حرف بررسی کرد

مازندران زیر باران؛ شهرهایی که تاب‌آوری ندارند

ساری گروه اجتماعی:باران در مازندران پدیده‌ای غریب و غیرمنتظره نیست؛ بخشی از هویت اقلیمی این استان است. با این حال، هر بار که ابرها بر فراز شهرهای شمالی متراکم می‌شوند و باران شدت می‌گیرد، خیابان‌ها به مسیر عبور آب تبدیل می‌شوند، معابر زیر آب می‌روند، خودروها در آب گرفتار می‌شوند و زندگی روزمره شهروندان برای چند ساعت یا حتی چند روز مختل می‌شود. پرسش اساسی اینجاست که چرا شهرهایی که سال‌هاست با بارندگی زندگی می‌کنند، هنوز در برابر یک بارش معمولی تا این اندازه آسیب‌پذیرند؟

ساری گروه اجتماعی:باران در مازندران پدیده‌ای غریب و غیرمنتظره نیست؛ بخشی از هویت اقلیمی این استان است. با این حال، هر بار که ابرها بر فراز شهرهای شمالی متراکم می‌شوند و باران شدت می‌گیرد، خیابان‌ها به مسیر عبور آب تبدیل می‌شوند، معابر زیر آب می‌روند، خودروها در آب گرفتار می‌شوند و زندگی روزمره شهروندان برای چند ساعت یا حتی چند روز مختل می‌شود. پرسش اساسی اینجاست که چرا شهرهایی که سال‌هاست با بارندگی زندگی می‌کنند، هنوز در برابر یک بارش معمولی تا این اندازه آسیب‌پذیرند؟

وقتی طبیعت متهم می‌شود

در نخستین ساعات پس از آب‌گرفتگی معابر، معمولاً شدت بارندگی به‌عنوان مهم‌ترین عامل بروز بحران معرفی می‌شود؛ روایتی که اگرچه بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما نمی‌تواند پاسخگوی تمام ابعاد مسئله باشد. مازندران استانی با اقلیم مرطوب و میانگین بارندگی قابل توجه است و همین ویژگی باید در برنامه‌ریزی شهری، طراحی شبکه‌های دفع آب‌های سطحی و توسعه زیرساخت‌ها مورد توجه قرار گیرد.

واقعیت این است که بارندگی در شمال کشور یک اتفاق استثنایی نیست؛ بنابراین، تکرار آب‌گرفتگی‌ها را نمی‌توان صرفاً به بارش‌های شدید نسبت داد. شهرهای مازندران باید متناسب با شرایط اقلیمی خود ساخته و اداره شوند، نه بر اساس الگوهایی که بدون توجه به ویژگی‌های جغرافیایی و طبیعی منطقه اجرا شده‌اند.

شبکه‌ای که توان عبور آب را ندارد

یکی از مهم‌ترین عوامل آب‌گرفتگی معابر شهری، ناکارآمدی شبکه جمع‌آوری و هدایت آب‌های سطحی است. فرسودگی کانال‌ها، محدودیت ظرفیت آبروها، انسداد دهانه پل‌ها و دریچه‌های فاضلاب با زباله و رسوبات و همچنین نبود برنامه منظم برای لایروبی، باعث می‌شود آب باران در نخستین ساعات بارندگی در خیابان‌ها و محله‌ها تجمع کند.

در برخی نقاط نیز شبکه دفع آب‌های سطحی متناسب با توسعه کالبدی شهر گسترش نیافته است. شهرها بزرگ‌تر شده‌اند، ساخت‌وسازها افزایش یافته و سطح معابر آسفالت و پوشیده از مصالح نفوذناپذیر شده است، اما زیرساخت‌های هدایت آب همچنان با ظرفیت گذشته فعالیت می‌کنند.

در چنین شرایطی، حتی بارندگی نه‌چندان شدید نیز می‌تواند به آب‌گرفتگی گسترده منجر شود.

