حریق کاله و الیت؛ زنگ خطر نبود تجهیزات به روز حریق در مازندران
ساری-گروه اجتماعی: تکرار حوادث آتشسوزی در واحدهای بزرگ و استراتژیک صنعتی استان مازندران، از جمله فاجعه حریق در مجتمع صنایع غذایی کاله و متعاقب آن الیت چالوس فراتر از حوادثی گذرا، به مثابه هشدار جدی و «زنگ خطری» برای امنیت اقتصادی و صنعتی شمال کشور تلقی میشود. این حوادث که منجر به نابودی بخشی از سرمایههای ملی و تهدید امنیت شغلی هزاران کارگر شده است، پیش از هر چیز ضعفهای بنیادین در زیرساختهای ایمنی و نارساییهای تجهیزاتی در حوزه اطفای حریق استان را به چالش میکشد.
تحلیل ابعاد این حوادث نشان میدهد که علیرغم توسعه فزاینده واحدهای صنعتی در مازندران و استقرار برندهای ملی در شهرکهای صنعتی این استان، تناسبی میان حجم سرمایهگذاریهای صنعتی و توان پدافندی در برابر بحرانها وجود ندارد.
یکی از اصلیترین چالشهای مشهود در اطفای حریقهای صنعتی اخیر، فرسودگی ناوگان آتشنشانی و فقدان نردبانهای هیدرولیک بلندمرتبه برای نفوذ به عمق کانونهای حریق در سازههای صنعتی با ارتفاع بالا بوده است. در حالی که صنایع استان به سمت مدرنسازی حرکت کردهاند، ابزارهای مقابله با بحران در شهرداریها و شهرکهای صنعتی همچنان در سطوح سنتی باقی مانده و پاسخگوی حجم حریقهای گسترده شیمیایی و هیدروکربنی نیستند.
علاوه بر فقر تجهیزاتی، نبود شبکههای هیدرانت فشار قوی در سایتهای صنعتی و عدم کفایت ذخایر فومهای تخصصی برای مهار آتشسوزیهای کلاس صنعتی، موجب شده است که عملیات مهار در دقایق طلایی با شکست مواجه شده و حریق به یک بحران تمامعیار تبدیل شود. همچنین جغرافیا و توپوگرافی خاص استان مازندران، تراکم بالای جمعیت در حاشیه جادههای مواصلاتی و ترافیک سنگین، زمان رسیدن نیروهای امدادی به محل حادثه را افزایش داده است که لزوم استقرار پایگاههای آتشنشانی اختصاصی و مجهز در درون هر شهرک صنعتی را بیش از پیش نمایان میسازد.
از سوی دیگر، مسئولیتپذیری صنایع در حوزه پدافند غیرعامل و ایمنی محیط کار نیز با ابهامات جدی روبروست؛ چرا که بسیاری از این واحدها فاقد سیستمهای اطفای حریق خودکار و هوشمند مطابق با استانداردهای روز دنیا هستند. تکرار این سناریوها ایجاب میکند که نهادهای حاکمیتی و نظارتی، از جمله سازمان صمت و شرکت شهرکهای صنعتی، بازنگری دقیقی در پروتکلهای ایمنی انجام داده و نوسازی ناوگان آتشنشانی استان را به عنوان یک اولویت امنیتی و اقتصادی در دستور کار قرار دهند.
در غیر این صورت، تداوم روند فعلی و اتکا به تجهیزات فرسوده، میتواند در آیندهای نزدیک منجر به وقوع فجایعی جبرانناپذیر در قطب تولیدی شمال کشور گردد که تبعات آن فراتر از خسارات مادی، زنجیره تامین کالاهای اساسی کشور را نیز تحت شعاع قرار خواهد داد.
همچنین ضرورت استقرار و بهرهگیری از سیستمهای اطفای حریق هوایی در استان مازندران، بهویژه برای صیانت از عرصههای بیبدیل جنگلهای هیرکانی، امروزه به یک مطالبه حیاتی و استراتژیک در حوزه پدافند غیرعامل تبدیل شده است. جنگلهای هیرکانی به دلیل برخورداری از توپوگرافی خاص، شیبهای تند کوهستانی و نبود جادههای دسترسی کافی، در زمان وقوع حریق عملاً به نقاطی نفوذناپذیر برای نیروهای امدادی زمینی مبدل میشوند. در چنین شرایطی، اتکا به روشهای سنتی و اعزام پیادهنظام جنگلبانی، نه تنها زمان طلایی مهار آتش را از بین میبرد، بلکه جان محیطبانان را نیز در معرض خطرات جدی قرار میدهد. اطفای هوایی به وسیله بالگردها و هواپیماهای ویژه، تنها راهکار عملیاتی برای دسترسی سریع به کانونهای اصلی حریق در ارتفاعات صعبالعبور است که میتواند با رهاسازی حجم انبوه آب و مواد بازدارنده، از گسترش سطحی آتش به تاج درختان و تبدیل آن به یک فاجعه زیستمحیطی جلوگیری کند.
با این حال، چالش اساسی در این میان، فقدان یک پایگاه دائمی و مجهز اطفای حریق هوایی در سطح استان است که باعث میشود در لحظات بحرانی، هماهنگی برای اعزام تجهیزات از سایر نقاط کشور زمانبر شده و ابعاد حریق از کنترل خارج شود. جغرافیای مازندران و حساسیت اکولوژیک جنگلهای هیرکانی ایجاب میکند که ناوگان هوایی تخصصی، مجهز به “بسکتهای” پیشرفته و پهپادهای شناسایی با دوربینهای حرارتی، بهصورت دائم در منطقه مستقر باشند تا علاوه بر عملیات اطفاء، پایش مداوم نقاط حساس را بر عهده بگیرند. سرمایهگذاری در این بخش، فراتر از یک هزینه عمرانی، در واقع بیمه کردن میراث جهانی یونسکو و حفظ سرمایههای طبیعی است که در صورت نابودی، با هیچ بودجهای قابل بازسازی نخواهند بود. از این رو، تدوین یک پیوست ایمنی هوایی برای جنگلهای شمال و تجهیز فرودگاههای استان به زیرساختهای لازم جهت پشتیبانی از عملیاتهای سنگین هوایی، ضرورتی انکارناپذیر در مدیریت بحران مدرن محسوب میشود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0