وقتی زنگها برای پیرترین استان ایران به صدا درمیآیند
ساری-گروه اجتماعی: مازندران، استانی که همواره با طراوت طبیعت و سرسبزی جنگلهایش شناخته میشد، اکنون با پدیدهای روبهروست که رنگی از سپیدیِ مو و سکوتِ خانهها دارد. آمارهای اخیر، تصویری نگرانکننده از شتاب گرفتن قطار سالمندی در این دیار ارائه میدهند؛ واقعیتی که اگر با تدبیر فوری همراه نشود، سرسبزترین استان ایران را به بزرگترین «سرای سالمندان» کشور تبدیل خواهد کرد.
عبور از خط قرمز؛ پیشتازی در پیرسالیدادهها نشان میدهند که مازندران در کنار گیلان، همواره در صدر فهرست پیرترین استانهای ایران قرار دارد. کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی و افزایش میانگین سنی جمعیت، تنها اعداد و ارقام نیستند؛ اینها به معنای خالی شدن مدارس، کاهش نیروی کار جوان در شالیزارها و فشار مضاعف بر سیستم درمانی و تأمین اجتماعی استان است. در مازندران، «تولد» دیگر طنین سابق را ندارد و نرخ رشد جمعیت در برخی نقاط به نزدیکی صفر یا حتی اعداد منفی متمایل شده است.
مهاجرت معکوس و «سالمندیِ وارداتی»یکی از ویژگیهای منحصربهفرد سالمندی در مازندران، پدیده مهاجرتِ افراد بازنشسته از سایر نقاط کشور (بهویژه تهران) به این استان است. آبوهوای مطلوب و آرامش نسبی، باعث شده تا بسیاری از سالمندان، مازندران را برای دوران بازنشستگی انتخاب کنند. اگرچه این موضوع به خودیِ خود منفی نیست، اما وقتی با کاهش جمعیت جوانِ بومی (که برای تحصیل یا شغل مهاجرت میکنند) ترکیب میشود، توازن جمعیتی را به شکلی خطرناک به نفع پیری تغییر میدهد. مازندران اکنون با «سالمندیِ وارداتی» در کنار «سالمندیِ بومی» دستوپنج نرم میکند.
شکاف در ساختار حمایتهای اجتماعی و روانیهمانطور که در اخبار اخیر استانداری تأکید شده بود، سلامت روان و پایداری خانواده نقش کلیدی در مقابله با این بحران دارند. با افزایش جمعیت سالمند، نیاز به تختهای بیمارستانی تخصصی، مراکز توانبخشی و از همه مهمتر، خدمات روانشناختی برای مقابله با «افسردگی و انزوای سالمندی» به شدت احساس میشود. وقتی بنیان خانواده به دلیل کاهش ازدواج و فرزندآوری سست شود، سیستم سنتیِ «نگهداری از والدین در خانه» نیز آسیب میبیند و دولت باید هزینههای گزافی را برای جبران این خلأ عاطفی و مراقبتی بپردازد.
نواخته شدن زنگ خطر سالمندی در مازندران، فراخوانی برای یک اقدام ملی در سطح استانی است. راهکار این بحران صرفاً در مشوقهای مالی خلاصه نمیشود؛ بلکه نیازمند:-
-تسهیل زیستبوم اشتغال برای حفظ جوانان بومی در استان.
– توسعه زیرساختهای شهرِ دوستدارِ سالمند برای مدیریت جمعیت فعلی.
– نهادینه کردن آموزشهای روانشناختی* برای جوانان جهت غلبه بر ترس از مسئولیتهای خانوادگی.
اگر امروز برای «جوانسازی» و «حمایت از خانواده» در مازندران برنامهریزی نشود، فردا برای هرگونه اقدامی دیر خواهد بود. مازندران نیازمند نفسی تازه است تا طراوتش را نه فقط در کوهها، بلکه در صدای بازیِ کودکان در کوچههایش باز یابد.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0