یادداشت اختصاصی/

رزمندگان میدان؛ مردمان خیابان

اسداله نوائی : حب‌الوطن من‌الایمان.......؛ در هر جامعه ای؛ لحظه هایی هست که تاریخ از پشت درهای بسته بیرون می آید و در برابر چشم همگان در خیابان ها و میدان ها قدم می زند. آنجا دیگر تاریخ فقط نوشته نمی شود، بلکه نفس می کشد، فریاد می زند، می ایستد و گاه جان می دهد. رزمندگان میدان و مردمان خیابان دو چهره از یک حقیقت اند؛ حقیقت انسان ایستاده در برابر فشار و نماد قدرت، امید، همبستگی، فریاد عدالت و وفاداری و عشق به سرزمینی که برایش مبارزه می‌کنیم.

اسداله نوائی : حب‌الوطن من‌الایمان…….؛ در هر جامعه ای؛ لحظه هایی هست که تاریخ از پشت درهای بسته بیرون می آید و در برابر چشم همگان در خیابان ها و میدان ها قدم می زند. آنجا دیگر تاریخ فقط نوشته نمی شود، بلکه نفس می کشد، فریاد می زند، می ایستد و گاه جان می دهد. رزمندگان میدان و مردمان خیابان دو چهره از یک حقیقت اند؛ حقیقت انسان ایستاده در برابر فشار و نماد قدرت، امید، همبستگی، فریاد عدالت و وفاداری و عشق به سرزمینی که برایش مبارزه می‌کنیم.

رزمندگان میدان فقط جنگجو نیستند؛ هر کسی است که در وسط جنگ، مسئولیت را بر دوش می گیرد. او می تواند سرباز باشد، امدادگر، معلم، راننده، پزشک يا حتى پدری که نان شب را برای خانواده اش به سختی فراهم می کند. میدان همیشه میدان جنگ نیست؛ گاهی میدان تصمیم، میدان خدمت، میدان مقاومت و میدان شرافت است. در این میدان ها، انسان ها با چیزهایی بزرگ تر از خودشان روبه رو می شوند؛ با ترس، با تردید، با خستگی و با وظیفه، اما مردمان خیابان؛ روایت دیگری از همان ایستادگی اند. خیابان جای عبور است؛ اما در روزهای سرنوشت ساز به جای عبور، محل حضور می شود. امروز خیابان‌ها، دیگر تنها مسیر رفت و آمد نیستند؛ تبدیل به مسیر امید، فریاد عدالت و نماد وفاداری به کسانی شده‌اند که در میدان‌های نبرد برای آرامش و امنیت ما ایستاده‌اند.

مردمان خیابان کسانی اند که صدای خاموش شده را به فریاد بدل می کنند. آنان لزوماً قهرمان های رسمی و نام دار نیستند؛ اغلب آدم های عادی اند با زندگی های عادی، اما وقتی زمان آزمون فرا می رسد، غیر عادی می شوند. خیابان در دست آنان به صحنه ای برای مطالبه حق، همبستگی و گاهی حتی همدلی بدل می شود. نکته مهم این است که میان میدان و خیابان فاصله ای ظاهری وجود دارد، اما ریشة هر دو یکی است؛ کرامت انسان و عشق به سرزمین مادری.

رزمندگان میدان برای حفظ چیزی می جنگند که ارزش دفاع دارد؛ مردمان خیابان برای بازپس گیری چیزی قدم به جلو می گذارند که احساس می کنند از آنان دریغ شده است. یکی با سلاح، دیگری با صدا، یکی با نظم، دیگری با جمع؛ اما هر دو در جست وجوی معنا هستند.

تاریخ نشان داده است که سرنوشت ملت ها تنها در اتاق های سیاست رقم نمی خورد، گاهی یک خیابان بیشتر از یک مجلس حرف می زند. گاهی یک میدان بیشتر از یک بیانیه وزن دارد و گاهی یک انسان ساده با ایستادن در جای درست به نمایندة روح یک جامعه تبدیل می شود. به همین دلیل است که میدان و خیابان فقط مکان نیستند؛ نمادند. نماد مواجهة انسان با سرنوشت خویش.

اگر مردم در پشت جبهه و در خیابان‌ها به حمایت از رزمندگان بپردازند، همانند حضور در میدان نبرد اهمیت خواهد داشت. ملتی که در هر دو عرصه، یعنی میدان و خیابان، حاضر است، بدون شک پیروز خواهد شد. خیابان پشت میدان، امروز نماد یک ملت است: ملتی که از خانه‌ها و دل‌هایش نیرو می‌گیرد و آن را با افتخار به میدان نبرد می‌فرستد.

خیابان پشت میدان، امروز بیشتر از همیشه زنده است؛ نه فقط با حضور مردم، بلکه با روحی که در دل هر نفر می‌تپد: روحی که هیچ تهاجمی نمی‌تواند خاموش کند و هیچ سختی نمی‌تواند از بین ببرد. این خیابان، نماد قدرت مردم است؛ قدرتی که رزمندگان را سر پا نگه می‌دارد و نشان می‌دهد که هر نبرد، هر لحظه تلاش، با عشق و همبستگی مردم پیوند خورده است.

بهر روی موفقیت و اعتلای نظام اسلامی در مصاف با خصم زبون، نیازمند اراده های پُرتوان ایمانی و ملی و برخوردار از ثمرات وحدت بخش داخلی است و پویایی و عزم قاطع ایرانیان در هدف گذاری به سوی فردای بهتر و امیدبخش در گرو تقویت مولفه‌های اقتدار حول محور ولایت و رهبری تلقی می‌شود.این ظرفیت پر رمز و راز و توأمان، با بسیاری از معادلات جنگ‌های متعارف دنیای کنونی تطابق پیدا نمی‌کند، حتی تحلیل‌ها در خود غرب نیز تأکید دارند که این نبرد صرفاً نظامی نیست، بلکه جنگ روایت‌ها، اقتصاد و افکار عمومی است.