مناطق حفاظتشده محیط زیست؛ قربانی کمبود منابع یا ضعف حکمرانی؟
ساری-گروه اجتماعی: مناطق حفاظتشده را میتوان مهمترین سنگرهای دفاعی طبیعت در برابر روند فزاینده تخریب محیط زیست دانست. این مناطق نهتنها زیستگاه گونههای ارزشمند گیاهی و جانوری هستند، بلکه نقشی تعیینکننده در حفظ منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، تعدیل اقلیم محلی و پایداری اکوسیستمهای طبیعی ایفا میکنند. در کشوری مانند ایران که با چالشهایی چون خشکسالی، کاهش منابع آبی، بیابانزایی و آثار تغییرات اقلیمی مواجه است، اهمیت این مناطق بیش از گذشته نمایان شده است. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی سالهای اخیر نشان میدهد که مدیریت مناطق حفاظتشده نیز نیازمند بازنگری و بهروزرسانی متناسب با شرایط جدید است.
خبر منتشرشده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست درباره ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت مناطق حفاظتشده را باید نشانهای از درک این واقعیت دانست که الگوهای مدیریتی گذشته دیگر به تنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده امروز نیستند. طی دهههای گذشته، رویکرد غالب در مدیریت این مناطق بر حفاظت فیزیکی، اعمال محدودیتها و کنترل فعالیتهای انسانی استوار بوده است. هرچند این رویکرد در مقاطعی توانسته از بخشی از سرمایههای طبیعی کشور صیانت کند، اما در بسیاری از موارد به دلیل نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و اقتصادی، نتوانسته به نتایج پایدار و بلندمدت دست یابد.
یکی از مهمترین چالشهای مدیریت مناطق حفاظتشده در ایران، رابطه میان محیط زیست و جوامع محلی است. بسیاری از این مناطق در مجاورت روستاها و سکونتگاههایی قرار دارند که معیشت ساکنان آنها به منابع طبیعی وابسته است. زمانی که برنامههای حفاظتی بدون در نظر گرفتن نیازها و مطالبات این جوامع تدوین شود، ناخواسته زمینه شکلگیری تعارض میان حفاظت و معیشت را فراهم میکند. در چنین شرایطی، مردم محلی که میتوانند مهمترین حامیان محیط زیست باشند، گاه در جایگاه مخالفان سیاستهای حفاظتی قرار میگیرند.
تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که دوران مدیریت دستوری و از بالا به پایین تا حد زیادی به پایان رسیده است. امروزه مفهوم «حکمرانی مشارکتی» به یکی از اصول پذیرفتهشده در مدیریت مناطق حفاظتشده تبدیل شده است. در این رویکرد، جوامع محلی، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهها، بخش خصوصی و نهادهای دولتی همگی در فرآیند تصمیمگیری و مدیریت سهیم هستند. چنین مدلی نهتنها به افزایش اثربخشی برنامههای حفاظتی کمک میکند، بلکه حس تعلق و مسئولیتپذیری را در میان ذینفعان تقویت میکند.
مسئله دیگری که ضرورت بازنگری در مدیریت مناطق حفاظتشده را دوچندان کرده، ظهور تهدیدهای جدید زیستمحیطی است. تغییرات اقلیمی، افزایش دما، کاهش بارندگی، وقوع آتشسوزیهای گسترده و گسترش گونههای مهاجم، چالشهایی هستند که در گذشته با این شدت وجود نداشتند. مدیریت این تهدیدها نیازمند برنامهریزی علمی، آیندهنگرانه و انعطافپذیر است. دیگر نمیتوان تنها با استقرار محیطبان و نصب تابلوهای هشداردهنده از مناطق حفاظتشده صیانت کرد؛ بلکه باید از دانش روز، فناوریهای نوین و نظامهای پایش هوشمند بهره گرفت.
فناوریهای جدید امکانات کمنظیری برای حفاظت از طبیعت فراهم کردهاند. استفاده از تصاویر ماهوارهای، پهپادها، سامانههای اطلاعات جغرافیایی و ابزارهای هوش مصنوعی میتواند روند پایش تغییرات محیطی را دقیقتر و سریعتر کند. این فناوریها به مدیران کمک میکنند تا پیش از وقوع بحران، نشانههای تهدید را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند. در واقع، مدیریت نوین مناطق حفاظتشده باید بر پایه داده، پژوهش و تحلیل علمی استوار باشد، نه صرفاً بر مبنای تجربههای سنتی.
