مقاومت ملت و فتح قله
اسدالله نوائی: در عصر کنونی که توازن قدرت ها از میدان های فیزیکی به عرصه های فناوری، اقتصاد و جنگ های روانی تغییر یافته است، مفاهیمی همچون «مقاومت» و «فتح قله» به عنوان دو رکن اساسی در بقا و پیشرفت ملت ها مطرح می شوند. در واقع با رویکردی تحلیلی به بررسی پیوند میان مقاومت به مثابه یک راهبرد زیستی و فتح قله ها به مثابه یک هدف استراتژیک می پردازد و تبیین می کند که چگونه پایداری در برابر فشارها بستری لازم برای دستیابی به اوج های علمی، سیاسی و اجتماعی فراهم می سازد.
تاریخ تمدن ها نشان داده است که ملت های بزرگ، نه بر اساس رفاه صرف، بلکه بر اساس توانایی در عبور از بحران ها شناخته شده اند. در دنیای امروز، مفهوم قدرت از تملک سرزمین به تملک دانش و اراده تغییر یافته است. در این میان، دو پرسش اساسی مطرح است: چگونه یک ملت می تواند در برابر فشارهای نظام مند جهانی ایستادگی کند؟ و چگونه این ایستادگی می تواند به پیشرفتی فراتر از وضعیت موجود منجر شود؟ پاسخ این دو پرسش در پیوند میان دو مفهوم «مقاومت» و «فتح قله ها» نهفته است.
- مقاومت فراتر از یک واژه دفاعی؛ برخلاف تصور عامه که مقاومت را تنها واکنش به تهاجم می دانند، مقاومت در معنای جامع خود یک فرهنگ کنشگری است. مقاومت ملت ها شامل ابعاد زیر است:
* مقاومت اقتصادی (خودکفایی): کاهش وابستگی به زنجیره های تأمین دشمن و تمرکز بر تولید داخلی برای بی اثر کردن ابزارهای فشار مالی.
* مقاومت فرهنگی (هویت محوری): حفظ ارزش ها و اصالت ملی و مذهبی در برابر موج های تهاجم فرهنگی و جنگ های نرم که هدفشان از بین بردن خودآگاهی ملت هاست.
* مقاومت علمی و تکنولوژیک: تلاش برای تسلط بر دانش های نوین به گونه ای که ملت از حالت مصرف کننده به حالت تولید کننده تبدیل شود.
مقاومت در واقع همان عضله سازی اجتماعی است که ملت را برای مرحله ی بعدی یعنی صعود، آماده
می سازد.
- فتح قله ها، فراتر از یک پیروزی ساده؛ اگر مقاومت را مسیر بدانیم، فتح قله همان مقصد است. فتح قله در ادبیات توسعه، به معنای رسیدن به استانداردهای جهانی در حوزه های استراتژیک است.
این مفهوم شامل موارد زیر می شود:
* قله های علمی: دستیابی به مرزهای دانش (مانند نانوتکنولوژی، هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی) که قدرت یک ملت را در قرن بیست و یکم تعیین می کند.
* قله های سیاسی: رسیدن به جایگاهی در عرصه بین الملل که در آن ملت، نه یک بازیچة سیاسی، بلکه یک بازیگر تعیین کننده باشد.
* قله های اخلاقی و معنوی: رسیدن به تعالی انسانی که باعث می شود پیشرفت های مادی، با آرامش و عدالت اجتماعی همراه شود.
- دیالکتیک مقاومت و فتح قله: رابطه ضرورت و امکان؛ رابطه میان این دو مفهوم، رابطه ای جدایی ناپذیر و پویاست. این رابطه را می توان در دو جهت بررسی کرد:
الف) مقاومت به مثابه پیش شرط فتح قله: هیچ قله ای بدون عبور از مسیرهای پرپیچ و خم و مواجهه با توفان ها فتح نمی شود. فشارهای خارجی که دشمن با هدف تضعیف ملت اعمال می کند، اگر با مقاومت مواجه شوند به «کاتالیزور» یا شتاب دهنده تبدیل می شوند. در واقع، بحران ها فرصتی برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت زیرساخت ها فراهم می کنند تا ملت برای صعود آماده شود.
ب) فتح قله به مثابه پاداش و تداوم مقاومت: اگر مقاومت بدون هدفِ فتح قله باشد، به «تلف کردن
انرژی» و «بن بست» منجر می شود. ملتی که فقط مقاومت می کند اما به پیشرفتی دست نمی یابد، دچار فرسودگی و ناامیدی می شود. اما وقتی ملت با فتح یک قله (مثلاً دستیابی به توان هسته ای یا پیشرفت در صنایع هوافضا) به موفقیت می رسد، این پیروزی سوخت جدیدی برای مقاومت در برابر چالش های بعدی فراهم می کند.
چنانچه رهبر شهید فرمودند: اگر مقاومت کردید، آن وقت قله را فتح خواهید کرد؛ و به قلة حاکمیت دین خدا، حاکمیت حق، حاکمیت عدل، به قلة رسیدن به مقصود و غرض از خلقت انسانی که عبارت از تکامل انسان و کمال بشری باشد خواهید رسید؛ کاری که از بعد از زمان رسول خدا (ص) تا امروز انجام نگرفته. این کار، کار شما است. از نگاه رهبری، ملت هایی که می خواهند در جهان صاحب نظر و قدرتمند باشند، باید با نگاهی «قله محور» دارای هدف های بزرگ و با روحیه ای «مقاومتی» آمادة مقابله با هرگونه مانع و فشار حرکت کنند. این مسیر، مسیرِ گذار از یک ملت مصرف کننده و وابسته به یک ملت سازنده و مستقل است.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0