مجید نیکجو
تئاتر کانگ که به مدت ۱۰ شب در تئاتر شهر آمل به روی صحنه رفت کاری بود که با نویسندگی و کارگردانی سهیل شیخ متولی تجربه جدیدی را با نقد سیاسی اجتماعی اوضاع فعلی جامعه کلید زد که ممکن است با توجه به استقبال مردم از این تئاتر موضوعات بیشتری را از این دست برای اجرای های بعدی ببینیم.
در نقد این تئاتر علیرغم جذابیت ها و دقت هایی که کارگردان برای به همراه داشتن مخاطب در اجرای نسبتا طولانی با استفاده از ترکیب بندی صحنه داشته است باید گفت که گنجاندن و پراکندگی موضوعات مختلف شکافی را در ارتباط با نمایشنامه ایجاد کرده است.
این تئاتر که از ساختار نئو رئالیسم بهره می برد به دلیل آرمانگرایی نویسنده و اضافه نمودن آیتم های فساد در جامعه و همچنین وارد شدن به فضای مافیایی با طراحی لباس و صحنه ۵۰ سال گذشته و ادغام آن با موضوع مافیای زباله پرگویی هایی را مرتکب شده است اما جذابیت خود را تا پیدا شدن قاتل زنجیره ای (کانگ) به خوبی حفظ کرده است.جرأت نویسنده از به کارگیری ریاضیات در روش های کارآگاهی و پلیسی نقطه عطفی است که سوپرایزی برای تماشاگر به ارمغان آورد اما آیا این جذابیت در مفهومی که مدنظر نویسنده بود کاربرد داشت یا خیر، پرسشی است که ذهن مخاطب را نه تنها به مفهوم در اواسط نمایش نزدیک نمی کند بلکه موجب طولانی شدن و عدم ارتباط آن با موضوع بعدی نمایش می شود هر چند کارگردان سعی می کند با استفاده از پرسناژ خبرنگار روایت دوم را در نمایش کلید بزند.
سهیل شیخ متولی آنچنانکه در شخصیت پردازی کارآگاه و رئیس پلیس تئاتر تمرکز داشته؛ در شخصیت پردازی خبرنگار به عنوان نویسنده بروزی شعارگونه داشته و به گونه ای پاشنه آشیل این نمایش است .بازیگر نقش خبرنگار با تن صدای پایین که عامل روشنگری در جامعه محسوب می شود نتوانست نفوذی در مخاطب ایجاد کند و در ارتباط خود با کارآگاه ها بیش از آنکه شخصیت مبارز خود را نشان دهد جلوه گاه گستاخانه و گاه مظلومانه خود را بیشتر نشان داده است.
فی الواقع خبرنگار که می توانست نقش کلیدی را داشته باشد چه در شخصیت پردازی و چه در بازی در تئاتر کانگ کمرنگ بوده است.
میزانسن های سینمایی یعنی آنچه مخاطب در فیلم های گانگستری ومافیایی می دید در این اجرا تکرار شده است که با استفاده از نور جذابیت خود را بیشتر کرده است که کمی نگاه تئاتری را با اشکال مواجه می کند.
ارتباط متقابل کارآگاه ها، پزشک و رئیس پلیس (علیرغم شخصیت پردازی محدود) اوج فضای بازی این نمایش است و هر موقع پای شخصیت خبرنگار می رسد ناکامی ارتباط ها ملموس است.
همکار زن کانگ که لال است هر چند زمان کمی از نمایش را به خود اختصاص داده است اماگویا نویسنده بابت این موضوع با فکر به آن پرداخته است. زن لال تقریبا شخصیتی از مردم جامعه را نشان می دهد که می داند اما زبان گویایی ندارد و همراهی با کانگ قاتل را چاره مبارزه با فساد سیستماتیک می داند .کانگی که فقط نقطه ضعف آن چشم آن است .او در حقیقت چشم مردمان لال است که زیر فساد سیستماتیک توان مقابله ندارند . سهیل شیخ متولی علیرغم ایراداتی که در نمایشنامه خود داشت توانست با پرده های پایانی از طریق ایجاد فضای تئاتری کانگ و همکار زنش معنای تئاتر خود را القاء کند.