نبض سفره ایرانی در مازندران میتپد
ساری-گروه اقتصادی: وقتی از امنیت غذایی سخن گفته میشود، معمولاً نگاهها به واردات، ذخایر استراتژیک یا سیاستهای کلان اقتصادی معطوف میشود، اما واقعیت آن است که امنیت غذایی از دل مزارع، دامداریها و مرغداریها شکل میگیرد؛ جایی که تولیدکنندگان با تمام دشواریها، چرخه تأمین غذای مردم را زنده نگه میدارند. در این میان، مازندران بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای تولید مرغ و گوشت کشور، نقشی فراتر از یک استان ایفا میکند. بهدرستی میتوان گفت نبض سفره ایرانی در مازندران میتپد؛ نبضی که اگر ضعیف شود، آثار آن در سراسر کشور احساس خواهد شد.
مازندران سالهاست به دلیل شرایط اقلیمی مناسب، دسترسی به منابع آب، زیرساختهای تولیدی و تجربه تاریخی فعالان این حوزه، به یکی از محورهای اصلی تولید پروتئین حیوانی تبدیل شده است. سهم قابل توجه این استان در تولید مرغ گوشتی، تخممرغ و بخشی از گوشت قرمز، موجب شده که بازار مصرف بسیاری از استانهای همجوار و حتی کلانشهرها به تولیدات این منطقه وابسته باشد. این وابستگی بهویژه در شرایط بحرانی مانند نوسانات بازار جهانی نهادهها یا محدودیتهای وارداتی، اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
با این حال، حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمت نهادههای دامی، شوک بزرگی به بدنه تولید وارد کرده است. افزایش چندبرابری هزینه خوراک دام و طیور، دارو، واکسن، انرژی و حملونقل، توازن اقتصادی بسیاری از واحدهای تولیدی را برهم زده است. تولیدکنندهای که پیشتر با حاشیه سود محدود فعالیت میکرد، امروز در بسیاری از موارد با زیان انباشته یا کاهش شدید نقدینگی مواجه است. نتیجه این وضعیت، کاهش ظرفیت تولید، تعویق در جوجهریزی یا حتی تعطیلی برخی واحدهاست؛ روندی که اگر ادامه یابد، مستقیماً بر عرضه و قیمت محصولات پروتئینی در بازار اثر خواهد گذاشت.
مسئله فقط اقتصاد تولیدکننده نیست؛ موضوع اصلی، پایداری زنجیره تأمین غذاست. هر حلقهای که در این زنجیره تضعیف شود، از نهاده تا تولید و توزیع، فشار آن در نهایت بر مصرفکننده نهایی وارد میشود. افزایش قیمت مرغ و گوشت، کاهش قدرت خرید خانوارها و کوچکتر شدن سهم پروتئین در سبد غذایی، پیامدهایی هستند که میتوانند آثار اجتماعی و سلامتمحور گستردهای به همراه داشته باشند. از این منظر، حمایت از صنعت مرغ و گوشت مازندران نه یک امتیاز بخشی، بلکه یک ضرورت ملی است.
حفظ این جایگاه راهبردی نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه و پایدار است. حمایتهای مقطعی و واکنشی، نمیتواند پاسخگوی پیچیدگیهای فعلی باشد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، ایجاد ثبات در تصمیمگیری، شفافسازی سازوکار توزیع نهادهها، کاهش نقش واسطههای غیرضروری و تقویت نظام نظارت بر زنجیره تولید تا مصرف است. تولیدکننده باید بداند در چارچوبی قابل پیشبینی فعالیت میکند و سیاستها هر روز دستخوش تغییرات ناگهانی نمیشود.
از سوی دیگر، مازندران ظرفیت تبدیل شدن به الگوی تولید پایدار و بهرهور را دارد. سرمایهگذاری در نوسازی واحدهای دام و طیور، توسعه فناوریهای نوین، بهینهسازی مصرف آب و انرژی و حرکت به سمت زنجیرههای یکپارچه تولید، میتواند هزینه تمامشده را کاهش داده و رقابتپذیری این صنعت را افزایش دهد. این مسیر نهتنها به نفع تولیدکننده است، بلکه به ثبات قیمت برای مصرفکننده و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز کمک میکند.
نبض سفره ایرانی زمانی منظم و پایدار میتپد که تولید داخلی تقویت شود و تولیدکننده احساس امنیت اقتصادی داشته باشد. مازندران بهعنوان یکی از ستونهای اصلی این ساختار، نیازمند توجه ویژه و نگاه راهبردی است. غفلت از این ظرفیت، به معنای افزایش وابستگی، شکننده شدن بازار غذا و آسیبپذیری بیشتر در برابر بحرانهای خارجی خواهد بود.
امروز حفظ صنعت مرغ و گوشت مازندران، صرفاً دفاع از یک بخش اقتصادی نیست؛ دفاع از حق دسترسی مردم به غذای سالم، کافی و با قیمت مناسب است. اگر سیاستگذاران، بخش خصوصی و نهادهای اجرایی در کنار هم قرار گیرند و از نگاه کوتاهمدت فاصله بگیرند، میتوان این نبض حیاتی را تقویت کرد؛ نبضی که تداوم تپش آن، تضمینکننده آرامش سفرههای ایرانی در سالهای پیش رو خواهد بود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0