۴۵۰۰ میلیارد تومان خسارت؛ صورتحساب تکراری سیلاب در مازندران
ساری گروه اجتماعی: اعلام برآورد حدود چهار هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان خسارت ناشی از طوفان و بارندگی در مازندران، بار دیگر یک واقعیت تلخ را پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ اینکه سیلاب در این استان دیگر یک حادثه مقطعی و غیرمنتظره نیست، بلکه به پدیدهای تکرارشونده تبدیل شده که هر سال بخشی از سرمایه، تولید و درآمد شهروندان و کشاورزان را با خود میبرد.
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور اعلام کرده است که احتمال افزایش رقم خسارت تا حدود هزار میلیارد تومان دیگر نیز وجود دارد. بابلسر بهتنهایی حدود هزار میلیارد تومان خسارت دیده است. این ارقام بزرگ، تنها خسارت به ساختمانها، راهها و زمینهای کشاورزی نیست؛ پشت هر رقم، خانواری قرار دارد که بخشی از دارایی خود را از دست داده، کشاورزی که محصولش نابود شده و کسبوکاری که برای مدتی از چرخه فعالیت خارج شده است.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا همه این خسارتها را باید به حساب بارندگی شدید و طبیعت گذاشت؟
پاسخ را نمیتوان صرفاً مثبت دانست. بارندگی یک پدیده طبیعی است، اما تبدیل بارندگی به بحران اقتصادی تا حد زیادی به نحوه مدیریت سرزمین و کیفیت زیرساختها بستگی دارد.
رودخانههایی که حریمشان نادیده گرفته میشود
یکی از مهمترین عوامل افزایش خسارت، ساختوساز در حریم و بستر رودخانههاست. رودخانه در شرایط عادی ممکن است آرام و کمخطر به نظر برسد، اما در زمان بارشهای شدید، همان رودخانه برای عبور حجم عظیم آب به فضای طبیعی خود نیاز دارد.
وقتی این حریم با ساختمان، دیوار، جاده و سایر سازهها اشغال میشود، مسیر طبیعی جریان آب محدود شده و احتمال سرریز و طغیان افزایش مییابد.
مسئله فقط ساختوساز غیرمجاز نیست؛ عدم اجرای مؤثر حریمهای مصوب و ضعف نظارت نیز بخشی از مشکل است. اگر حریم رودخانه روی نقشه مشخص باشد اما در میدان رعایت نشود، قانون عملاً نمیتواند از سرمایه مردم محافظت کند.
توسعه در پهنههای پرخطر، یعنی انتقال سرمایه و جمعیت به مناطقی که از ابتدا ظرفیت تحمل چنین خطری را ندارند.
وقتی تولید کشاورزی بیمه نیست
کشاورزی مازندران یکی از نخستین بخشهایی است که از سیلاب و طوفان آسیب میبیند. با این حال، بخشی از محصولات کشاورزی تحت پوشش بیمه قرار ندارد.
در چنین شرایطی، یک بارندگی شدید میتواند حاصل ماهها تلاش کشاورز را در چند ساعت نابود کند. کشاورزی که محصولش بیمه نیست، پس از حادثه نهتنها با کاهش درآمد مواجه میشود، بلکه برای تأمین هزینه کشت مجدد نیز با مشکل روبهرو خواهد شد.
از سوی دیگر، دولت نیز ناچار میشود برای جبران خسارت از منابع عمومی استفاده کند. بنابراین تقویت بیمه کشاورزی صرفاً حمایت از کشاورز نیست؛ ابزاری برای کاهش بار مالی دولت در زمان بحران نیز محسوب میشود.
البته افزایش پوشش بیمهای زمانی موفق خواهد بود که حق بیمه متناسب با توان اقتصادی کشاورزان باشد و سازوکار ارزیابی و پرداخت خسارت نیز سریع و قابل اعتماد عمل کند.
شهرهایی که برای آب باران آماده نیستند
بخش دیگری از مسئله به شهرها بازمیگردد. توسعه شهری بدون توسعه متناسب شبکه دفع آبهای سطحی، یکی از دلایل افزایش آبگرفتگی در معابر است.
خیابانها، آسفالت و ساختمانها سطح نفوذناپذیر ایجاد میکنند و حجم زیادی از آب باران در مدت کوتاهی وارد شبکه زهکشی میشود. اگر کانالها، آبروها، پلها و شبکه جمعآوری آب ظرفیت لازم را نداشته باشند، بارندگی شدید میتواند به سرعت خیابان را به مسیر جریان آب تبدیل کند.
در چنین شرایطی، حتی نقاطی که مستقیماً در حریم رودخانه قرار ندارند نیز از سیلاب شهری آسیب میبینند.
کیفیت ساختوساز؛ حلقه فراموششده
کیفیت ساختوساز نیز در میزان خسارت اهمیت دارد. ساختمانها، تأسیسات و زیرساختهایی که بدون توجه کافی به شرایط اقلیمی و خطرات منطقه ساخته شدهاند، در برابر سیلاب آسیبپذیرترند.
وقتی کیفیت ساخت پایین باشد، یک حادثه طبیعی میتواند خسارت بسیار بیشتری به خانوارها وارد کند. در واقع، مسئله فقط تخریب یک ساختمان نیست؛ سرمایهای که یک خانواده طی سالها جمع کرده است، ممکن است در چند ساعت از بین برود.
مشکل اصلی، بعد از سیلاب نیست؛ قبل از آن است
مازندران سالهاست با سیلاب، طوفان و بارندگی شدید مواجه است. بنابراین اصل وقوع حادثه، پدیدهای ناشناخته نیست. آنچه باید تغییر کند، نحوه مواجهه با خطر است.
اگر هر سال پس از وقوع سیلاب، تیمهای ارزیابی تشکیل شوند، میزان خسارت برآورد شود و سپس برای پرداخت کمکهای بلاعوض و تسهیلات اقدام شود، در حقیقت بخش عمده سیاستگذاری به «جبران خسارت» محدود شده است.
در حالی که مدیریت واقعی بحران باید پیش از وقوع حادثه آغاز شود؛ با آزادسازی و حفاظت واقعی از حریم رودخانهها، جلوگیری از ساختوساز در پهنههای پرخطر، توسعه شبکه زهکشی شهری، ارتقای کیفیت ساختوساز، اصلاح الگوی توسعه و گسترش بیمه کشاورزی.
سیلاب برای مازندران یک خطر قابل پیشبینی است؛ اما خسارتهای گسترده آن نباید قابل پیشبینی و تکراری باشد.
۴۵۰۰ میلیارد تومان خسارت، صرفاً یک عدد نیست؛ صورتحساب تصمیمهایی است که بخشی از آنها میتوانست پیش از وقوع حادثه اصلاح شود. اگر رویکرد مدیریت بحران از «پرداخت خسارت پس از حادثه» به «کاهش ریسک پیش از حادثه» تغییر نکند، هر بار که باران شدیدتری ببارد، باید منتظر یک صورتحساب بزرگتر باشیم.
مازندران بیش از آنکه به مدیریت بحران پس از سیلاب نیاز داشته باشد، به مدیریت ریسک پیش از سیلاب نیاز دارد؛ زیرا حفاظت از تولید و سرمایه مردم، بسیار کمهزینهتر از بازسازی آن پس از نابودی است.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0