پارک‌های جنگلی مازندران؛

میراثی سبز که نباید در غبار نسیان گم شود

ساری-گروه اجتماعی:مازندران، استانی که با نام جنگل‌های هیرکانی و دریای خزر گره خورده است، این روزها بیش از هر زمان دیگری به ریه‌های تنفسی خود، یعنی پارک‌های جنگلی، وابسته است. این عرصه‌های سبز که از گلوگاه تا رامسر همچون زمردی بر تارک ایران می‌درخشند، تنها تفرجگاهی برای گذران اوقات فراغت نیستند؛ بلکه رگ‌های حیاتی و ضامن بقای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی این سامان در امروز و فردا محسوب می‌شوند.

ساری-گروه اجتماعی:مازندران، استانی که با نام جنگل‌های هیرکانی و دریای خزر گره خورده است، این روزها بیش از هر زمان دیگری به ریه‌های تنفسی خود، یعنی پارک‌های جنگلی، وابسته است. این عرصه‌های سبز که از گلوگاه تا رامسر همچون زمردی بر تارک ایران می‌درخشند، تنها تفرجگاهی برای گذران اوقات فراغت نیستند؛ بلکه رگ‌های حیاتی و ضامن بقای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی این سامان در امروز و فردا محسوب می‌شوند.
پارک‌های جنگلی مازندران، نخستین خط دفاعی ما در برابر تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی هستند. در سال‌هایی که سیلاب‌های ویرانگر به دلیل تخریب پوشش گیاهی در بالادست، خسارات سنگینی به زیرساخت‌های استان وارد کرده، اهمیت صیانت از پارک‌های جنگلی دوچندان شده است. این پهنه‌های وسیع با نفوذ دادن آب باران به سفره‌های زیرزمینی و جلوگیری از فرسایش خاک، نقش یک اسفنج بزرگ را ایفا می‌کنند که زندگی را در دشت‌های پایین‌دست تداوم می‌بخشد. حذف هر هکتار از این جنگل‌ها، به معنای دعوت از سیل و خشکسالی برای فردای فرزندان این سرزمین است.
در دنیای مدرن، نگاه به جنگل به عنوان منبع تولید چوب منسوخ شده است. پارک‌های جنگلی مازندران امروز موتور محرک اقتصاد «گردشگری سبز» یا اکوتوریسم هستند. سرمایه‌گذاری در این پارک‌ها اگر با نگاهی علمی و پایدار همراه باشد، می‌تواند هزاران فرصت شغلی برای بومیان ایجاد کند. اما این سکه روی دیگری نیز دارد؛ اگر این پارک‌ها تنها به عنوان مکانی برای «جوجه‌کباب و زباله» نگریسته شوند، نه‌تنها سودی نخواهند داشت، بلکه هزینه‌های گزافی را برای پاکسازی و احیا به دوش دولت و مردم می‌گذارند. توسعه گردشگری در این مناطق باید با پیوست‌های دقیق محیط‌زیستی همراه باشد تا «حیات فردا» فدای «منفعت امروز» نشود.

در عصر اضطراب و زندگی ماشینی، پارک‌های جنگلی تنها پناهگاه برای بازگشت به آرامش هستند. مطالعات نشان می‌دهد حضور در عرصه‌های جنگلی تأثیر شگرفی بر کاهش استرس و بهبود سلامت روان شهروندان دارد. پارک‌های جنگلی مازندران به عنوان فضاهای عمومیِ در دسترس، عدالت در سلامت را معنا می‌بخشند. جایی که هر شهروندی، فارغ از طبقه اجتماعی، می‌تواند از مواهب طبیعت بهره‌مند شود. صیانت از این فضاها در واقع سرمایه‌گذاری در بهداشت عمومی جامعه است.

چالش‌ها و بی‌مهری‌ها

با وجود تمامی این اهمیت‌ها، پارک‌های جنگلی مازندران با چالش‌های عدیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هجوم زباله، تغییر کاربری‌های غیرمجاز در حریم پارک‌ها، کمبود تجهیزات نوین برای اطفای حریق و فشار بیش از حد گردشگر در ایام پیک، این میراث چند میلیون ساله را فرسوده کرده است. مدیریت پارک‌های جنگلی نیازمند یک بازنگری اساسی است؛ مدیریتی که بتواند میان «بهره‌وری تفرجی» و «حفاظت بیولوژیک» تعادلی پایدار ایجاد کند.
فردا دیر است حقیقت تلخ این است که جنگل‌های هیرکانی و پارک‌های جنگلی مازندران، ارث پدری ما نیستند که هرگونه بخواهیم خرجشان کنیم؛ بلکه امانتی هستند که باید به نسل‌های بعد تحویل دهیم. اگر امروز برای مدیریت پسماند در این مناطق، ارتقای آموزش‌های همگانی و تجهیز محیط‌بانان و جنگل‌بانان اقدام جدی صورت نگیرد، فردای مازندران بیابانی خواهد بود که تنها خاطره‌ای دور از عطر نم‌خاک و صدای توکاها در آن باقی مانده است.
پارک‌های جنگلی، شناسنامه و هویت مازندران هستند. برای حفظ این هویت، همت دولتمردان در تخصیص بودجه و تدوین قوانین سختگیرانه و هم همراهی مسئولانه مردم و رسانه‌ها ضروری است. حیات امروز و فردای ما به تپش قلب این جنگل‌ها وابسته است؛ نگذاریم این قلب از تپش بایستد.