هویت گمشده شهرهای مازندران؛ توسعهای که چهره شهرها را یکسان میکند
ساری گروه اجتماعی:شهرهای مازندران در میان جنگل، دریا، شالیزار و میراثی از معماری و فرهنگ بومی شکل گرفتهاند؛ شهرهایی که هرکدام در گذشته نشانهها، خاطرهها و ویژگیهای متمایزی داشتند. اما امروز، گسترش ساختوسازهای ناهمگون، تغییر کاربری اراضی، تخریب بافتهای تاریخی و غلبه نگاه اقتصادی بر برنامهریزی شهری، هویت بسیاری از این شهرها را با چالش جدی روبهرو کرده است. پرسش این است که در مسیر توسعه، چه بر سر چهره متمایز شهرهای مازندران آمده است؟
مازندران به دلیل برخورداری از موقعیت طبیعی و ظرفیتهای گردشگری، همواره مقصد جمعیت شناور، سرمایهگذاران و متقاضیان سکونت بوده است. این ویژگی اگرچه فرصتهای اقتصادی فراوانی ایجاد کرده، اما در نبود برنامهریزی متناسب با ظرفیتهای محیطی و فرهنگی، به گسترش کالبدی شهرها و تغییر تدریجی سیمای آنها انجامیده است. ساختمانهای بلندمرتبه، مجتمعهای تجاری مشابه، ویلاسازیهای گسترده و خیابانهایی که تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، بهتدریج جای نشانههای بومی و عناصر هویتبخش را گرفتهاند.
شهرها تنها مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نیستند. هویت شهری از پیوند میان معماری، تاریخ، طبیعت، روابط اجتماعی، مشاغل سنتی، آیینها و خاطرات جمعی شهروندان شکل میگیرد. هنگامی که خانههای قدیمی تخریب میشوند، محلههای تاریخی تغییر ماهیت میدهند و فضاهای عمومی جای خود را به ساختوسازهای تجاری میسپارند، تنها چند بنای قدیمی از میان نمیرود؛ بخشی از حافظه مشترک جامعه نیز از دست میرود.
در شهرهای مازندران، این مسئله ابعاد مهمتری دارد؛ زیرا هویت شهری با طبیعت پیرامونی پیوندی عمیق دارد. شالیزارها، باغهای مرکبات، رودخانهها، مسیرهای دسترسی به جنگل و دریا و حتی الگوی استقرار سکونتگاهها، بخشی از شخصیت تاریخی و فرهنگی این شهرها هستند. تبدیل این عناصر به زمینهای ساختمانی و محصور کردن فضاهای طبیعی، به معنای تغییر رابطه شهروندان با محیط زندگی خود است. شهری که پیوندش با طبیعت قطع شود، بهتدریج بخشی از مهمترین مزیت و تمایز خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، توسعه نامتوازن و تقلید از الگوهای معماری رایج در دیگر مناطق، به یکسانشدن چهره شهرها دامن زده است. در حالی که انتظار میرود معماری شهری در مازندران با اقلیم مرطوب، بارندگی فراوان، پوشش گیاهی و شیوه زندگی مردم سازگار باشد، در بسیاری از پروژهها توجه به هویت محلی به حاشیه رانده میشود. نتیجه آن است که شهرهای برخوردار از پیشینههای متفاوت، بهتدریج سیمایی مشابه پیدا میکنند؛ گویی تفاوتهای تاریخی و فرهنگی آنها در جریان نوسازی نادیده گرفته شده است.
البته نمیتوان توسعه، نوسازی و پاسخگویی به نیازهای جدید شهروندان را متوقف کرد. مسئله اصلی، انتخاب میان گذشته و آینده نیست، بلکه چگونگی پیوند دادن این دو است. حفظ هویت شهری به معنای جلوگیری از ساختوساز یا بازگشت کامل به الگوهای قدیمی نیست؛ بلکه مستلزم آن است که توسعه بر پایه شناخت ویژگیهای محلی، ظرفیتهای محیطی و نیازهای واقعی ساکنان انجام شود.
در این مسیر، شهرداریها و شوراهای اسلامی شهر نقش تعیینکنندهای دارند. تدوین ضوابط معماری متناسب با هویت هر شهر، حفاظت از بافتهای تاریخی، احیای محلههای قدیمی، ساماندهی تابلوها و نماهای شهری، حفظ فضاهای سبز و جلوگیری از تخریب بیرویه باغها و زمینهای کشاورزی باید به بخشی جداییناپذیر از سیاستگذاری شهری تبدیل شود. همچنین مشارکت شهروندان، معماران، پژوهشگران و فعالان فرهنگی در تصمیمگیریها میتواند از تبدیل هویت محلی به شعاری تشریفاتی جلوگیری کند.
در کنار این اقدامات، لازم است نگاه مدیران شهری از درآمدزایی کوتاهمدت از زمین و ساختوساز فراتر برود. شهری که منابع طبیعی و میراث فرهنگی خود را برای کسب درآمد مقطعی قربانی میکند، ممکن است در کوتاهمدت گسترش یابد، اما در بلندمدت بخشی از سرمایه اجتماعی، جذابیت گردشگری و کیفیت زندگی خود را از دست خواهد داد.
هویت شهری سرمایهای است که بازسازی آن، پس از نابودی، بهسادگی امکانپذیر نیست. مازندران برای حفظ جایگاه خود به شهرهایی نیاز دارد که در عین برخورداری از امکانات جدید، ریشههای فرهنگی و طبیعی خود را حفظ کنند. توسعه واقعی زمانی محقق میشود که شهروندان بتوانند در سیمای شهرشان نشانههایی از گذشته، نیازهای امروز و چشمانداز آینده را همزمان ببینند. اگر این پیوند نادیده گرفته شود، شهرها شاید بزرگتر و پرساختمانتر شوند، اما بهتدریج چیزی را از دست خواهند داد که آنها را از یکدیگر متمایز میکند: هویت.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0