از سوی دیگر، نباید از چالش کمبود منابع مالی و انسانی غافل شد. حفاظت مؤثر از میلیونها هکتار مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست با امکانات محدود و نیروی انسانی ناکافی کار آسانی نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بخشی از مشکلات موجود ناشی از فاصله میان مسئولیتهای گسترده و منابع محدود اجرایی است. به همین دلیل، بازنگری در شیوههای تأمین مالی، جذب سرمایهگذاریهای مسئولانه و توسعه گردشگری طبیعی پایدار میتواند بخشی از نیازهای این حوزه را تأمین کند.
در این میان، نقش دانشگاهها و مراکز علمی نیز اهمیت ویژهای دارد. مناطق حفاظتشده نباید صرفاً عرصههای تحت کنترل اداری تلقی شوند؛ بلکه میتوانند به آزمایشگاههای طبیعی برای پژوهشهای محیط زیستی تبدیل شوند. پیوند میان دانش دانشگاهی و مدیریت اجرایی، زمینه اتخاذ تصمیمهای دقیقتر و علمیتر را فراهم میکند و از آزمون و خطاهای پرهزینه جلوگیری خواهد کرد.
نکته مهم دیگر، تغییر نگرش نسبت به مفهوم حفاظت است. حفاظت از طبیعت به معنای جداسازی کامل انسان از محیط نیست، بلکه ایجاد تعادلی هوشمندانه میان بهرهبرداری و صیانت است. اگر توسعه پایدار را راهبرد اصلی کشور بدانیم، مناطق حفاظتشده نیز باید در چارچوب همین نگاه مدیریت شوند؛ نگاهی که همزمان منافع نسل حاضر و حقوق نسلهای آینده را مدنظر قرار میدهد.
در نهایت، بازنگری در شیوه مدیریت مناطق حفاظتشده تنها یک اصلاح اداری یا سازمانی نیست؛ بلکه گامی اساسی در مسیر ارتقای حکمرانی محیط زیست کشور به شمار میرود. ایران در شرایطی قرار دارد که حفاظت از منابع طبیعی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی برای بقا و توسعه پایدار است. هر تصمیمی که امروز برای مدیریت بهتر این مناطق اتخاذ شود، در واقع سرمایهگذاری برای آینده کشور خواهد بود. آیندهای که در آن حفظ تنوع زیستی، امنیت آب و پایداری سرزمین بیش از هر زمان دیگری به کیفیت مدیریت مناطق حفاظتشده گره خورده است.
حمید ظهرابی در نشست بررسی طرح مدیریت جامع پناهگاه حیات وحش سمسکنده بر موضوعاتی از جمله مدیریت زیستگاه، روابط انسان و طبیعت، مدیریت گونهها و تنوع زیستی در پناهگاه حیات وحش سمسکنده تاکید کرد.
ظهرابی با اشاره به ضرورت تحول در مدیریت مناطق تحت حفاظت اظهار کرد: مدیریت این مناطق امروز نیازمند نگاهی فراتر از مرزبندیهای اداری و دستهبندیهای سنتی است. برای حفاظت مؤثر از مناطقی مانند سمسکنده باید از نگاه طبقهمحور عبور کرده و به سمت رویکرد کارکردمحور حرکت کنیم؛ رویکردی که در آن اکوسیستم، کارکردهای زیستگاهی، روابط اجتماعی و نیازهای حفاظتی منطقه به صورت یکپارچه مورد توجه قرار میگیرد.
وی با تأکید بر اهمیت برنامهریزی اکوسیستممحور در تصمیمگیریهای مدیریتی افزود: مدیریت جامع پناهگاههای حیات وحش باید بر پایه شناخت دقیق اکوسیستم، تحلیل کارکردهای منطقه و حکمرانی حفاظت شکل بگیرد. در این رویکرد، حفاظت صرفاً به معنای اعمال محدودیت نیست، بلکه به معنای هدایت هوشمندانه رابطه میان انسان، زیستگاه و گونههای جانوری و گیاهی است.
محمد رضا کنعانی مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران نیز با اشاره به ویژگیهای خاص پناهگاه حیات وحش سمسکنده گفت: این منطقه نمونهای از کارکردهای ترکیبی در مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است و همین ویژگی، ضرورت گذار از رویکردهای سنتی و کلاسیک به مدیریت کارکردمحور را بیش از پیش آشکار میکند.
وی افزود: در مدیریت آینده این منطقه باید کارکردهای حفاظتی، آموزشی، اجتماعی و زیستگاهی به صورت همزمان مورد توجه قرار گیرد تا برنامه مدیریت جامع بتواند پاسخگوی واقعیتهای میدانی و نیازهای منطقه باشد.
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست بر ضرورت بازنگری در شیوههای مدیریت مناطق تحت حفاظت و حرکت از مدیریت طبقهمحور به سمت مدیریت کارکردمحور تأکید کرد.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0