روزی پیامبر اکرم (ص)با اصحابش از کنار قبرستانی می گذشت نبی اکرم اشاره به قبرستان کرد و فرمود: بیشتر این مردگان به دلیل چشم زخم مردنداگر به سطح شهر جویبار نگاهی بیندازیم می‌بنیم تعداد بیشماری بنر قبل  از اعزام حسن یزدانی توسط شهرداری ، شورای شهر، برخی ادرات و اقشار مردم نصب شد. شهردار و شورای شهر جویبار در فدراسیون حاضر و مبالغی به این پهلوان پول هدیه می دهند. شاید نفس عمل بنر زدنها یا هدیه دادن به یک پهلوان شایسته و زیبا باشد ولی آیا هیچ فکر کردیم با افراط و تفریط در این امر آن هم قبل از گرفتن سکو برای آن کشتی گیر چه عواقبی در بر خواهد داشت. دادن ۵۰میلیون پول از ناحیه مسئولین شهر جویباربه این پهلوان قبل از انجام مسابقه به اندازه ۵۰۰تن بار مسئولیت کشتی گیر را زیاد می کند. کجای دنیا برای کشتی گیری قبل از کسب مدال شهر را مملو از بنربرای آن کشتی گیر می کنند، کجای دنیا برای کشتی گیری که عازم مسابقه هست، در فضای مجازی کلیپ هایی از کشتی گیر می گذارند که معنا و مفهوم کلیپ ها جشن قهرمانی قبل از مسابقه هست. همه اینها بار مسئولیت پهلوان ما را زیاد کرد. درست است که حسن یزدانی یک کشتی گیر استثنایی است و هرچقدر برای ایشان بزرگ نمایی و ابراز محبت و هدایایی اهدا کنند کم است ولی باید توجه داشت که هر نکته مکانی و هر جمله زمانی دارد. به نظر من بیشتر ذهن این دلاورمان  درگیر مسئولیتی که بر دوشش گذاشتند بود. اگر دقت کنیم حسن یزدانی در مصاحبه خودش عنوان داشت حلالم کنید، همه ما میدانیم که این کلمه زمانی بکار میرود که گوینده این کلمه خبطی کرده یا دینی داشته و تاخیر در انجام آن دین کرده و یا کوتاهی در مسئولیت محوله کرده باشد. حسن یزدانی نه خبطی و نه کوتاهی کرده که بخواهد حلالیت بطلبد. حلالیت طلبیدنش بابت باری که بر دوشش گذاشتند بود. مدال نقره المپیک کم مدالی نیست ، چه بسا کشتی گیرانی بودند و هستند که آرزوی حتی برنز المپیک را دارند. آنقدر بار مسئولیت این کشتی گیر را زیاد کردند و ملزم و محکوم به گرفتن  طلای المپیک کردندکه این کشتی گیر پس از گرفتن مدال نقره المپیک ابراز شرمندگی و تقاضای حلالیت مینماید فلذا به نظر من حسن یزدانی قربانی جوسازی هیاهو وانتظار بیش از اندازه عده ای خواسته یا نا خواسته شده است . حسن یزدانی افتخار ماست و ما به داشتن چنین پهلوانی به خودمان می‌بالیم ولی ای کاش چراغ خاموش ترعمل میکردیم و اینقدر ایشان را در انظار جهانی مورد توجه و چشم داشت قرار نمیدادیم

علی شجاعی