشته اند: “حب الحسین هویتنا و خدمه زواره شرافا لنا”! مردم عراق حب حسین(ع) را هویت و خدمت به زوارش را شرافتشان می دانند! این حب حسین فقط در دل بزرگان و سالمندان نیست! کودکان خردسالی که مدام فریاد می زنند: هله بیکم یا زائر! خوش آمدی زائر! کودکانی که از خردسالی، مادرانشان حب علی(ع) و آل علی(ع) را در دل آن ها رسوخ داده اند تا یکسال از زندگی خود را در انتظار خدمت به زائران امام حسین (ع) سپری کنند! کودکی سه ساله به پایم افتاده بود و مدام اصرار می کرد که لحظه به موکبش بروم و استراحت کنم! مدام می گفت زائر زائر هله بیکم ! پیرمردی که روی زمین نشسته بود و سینی بزرگ را روی سرش گذاشته بود و مدام به فارسی و عربی از زائران تمنا می کرد که به موکبش بروند! وقتی وارد موکب می شدی نگاه به سن و سال حتی نژاد و طایفه ات نمی کردند تو زائر ابی عبدالله هستی و با نگاهی مهربانانه که تاکنون در هیچ جای دنیا ندیده ای مدام می گویند “فضل یا زائر”!
موکب های ایرانی نیز گل کاشتند! مردم ایران که از پیشتازان ارادت به خاندان پیامبر محبت و مهربانی هستند در برپایی موکب های متعدد همت زیادی به خرج دادند، در موکب امام رضا(ع) در عمود ۷۷۰ برنامه های متنوعی داشتند و موکب حضرت فاطمه معصومه(س) در عمود ۱۰۸۰ نیز در خدمت رسانی به زائران کم نگذاشت! خدمت رسانی در این موکب به گونه ای بود که خادمان در سرویس های بهداشتی کفش زائران را تمیز می کردند و جلوی پایشان می گذاشتند!
تمرکز موکب های مازندران نیز از عمود ۱۱۰۰ و از بیمارستان کفیل الحسین(ع) کربلای مقدس شروع می شد، دو موکب انصار الحسین نکا و سوادکوه نیز در تل زینبیه و کنار حرم اباعبدالله الحسین(ع) برپا شده بود که موکب انصار الحسین نکا در روزهای پایانی به دلیل حجم بالای زائران نکایی و تکمیل ظرفیت موکب از پذیرش زائران خودداری می کرد! هر چند اکثر موکب های ایرانی به خصوص مازندرانی در روزهای مانده به اربعین از پذیرش زائران به دلیل تکمیل ظرفیت خودداری می کردند!
در مسیر جاده نجف به کربلا پرچم کشورهای مختلفی دیده می شد به خصوص آذربایجانی ها که تعدد پرچم هایشان در مسیر نشان از تعدد حضور کاروان هایی از این کشور در مسیر بود، هر چند زائر کشور سوئد، لبنان، آلمان و عربستان را مشاهده کردیم.
اما گزارش ها حاکی از ان بود که مردم بیش از ۶۰ کشور دنیا در مراسم روز اربعین حضور داشتند.
* جاده نجف به کربلا در قرق تبلیغات کالای ایرانی
نکته قابل تامل و جالب در مسیر پیاده روی اربعین، قرق تبلیغات کالای ایرانی در جاده نجف به کربلا بود، تبلیغات کاله، صباح، مینو و چای محمود به صورت متعدد کار شده بود، تمامی دکه های این مسیر تابلوی بزرگ شرکت کاله را نصب کرده بود و حتی روی تمامی عمودها نیز تبلیغات این شرکت وجود داشت! شرکت کاله نامی آشنا برای مردم عراق است! هر چند عراقی ها نیز در تولید مواد غذایی دست به کار شدند به گونه ای که تاکنون شرکت های کانون و التاج توانسته اند در تولید محصولات لبنی در بازار عراق خود نمایی کنند، آب معدنی فرات، عرفات و نبا نیز با تاییدیه بهداشت جهانی توانسته بازار آب معدنی عراق را با تولید داخلی به دست گیرند. هر چند جای کار بیشتری برای تبلیغات کالای ایرانی در این مسیر وجود دارد اما تمایل مردم عراق به مصرف کالای ایرانی نسبت به کالاهای عراقی، بستر بسیار مناسبی برای ورود بیشتر به بازار این کشور است.