ساخت‌وسازهایی که مسیر آب را تغییر دادند

تغییر کاربری اراضی، ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها، دست‌اندازی به آبراهه‌های طبیعی و کاهش فضاهای نفوذپذیر از دیگر عوامل تشدیدکننده بحران هستند. طبیعت برای هدایت آب مسیرهایی داشته است؛ مسیرهایی که در جریان توسعه شهری، گاهی با دیوارکشی، احداث ساختمان، جاده‌سازی یا تغییر کاربری زمین مسدود شده‌اند.

در واقع، بخشی از مسئله به تعارض میان توسعه شهری و ظرفیت‌های طبیعی منطقه بازمی‌گردد. هنگامی که مسیرهای طبیعی عبور آب محدود می‌شوند، آب راه دیگری برای عبور پیدا می‌کند؛ گاهی این مسیر از خیابان‌ها، حیاط خانه‌ها و واحدهای تجاری می‌گذرد.

از سوی دیگر، کاهش باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی و فضاهای سبز پیرامون شهرها، توان طبیعی زمین برای جذب و ذخیره آب باران را کاهش داده است.

مدیریت بحران یا مدیریت پیشگیری؟

یکی از ضعف‌های جدی در مواجهه با آب‌گرفتگی‌های شهری، غلبه رویکرد واکنشی بر برنامه‌ریزی پیشگیرانه است. حضور نیروهای خدمات شهری، بازگشایی مسیرهای آب و تخلیه آب از معابر پس از وقوع بحران ضروری است، اما این اقدامات جایگزین اصلاح زیرساخت‌ها نمی‌شوند.

مدیریت شهری باید پیش از آغاز فصل بارندگی، نقشه نقاط بحرانی شهر را تهیه کند، ظرفیت شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی را بسنجد، مسیرهای مسدودشده را شناسایی و برای اصلاح نقاط حادثه‌خیز برنامه مشخصی تدوین کند.

همچنین هماهنگی میان شهرداری‌ها، شرکت آب و فاضلاب، شرکت آب منطقه‌ای، دستگاه‌های متولی راه و شهرسازی و مدیریت بحران ضروری است. مسئله آب‌های سطحی تنها در محدوده وظایف یک دستگاه قرار نمی‌گیرد و نبود مدیریت یکپارچه می‌تواند هرگونه اقدام مقطعی را کم‌اثر کند.

باران مقصر نیست؛ شهر باید تاب‌آور باشد

مازندران به دلیل ویژگی‌های اقلیمی و جغرافیایی خود بیش از بسیاری از مناطق کشور به زیرساخت‌های متناسب با بارندگی نیاز دارد. توسعه شبکه‌های هدایت آب‌های سطحی، احیای آبراهه‌های طبیعی، جلوگیری از ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها، افزایش سطوح نفوذپذیر، ایجاد مخازن ذخیره و جمع‌آوری آب باران و استفاده از راهکارهای طبیعت‌محور باید در اولویت برنامه‌های مدیریت شهری قرار گیرد.

تکرار آب‌گرفتگی‌ها در شهرهای مازندران تنها یک مشکل خدماتی نیست؛ نشانه‌ای از شکاف میان توسعه شهری و ظرفیت‌های محیطی است. شهری که با هر بارندگی دچار اختلال می‌شود، پیش از آنکه قربانی باران باشد، قربانی ضعف برنامه‌ریزی و زیرساخت است.

باران برای مازندران پدیده‌ای تازه نیست. آنچه باید تغییر کند، نگاه مدیریت شهری به بارندگی است؛ نگاهی که به جای غافلگیر شدن در هر بارش، از ماه‌ها قبل برای عبور ایمن آب برنامه‌ریزی کند. پرسش امروز دیگر این نیست که چرا باران می‌بارد، بلکه این است که چرا شهرهای ما هنوز برای بارانی که هر سال تجربه می‌کنند، آماده نیستند؟