گزارش حرف از افزایش ۱۱۹ درصدی مرگ با گاز در مازندران؛

زنگ خطر خاموش در خانه‌ها

ساری-گروه اجتماعی:افزایش ۱۱۹ درصدی مرگ‌های ناشی از مسمومیت با گاز منوکسیدکربن در مازندران، تنها یک عدد در جدول‌های آماری نیست؛ این جهش، نشانه بحرانی خاموش در درون خانه‌هاست. استانی که در ده ماهه امسال ۳۵ شهروند خود را بر اثر استنشاق این گاز بی‌رنگ و بی‌بو از دست داده، در حالی با این آمار مواجه است که سال گذشته در مدت مشابه ۱۶ فوتی ثبت شده بود. دو برابر شدن تلفات، آن هم در موضوعی که با آموزش و نظارت قابل پیشگیری است، نیازمند واکاوی جدی است.

ساری-گروه اجتماعی:افزایش ۱۱۹ درصدی مرگ‌های ناشی از مسمومیت با گاز منوکسیدکربن در مازندران، تنها یک عدد در جدول‌های آماری نیست؛ این جهش، نشانه بحرانی خاموش در درون خانه‌هاست. استانی که در ده ماهه امسال ۳۵ شهروند خود را بر اثر استنشاق این گاز بی‌رنگ و بی‌بو از دست داده، در حالی با این آمار مواجه است که سال گذشته در مدت مشابه ۱۶ فوتی ثبت شده بود. دو برابر شدن تلفات، آن هم در موضوعی که با آموزش و نظارت قابل پیشگیری است، نیازمند واکاوی جدی است.

نخست باید به ماهیت منوکسیدکربن توجه کرد؛ گازی کشنده که نه بو دارد و نه رنگ، و به همین دلیل «مرگ خاموش» نام گرفته است. عمده این حوادث در فضاهای بسته و در اثر نقص در وسایل گرمایشی، نصب غیراستاندارد بخاری‌ها، استفاده از دودکش‌های نامناسب یا مسدود و همچنین روشن گذاشتن وسایل گازسوز در محیط‌های فاقد تهویه رخ می‌دهد. در استان‌های شمالی مانند مازندران که رطوبت بالاست و در فصول سرد تمایل به بستن کامل درزها و پنجره‌ها بیشتر می‌شود، احتمال تجمع این گاز افزایش می‌یابد.

نکته تأمل‌برانگیز در آمار اعلام‌شده، توزیع جغرافیایی تلفات است. آمل با ۷ فوتی، نوشهر با ۶ و تنکابن با ۵ مورد، بیشترین آمار را داشته‌اند. این تمرکز نسبی می‌تواند با الگوی سکونت، نوع ساخت‌وساز، قدمت واحدهای مسکونی یا حتی الگوی مصرف وسایل گرمایشی مرتبط باشد. بررسی دقیق‌تر این داده‌ها می‌تواند به شناسایی نقاط پرخطر و طراحی مداخلات هدفمند منجر شود.

از سوی دیگر، ترکیب جنسیتی قربانیان – ۲۶ مرد و ۹ زن – پرسش‌هایی درباره موقعیت وقوع حادثه ایجاد می‌کند. آیا بخشی از این تلفات مربوط به محیط‌های کارگاهی، نگهبانی‌ها، یا اقامتگاه‌های موقت بوده است؟ یا همچنان کانون اصلی حادثه، منازل مسکونی هستند؟ پاسخ به این پرسش‌ها برای سیاست‌گذاری پیشگیرانه ضروری است.

توزیع زمانی نیز پیام روشنی دارد. ثبت ۶ فوتی در دی‌ماه و ۵ فوتی در فروردین نشان می‌دهد که اوج خطر در ماه‌های سرد سال است؛ با این حال وقوع مواردی در اردیبهشت نیز بیانگر آن است که خطر صرفاً محدود به زمستان نیست. استفاده از آبگرمکن‌ها، پکیج‌ها یا روشن کردن وسایل گرمایشی در شب‌های خنک بهاری می‌تواند همچنان تهدیدآمیز باشد.

اما چرا با وجود هشدارهای مکرر هر ساله، همچنان شاهد تکرار این حوادث هستیم؟ بخشی از پاسخ را باید در ضعف فرهنگ ایمنی جست‌وجو کرد. آموزش‌های عمومی اغلب مقطعی و مناسبتی‌اند و به تغییر رفتار پایدار منجر نمی‌شوند. از سوی دیگر، نظارت بر استاندارد بودن نصب وسایل گازسوز و کیفیت دودکش‌ها در بسیاری از ساختمان‌های قدیمی جدی گرفته نمی‌شود. در مناطق روستایی یا حاشیه‌ای نیز استفاده از وسایل غیراستاندارد یا دست‌ساز، ریسک را افزایش می‌دهد.

مسأله دیگر، فرسودگی بخشی از بافت مسکونی استان است. خانه‌های قدیمی با دودکش‌های مشترک یا غیراصولی، بیش از سایر واحدها در معرض خطرند. نبود الزام جدی برای نصب حسگرهای هشداردهنده منوکسیدکربن – که در بسیاری از کشورها به یک استاندارد اجباری تبدیل شده – خلأیی مهم در نظام پیشگیری به شمار می‌رود.

در این میان، اطلاع‌رسانی درباره اقدام‌های اولیه هنگام مواجهه با فرد مسموم – خروج سریع از محیط آلوده، ایجاد تهویه، تماس فوری با اورژانس – ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما پیشگیری مقدم بر درمان است. کمپین‌های آموزشی مستمر، نظارت سخت‌گیرانه بر نصب وسایل گازسوز، حمایت از نوسازی تجهیزات فرسوده و ترویج استفاده از حسگرهای هشداردهنده می‌تواند روند رو به رشد این آمار را مهار کند.

افزایش ۱۱۹ درصدی مرگ با گاز در مازندران، زنگ خطری است که اگر جدی گرفته نشود، در زمستان‌های آینده نیز تکرار خواهد شد. مرگ خاموش، محصول بی‌توجهی خاموش به ایمنی است؛ و این چرخه، تنها با عزم مشترک نهادهای مسئول و شهروندان شکسته می‌شود.