* ورود به کربلا و وصال یار
پس از گذر از ۱۴۴۰ عمود و ۷۳ کیلومتر پیاده روی شبانه روزی توانستیم به شهر کربلا برسیم. از همان ابتدای ورود به شهر با مملو از جمعیت مواجه می شود، جمعیت که در کوچه و پس کوجهف در خیابان و بزرگراه ها با تراکم بالا وجود دارد و حرکت جمعیت سرعت کمی دارد. در هر خیابان یک پست بازرسی و نیروهای امنیتی کاملا مسلح وجود دارد. حضور متعدد ایرانیان و حتی پاکبانان ایرانی حس غربت را از زائران می گیرد گویا وارد شهری ایرانی شده ای که اکثرا فارسی زبان هستند.
اما کربلا! شهری که گویا روی زمین نبود و بلکه در آسمان و عرش الهی سیر می کرد، وقتی به تابلوی مرقد الامام الحسین(ع) رسیدیم گویی تمام خستگی ها و آلام رنج سفر از تن زدوده شد! از خیابان شهدا وارد خیابان روضتین شدیم و پس از یک گیت بازرسی؛ مناره های نورانی حرم سردار ادب و سقای آب حضرت ابالفضل العباس(ع) خود نمایی کرد! از خود بیخود شدم گویی آب یخی روی سرت بریزند هاج و واج به این گنبد طلایی می نگریستم که غروب آفتاب نیز غبار غم را بر دلت می نشاند! روی سردر ورودی حرم ایشان از بین الحرمین نوشته شده: اسلام علیک یابن امیرالمومنین(ع)، این جمله آتشی به قلبت می زند!
با خود گفتم تو همان عباس علی (ع) هستی که خودش را نوکر و مادرش را کنیز فرزندان زهرا می دانست؟ تو همان علمدار صحرای کربلا هستی که یک عمر حیا می کرد حسین را برادر صدا کند؟ تو همان سردار سپاهی هستی که نه زمین و زمان بلکه آب نیز شرمنده تو شد؟
و ای عباس تو همان مرد بزرگی هستی که در تاریخ تکرار نشدی خواهی ماند!
پس از زیارت حضرت ابالفضل العباس(ع) به زیارت قبر شش گوشه ابا عبدالله الحسین(ع) مفتخر شدم، رافت و محبت امام عطشان آزاده های دنیا به گونه ای در دلت جا باز می کند که می خواهی همان لحظه برایش همان جان دهی و پس از زیارت گویی دیگر هیچ آرزویی در دنیا نداری!
وقتی دست گنهکارم به ضریح با صفای پسر فاطمه (س) رسید مدام این اشعار را زمزمه می کردم
مسلمانان حسین مادر ندارد/غریب است و کفن بر تن ندارد
حسین جانم سلیمان زمانی/ چرا انگشت و انگشتر نداری
اگر کشتند چرا آبت نداند/ کفن بر جسم صد چاکت نکردند
و بهترین لحظه عمرم زمانی بود که پس از نماز جماعت صبح زیارت عاشورا خوانده شد و جمعیت به سمت ضریح امام مظلوم برگشت و یکصدا فریاد زدند: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سلام بر تو که شهادتت و رنج هایی که کشیدی موجب زنده نگه داشتن دین خدا شد سلام بر تو که در جانبداری از دین خدا تنها ماندی! حب الحسین یجمعنا انشاالله