جنگل در فصل گاوبانگی؛ طبیعت زیر چرخ گردشگری غیرمسئولانه
ساری گروه اجتماعی: فصل گاوبانگی از راه رسیده است؛ همان روزهایی که جنگلهای هیرکانی مازندران باید یکی از حساسترین دورههای حیات خود را پشت سر بگذارند. در این فصل، صدای گاوهای نر مرال در جنگل میپیچد تا بخشی از چرخه طبیعی تولیدمثل این گونه ارزشمند ادامه پیدا کند؛ اما درست در همین زمان، صدای دیگری بر جنگل سایه میاندازد؛ صدای موتور خودروهای آفرود، چهارچرخها، موتورسیکلتها و بلندگوهایی که برای تفریح گردشگران در دل طبیعت روشن میشوند.
مسئله اینجاست: گردشگری و حفاظت از طبیعت چگونه قرار است در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند، وقتی بخشی از گردشگران، جنگل را نه یک زیستبوم زنده، بلکه محلی برای تفریح بیحدومرز میبینند؟
فصل گاوبانگی صرفاً یک اتفاق تقویمی در طبیعت نیست. این دوره برای مرالها اهمیت حیاتی دارد و هرگونه ایجاد مزاحمت و استرس میتواند رفتار طبیعی این گونه را مختل کند. حیوانی که برای جفتیابی و تعیین قلمرو به صدا و آرامش محیط وابسته است، در مواجهه با هیاهوی انسانی، خودرو، موسیقی و حضور گسترده گردشگران با شرایطی کاملاً متفاوت از زیست طبیعی خود مواجه میشود.
در چنین شرایطی، جنگل به صحنهای متناقض تبدیل میشود؛ از یک سو صدای غرش مرالها که باید پیامآور تداوم حیات باشد و از سوی دیگر صدای غرش موتور خودروهایی که برای رسیدن به نقاط بکر جنگل، مسیرهای طبیعی را میپیمایند.
چهارچرخها و خودروهای آفرود تنها یک صدای مزاحم نیستند. ورود وسایل نقلیه به زیستگاههای طبیعی میتواند موجب تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک، آسیب به مسیرهای طبیعی و افزایش حضور انسان در مناطقی شود که حیات وحش به آرامش آنها نیاز دارد. وقتی این تردد با موسیقی بلند، تجمع، روشن کردن آتش و رفتارهای پرهیاهو همراه میشود، مفهوم گردشگری از «تماشای طبیعت» فاصله میگیرد و به نوعی مصرف طبیعت تبدیل میشود.
مازندران سالهاست مقصد گردشگران است؛ اما افزایش گردشگر به خودی خود نشانه موفقیت گردشگری نیست. اگر ظرفیت طبیعی یک منطقه نادیده گرفته شود، گردشگری میتواند به ضد خود تبدیل شود. جنگلی که قرار است سرمایه گردشگری باشد، در اثر فشار بیش از ظرفیت، به تدریج فرسوده میشود و گونههایی که جذابیت اصلی طبیعت هستند، از زیستگاه خود عقبنشینی میکنند.
در این میان، مسئولیت تنها بر عهده گردشگر نیست. دستگاههای متولی حفاظت از محیط زیست، منابع طبیعی، گردشگری و مدیریت مناطق جنگلی نیز باید برای دورههای حساس زیستمحیطی، برنامه مشخص داشته باشند. نمیتوان از یک سو درباره اهمیت مرال و فصل گاوبانگی هشدار داد و از سوی دیگر مسیرهای جنگلی را بدون کنترل مؤثر در اختیار خودروهای تفریحی و گروههای گردشگری قرار داد.
فصل گاوبانگی میتواند آزمونی جدی برای مدیریت گردشگری در مازندران باشد؛ آزمونی برای اینکه مشخص شود آیا قرار است طبیعت فقط در بروشورها و تبلیغات گردشگری «بکر» معرفی شود یا در میدان عمل نیز برای حفظ این بکری اقدامی صورت میگیرد.
گردشگر مسئول کسی نیست که فقط زباله خود را در جنگل رها نکند. مسئولیتپذیری یعنی بداند چه زمانی باید سکوت کند، کجا نباید با خودرو وارد شود، چرا نباید موسیقی را در دل جنگل با صدای بلند پخش کند و چرا گاهی بهترین شکل لذت بردن از طبیعت، کمترین دخالت در آن است.
جنگل سالن کنسرت نیست، پیست آفرود نیست و حیات وحش نیز بخشی از برنامه تفریحی انسانها محسوب نمیشود. اگر قرار است گردشگری در مازندران پایدار بماند، باید میان «حق تفریح انسان» و «حق حیات طبیعت» تعادل برقرار شود.
مرالها در فصل گاوبانگی برای شنیده شدن غرش میکنند؛ شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که انسانها کمی سکوت کنند و اجازه دهند جنگل، خودش حرف بزند.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0