حرف بررسی کرد

دخالت در اکوسیستم جنگل‌های مازندران به بهانه برداشت چوب؛ هشداری که باید جدی گرفت

ساری گروه اجتماعی: جنگل‌های مازندران تنها مجموعه‌ای از درختان سرسبز و منابعی برای تأمین چوب نیستند؛ آن‌ها بخشی از میراث طبیعی ایران و سامانه‌ای زنده‌اند که بقای گونه‌های گیاهی و جانوری، پایداری خاک، تنظیم چرخه آب و تعادل اقلیمی به عملکرد آن وابسته است. هرگونه دخالت در این اکوسیستم، حتی اگر با عنوان بهره‌برداری اقتصادی یا مدیریت جنگل توجیه شود، زمانی قابل دفاع است که پیامدهای بلندمدت آن برای طبیعت به‌دقت بررسی شده باشد. از همین رو، موضوع برداشت چوب از جنگل‌های شمال را نمی‌توان صرفاً مسئله‌ای اقتصادی یا فنی دانست؛ این موضوع با امنیت زیست‌محیطی و آینده منابع طبیعی مازندران گره خورده است.

ساری گروه اجتماعی: جنگل‌های مازندران تنها مجموعه‌ای از درختان سرسبز و منابعی برای تأمین چوب نیستند؛ آن‌ها بخشی از میراث طبیعی ایران و سامانه‌ای زنده‌اند که بقای گونه‌های گیاهی و جانوری، پایداری خاک، تنظیم چرخه آب و تعادل اقلیمی به عملکرد آن وابسته است. هرگونه دخالت در این اکوسیستم، حتی اگر با عنوان بهره‌برداری اقتصادی یا مدیریت جنگل توجیه شود، زمانی قابل دفاع است که پیامدهای بلندمدت آن برای طبیعت به‌دقت بررسی شده باشد. از همین رو، موضوع برداشت چوب از جنگل‌های شمال را نمی‌توان صرفاً مسئله‌ای اقتصادی یا فنی دانست؛ این موضوع با امنیت زیست‌محیطی و آینده منابع طبیعی مازندران گره خورده است.

جنگل‌های هیرکانی که از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های طبیعی کشور به شمار می‌روند، حاصل فرایندی طولانی از تکامل طبیعی هستند. درختان کهنسال، پوشش گیاهی متنوع، خاک غنی، منابع آبی و زیستگاه‌های جانوری، اجزای به‌هم‌پیوسته این اکوسیستم‌اند. در چنین محیطی، حذف یک بخش از پوشش درختی یا تغییر در ساختار طبیعی جنگل، لزوماً به همان محدوده محدود نمی‌ماند؛ بلکه ممکن است زنجیره‌ای از پیامدها را به دنبال داشته باشد که آثار آن در سال‌های بعد آشکار شود.

مسئله اصلی، برداشت چوب به‌تنهایی نیست؛ بلکه نوع مداخله، گستره آن، شیوه اجرا و میزان سازگاری آن با ظرفیت طبیعی جنگل است. در جنگل‌های طبیعی، درختان صرفاً منابعی برای برداشت نیستند. درختان کهنسال، درختان خشکیده و حتی چوب‌های افتاده می‌توانند نقش مهمی در حفظ تنوع زیستی، تأمین زیستگاه گونه‌های مختلف و تداوم چرخه مواد غذایی داشته باشند. بنابراین، نادیده گرفتن کارکردهای اکولوژیک درختان و نگاه صرفاً اقتصادی به آن‌ها، می‌تواند مدیریت جنگل را از مسیر حفاظت پایدار خارج کند.

از سوی دیگر، هرگونه عملیات برداشت چوب که مستلزم ایجاد جاده‌های دسترسی، ورود ماشین‌آلات سنگین یا جابه‌جایی گسترده پوشش گیاهی باشد، باید از نظر پیامدهای آن بر خاک و منابع آب بررسی شود. فشردگی خاک، افزایش فرسایش، اختلال در نفوذ آب به لایه‌های زیرین و تشدید رواناب سطحی از جمله مخاطراتی هستند که در صورت اجرای نامناسب عملیات جنگلداری ممکن است رخ دهند. در منطقه‌ای مانند مازندران که بارش‌های قابل‌توجه، شیب‌های کوهستانی و حساسیت برخی حوزه‌های آبخیز، مدیریت زمین را به موضوعی حیاتی تبدیل کرده است، چنین مخاطراتی اهمیت دوچندان دارند.

در این میان، باید میان مدیریت علمی جنگل و بهره‌برداری بی‌ضابطه تمایز قائل شد. جنگل‌ها برای حفظ سلامت خود به پایش مستمر، حفاظت در برابر آفات، مدیریت گونه‌های مهاجم، پیشگیری از آتش‌سوزی و در برخی شرایط به مداخلات کارشناسی نیاز دارند. با این حال، چنین ضرورت‌هایی نباید به مجوزی عمومی برای برداشت چوب تبدیل شوند. هر طرح باید بر اساس ویژگی‌های همان عرصه، مطالعات اکولوژیک، ظرفیت باززایی طبیعی و ارزیابی مستقل پیامدهای زیست‌محیطی تدوین شود. به بیان دیگر، نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه جنگل‌ها پیچید و انتظار داشت که نتایج آن در همه مناطق یکسان باشد.

مازندران امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت یکپارچه منابع طبیعی نیاز دارد؛ مدیریتی که در آن توسعه اقتصادی در تقابل با حفاظت محیط‌زیست تعریف نشود، بلکه تابع ظرفیت‌های واقعی طبیعت باشد. چنین رویکردی مستلزم تقویت نظارت، اجرای دقیق قوانین، مقابله با برداشت‌های غیرمجاز، بازنگری در طرح‌های فاقد پشتوانه علمی و اولویت دادن به احیای طبیعی جنگل‌های آسیب‌دیده است.

هشدار درباره دخالت در اکوسیستم جنگل‌های مازندران را باید جدی گرفت؛ نه از آن جهت که هرگونه مداخله‌ای الزاماً مخرب است، بلکه از آن جهت که اشتباه در مدیریت یک اکوسیستم دیرپا ممکن است در زمانی کوتاه رخ دهد، اما جبران پیامدهای آن دهه‌ها به طول بینجامد. جنگل‌های هیرکانی سرمایه‌ای نیستند که بتوان آن‌ها را مصرف کرد و با کاشت چند نهال جایگزین ساخت. حفاظت از این میراث طبیعی، مستلزم عبور از نگاه کوتاه‌مدت و پذیرش یک اصل روشن است: هر تصمیم درباره جنگل، باید پیش از آنکه به سود اقتصادی آن توجه کند، با این پرسش سنجیده شود که چه اثری بر پایداری اکوسیستم و حق نسل‌های آینده برای برخورداری از طبیعت سالم خواهد داشت.