سفر رییس جمهور به مازندران و مطالبات انباشته
ساری-گروه سیاسی: مازندران، استانی با مواهب کمنظیر طبیعی و ظرفیتهای انسانی چشمگیر، سالهاست زیر بار مطالبات انباشتهای نفس میکشد که هر دولت و مدیری وعده حل آنها را داده، اما گرهها همچنان کور ماندهاند. از بحران پسماند که به زخمی کهنه بر پیکر طبیعت شمال بدل شده تا چالشهای پیچیده کشاورزی، این استان با مسائلی روبهروست که دیگر نمیتوان آنها را به فردا حواله داد.
بحران پسماند، شاید آشکارترین تصویر از ناکارآمدی در مدیریت توسعه در مازندران باشد. دفن سنتی زباله در جنگلها و حاشیه شهرها، شیرابههایی که به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ میکنند و سایتهایی که سالهاست به حال خود رها شدهاند، نهتنها سیمای گردشگری استان را مخدوش کرده، بلکه سلامت شهروندان را نیز تهدید میکند. افزایش جمعیت شناور در ایام تعطیلات، حجم تولید زباله را چند برابر میکند، در حالی که زیرساختهای جمعآوری، تفکیک و بازیافت همچنان متناسب با این واقعیت طراحی نشدهاند. طرحهای نیمهتمام، کارخانههای کمپوست کمبازده و نبود فرهنگسازی مستمر، این چرخه معیوب را بازتولید کرده است.
در کنار پسماند، کشاورزی مازندران نیز با گرههایی چندلایه دستوپنجه نرم میکند. برنجکاری، باغداری مرکبات و تولیدات دامی، ستونهای اصلی اقتصاد محلیاند، اما کشاورزان با مشکلاتی چون خرد بودن اراضی، افزایش هزینه نهادهها، نوسان قیمتها و واردات بیضابطه مواجهاند. کشاورزی سنتی، در غیاب مکانیزاسیون گسترده و الگوهای نوین کشت، بهرهوری لازم را ندارد و تغییرات اقلیمی نیز فشار مضاعفی بر منابع آب و خاک وارد کرده است. سیلابهای فصلی و خشکسالیهای مقطعی، نشان میدهد که مدیریت منابع آب نیازمند بازنگری جدی و هماهنگی میانبخشی است.
از سوی دیگر، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و گسترش ساختوسازهای بیرویه، نهتنها امنیت غذایی استان را تهدید میکند، بلکه تعادل زیستمحیطی را نیز برهم زده است. زمینهایی که روزگاری شالیزار یا باغ بودند، امروز به ویلاهایی بدل شدهاند که اغلب بدون پیوست زیستمحیطی و برنامهریزی جامع ساخته شدهاند. این روند، چهره روستاها را دگرگون کرده و مهاجرت معکوسِ غیرمولد را تقویت کرده است.
گردشگری، بهعنوان مزیت نسبی مازندران، خود نیازمند ساماندهی است. نبود زیرساختهای پایدار، ترافیکهای فرساینده، فشار بر منابع طبیعی و خدمات شهری، نشان میدهد که توسعه گردشگری بدون برنامه، بیش از آنکه فرصت باشد، به تهدید بدل میشود. مازندران به جای اتکای صرف بر گردشگری فصلی، نیازمند تنوعبخشی به اقتصاد محلی و حمایت از صنایع خلاق، شیلات، و زنجیره ارزش کشاورزی است.
نکته اساسی آن است که مطالبات مازندران، جدا از هم نیستند؛ پسماند، کشاورزی، محیطزیست و گردشگری در شبکهای بههمپیوسته قرار دارند. حل بحران زباله بدون مشارکت شهروندان و بخش خصوصی ممکن نیست؛ نجات کشاورزی بدون سیاستهای حمایتی پایدار و اصلاح نظام توزیع و قیمتگذاری امکانپذیر نخواهد بود؛ و حفاظت از منابع طبیعی بدون عزم جدی برای مقابله با زمینخواری و ساختوساز غیرمجاز به نتیجه نمیرسد.
مازندران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه جامع نیاز دارد؛ سندی اجرایی که از شعار فاصله بگیرد و با زمانبندی روشن، شاخصهای قابل سنجش و پاسخگویی شفاف همراه باشد. سرمایه اجتماعی استان، اگر با تصمیمگیریهای علمی و مدیریت یکپارچه پیوند بخورد، میتواند این مطالبات انباشته را به فرصتهای تحول بدل کند. در غیر این صورت، زخمها عمیقتر خواهند شد و هزینههای فردا، سنگینتر از امروز خواهد بود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0