قاچاق چوب؛ زخمی که نفس جنگلهای هیرکانی مازندران را گرفته است
ساری گروه اجتماعی : جنگلهای هیرکانی مازندران تنها یک سرمایه طبیعی نیستند؛ میراثی چند میلیون سالهاند که نقش حیاتی در حفظ آب، خاک، تنوع زیستی و حتی امنیت زیستمحیطی شمال کشور دارند. با این حال، قاچاق چوب و قطع غیرمجاز درختان سالهاست به یکی از جدیترین تهدیدهای این جنگلها تبدیل شده است؛ تهدیدی که رئیس کل دادگستری مازندران نیز بر ضرورت برخورد قاطع با آن تأکید کرده و آن را از اولویتهای دستگاه قضایی استان دانسته است.
قاچاق چوب تنها به معنای بریدن چند درخت نیست. این پدیده، زنجیرهای از تخریب محیط زیست، تصرف اراضی ملی، زمینخواری و آسیب به اقتصاد و امنیت منابع طبیعی را به دنبال دارد. سود بالای فروش چوب، بهویژه گونههای ارزشمند جنگلی، باعث شده برخی افراد با نادیده گرفتن قوانین، به تاراج سرمایههای طبیعی استان روی آورند.
چرا قاچاق چوب برای مازندران تهدید است؟
نخستین پیامد، نابودی جنگلهای هیرکانی است. این جنگلها که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، زیستگاه صدها گونه گیاهی و جانوری هستند. قطع درختان تعادل اکوسیستم را بر هم میزند و حیات بسیاری از گونهها را تهدید میکند.
پیامد دوم، افزایش خطر سیل و رانش زمین است. درختان با ریشههای خود خاک را تثبیت میکنند و مانع فرسایش میشوند. هر درختی که غیرمجاز قطع میشود، بخشی از این سد طبیعی از بین میرود و احتمال وقوع سیلاب و رانش در مناطق کوهستانی و روستایی افزایش مییابد.
از سوی دیگر، قاچاق چوب معمولاً با تصرف اراضی ملی پیوند خورده است. در بسیاری از موارد، پس از تخریب پوشش جنگلی، زمین برای ساختوساز یا تغییر کاربری آماده میشود. این روند علاوه بر نابودی جنگل، زمینه گسترش زمینخواری را نیز فراهم میکند.
مازندران بیش از هر استان دیگری با فشار بر منابع طبیعی روبهرو است. گستردگی جنگلها، صعبالعبور بودن بسیاری از مناطق و کمبود نیرو و تجهیزات حفاظتی، نظارت مستمر را دشوار کرده است. رئیس کل دادگستری مازندران نیز به همین کمبودها اشاره کرده و خواستار حمایت بیشتر وزارت جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی از مجموعههای حفاظتی استان شده است.
در کنار این موضوع، وجود بازار تقاضا برای چوب قاچاق نیز انگیزه فعالیت سودجویان را افزایش میدهد. تا زمانی که خرید و فروش چوب غیرقانونی سودآور باشد، مقابله صرفاً با قطعکنندگان درختان کافی نخواهد بود.
راهکارهای پیشگیری چیست؟
نخستین راهکار، تقویت نظارت و تجهیزات حفاظتی است. استفاده از گشتهای بیشتر، دوربینهای پایش، پهپاد و سامانههای هوشمند میتواند کشف تخلفات را سرعت ببخشد.
دوم، برخورد سریع و بازدارنده قضایی است. رسیدگی فوری به پروندههای قاچاق چوب و تصرف اراضی ملی، علاوه بر مجازات متخلفان، پیام روشنی برای سودجویان خواهد داشت که هزینه ارتکاب جرم بسیار بالاست.
سوم، تثبیت مالکیت اراضی ملی است. صدور اسناد مالکیت برای جنگلها و اراضی ملی، امکان سوءاستفاده و ادعای مالکیت غیرقانونی را کاهش میدهد و مسیر مقابله با زمینخواری را هموارتر میکند.
چهارم، مشارکت مردم و جوامع محلی است. روستاییان، دهیاران و تشکلهای محیط زیستی میتوانند نخستین دیدهبانان جنگل باشند. ایجاد سامانههای گزارش مردمی و حمایت از گزارشدهندگان، کشف تخلفات را افزایش میدهد.
پنجم، فرهنگسازی و آموزش عمومی است. بسیاری از شهروندان از پیامدهای خرید چوب قاچاق یا تخریب جنگل آگاهی کافی ندارند. رسانهها، مدارس و سازمانهای مردمنهاد نقش مهمی در تغییر این نگاه دارند.
حفاظت از جنگلهای مازندران تنها وظیفه منابع طبیعی یا دستگاه قضایی نیست؛ مسئولیتی ملی است. اگر امروز با قاچاق چوب، قطع غیرمجاز درختان و تصرف اراضی ملی برخورد جدی نشود، خسارت آن تنها متوجه نسل حاضر نخواهد بود، بلکه آیندگان نیز از این میراث ارزشمند بیبهره خواهند ماند.
حمایت قضایی، تأمین امکانات حفاظتی، مشارکت مردم و اجرای دقیق قانون، چهار ضلع اصلی مقابله با قاچاق چوب در مازندران است. حفظ جنگلهای هیرکانی، در واقع حفظ امنیت زیستمحیطی، منابع آب و آینده توسعه پایدار استان و کشور است.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0