تولید بالا، ارزآوری پایین؛ چرا ظرفیتهای صادراتی کشاورزی مازندران محقق نمیشود
ساری گروه اقتصادی: مازندران از قطبهای اصلی کشاورزی ایران است؛ استانی که تنوع اقلیمی، دسترسی به منابع آب، خاک حاصلخیز و تولید گسترده محصولات باغی و زراعی، آن را به یکی از مهمترین بازیگران امنیت غذایی کشور تبدیل کرده است. با این حال، برخورداری از ظرفیت بالای تولید لزوماً به معنای موفقیت در بازارهای صادراتی نیست. اظهارات معاون توسعه بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی درباره ظرفیت سالانه ۸ تا ۸.۵ میلیارد دلاری صادرات کشاورزی کشور، در برابر صادرات فعلی حدود ۵.۸ تا ۶ میلیارد دلار، بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که چرا بخشی از توان بالقوه کشاورزی ایران به درآمد ارزی تبدیل نمیشود و مازندران چه سهمی از این فاصله دارد؟
پاسخ را باید در مجموعهای از ضعفهای ساختاری جستوجو کرد؛ از شیوه تولید و مدیریت بازار گرفته تا صنایع تبدیلی، بستهبندی، حملونقل و سیاستگذاری صادراتی.
تولید فراوان، بدون زنجیره صادراتی کارآمد
یکی از مهمترین مشکلات کشاورزی مازندران، غلبه نگاه تولیدمحور بر مدیریت اقتصادی محصولات است. در بسیاری از موارد، موفقیت بخش کشاورزی با میزان برداشت و حجم تولید سنجیده میشود، در حالی که در بازارهای رقابتی امروز، تولید تنها حلقه نخست زنجیره ارزش است. محصولی که از مزرعه خارج میشود، برای رسیدن به بازار خارجی باید از مراحل سورتینگ، درجهبندی، بستهبندی، کنترل کیفیت، دریافت گواهیهای بهداشتی و حملونقل مناسب عبور کند.
هرگونه ضعف در این مراحل میتواند مزیت تولید را از بین ببرد. بهویژه در محصولاتی مانند مرکبات و کیوی که کیفیت ظاهری، ماندگاری و سلامت محصول در پذیرش آنها نقش تعیینکننده دارد، نبود زنجیره منسجم پس از برداشت، احتمال افت کیفیت و افزایش ضایعات را بالا میبرد.
در چنین شرایطی، بخشی از محصول با قیمت پایین در بازار داخلی عرضه میشود و بخشی دیگر، به دلیل نداشتن استانداردهای مورد انتظار بازار مقصد، فرصت حضور در بازارهای صادراتی را از دست میدهد.
خامفروشی و ضعف صنایع تبدیلی
مازندران در تولید محصولات باغی و کشاورزی ظرفیت قابلتوجهی دارد، اما همه این ظرفیت به ارزش افزوده متناسب تبدیل نمیشود. وابستگی بخش مهمی از درآمد کشاورزی به فروش محصول خام، باعث میشود سود اصلی در بسیاری از موارد نصیب حلقههای دیگر زنجیره تجاری شود.
توسعه صنایع فرآوری مرکبات، تولید کنسانتره و محصولات جانبی، بستهبندیهای متناسب با بازارهای هدف و ایجاد واحدهای مجهز نگهداری میتواند ارزش اقتصادی محصولات را افزایش دهد. این زیرساختها همچنین امکان عرضه محصول در بازه زمانی طولانیتر و کاهش فشار فروش در اوج برداشت را فراهم میکنند.
با این حال، توسعه صنایع تبدیلی زمانی اثربخش است که با مطالعات بازار، تأمین سرمایه، فناوری روز و برنامه مشخص فروش همراه باشد. ایجاد واحدهای فرآوری بدون تضمین تأمین مواد اولیه و دسترسی به بازار مصرف، بهتنهایی مشکل صادرات را حل نخواهد کرد.
صادرات فصلی در برابر بازارهای پایدار
یکی دیگر از موانع، نگاه مقطعی به صادرات است. در بسیاری از مواقع، با آغاز فصل برداشت و افزایش عرضه محصولات، توجه به بازارهای خارجی افزایش مییابد؛ اما صادرات موفق به ارتباطات تجاری پایدار، شناخت نیاز مصرفکنندگان، حضور مستمر در بازار مقصد و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
بازارهای منطقهای میتوانند فرصت مناسبی برای محصولات مازندران باشند، اما دسترسی به آنها صرفاً با تولید بیشتر محقق نمیشود. شناخت استانداردهای مقصد، سلیقه مصرفکننده، رقابت قیمتی و مقررات وارداتی کشورها، از الزامات حضور پایدار در این بازارهاست. بازگشت محصول از بازار خارجی یا تأخیر در تحویل نیز میتواند اعتبار تجاری صادرکننده را تضعیف کند.
در این میان، مشکلات رفع تعهدات ارزی، دشواری تأمین سرمایه در گردش و تغییرات پیشبینیناپذیر مقررات صادراتی، هزینه و ریسک فعالیت بازرگانان را افزایش میدهد. صادرکنندهای که از ثبات مقررات و امکان بازگشت مطمئن سرمایه برخوردار نباشد، برای عقد قراردادهای بلندمدت با احتیاط بیشتری عمل خواهد کرد.
کشاورزی مازندران به مدیریت بازار نیاز دارد، نه فقط حمایت از تولید
از سوی دیگر، افزایش هزینه نهادهها، دستمزد، حملونقل و نگهداری، ضرورت توجه به منافع کشاورزان را دوچندان کرده است. اگر قیمت خرید محصول برای تولیدکننده صرفه اقتصادی نداشته باشد، انگیزه سرمایهگذاری در ارتقای کیفیت و توسعه باغها کاهش مییابد. در مقابل، افزایش قیمت بدون توجه به هزینههای زنجیره عرضه نیز میتواند قدرت رقابت محصول در بازارهای خارجی را محدود کند.
راهحل، ایجاد سازوکاری است که منافع کشاورز، صادرکننده و مصرفکننده را همزمان در نظر بگیرد؛ از قراردادهای پیش از برداشت و خرید تضمینشده با معیارهای کیفی گرفته تا توسعه تشکلهای صادراتی و نظامهای شفاف اطلاعرسانی درباره قیمت و تقاضای بازار.
شناسنامهدار شدن محصولات کشاورزی نیز باید از یک الزام اداری فراتر برود و به ابزاری برای ردیابی محصول، تضمین سلامت، ارتقای کیفیت و افزایش اعتماد خریداران خارجی تبدیل شود.
در نهایت، فاصله میان ظرفیت ۸.۵ میلیارد دلاری صادرات کشاورزی کشور و عملکرد فعلی آن، نشان میدهد که مسئله فقط کمبود تولید نیست؛ بلکه بخشی از مشکل به ضعف در تبدیل تولید به محصول رقابتپذیر و درآمد پایدار بازمیگردد. مازندران برای بهرهگیری از ظرفیتهای خود باید از مدیریت سنتی و مقطعی فاصله بگیرد و به سمت زنجیره یکپارچه تولید تا صادرات حرکت کند.
معیار موفقیت کشاورزی مازندران نباید فقط تناژ محصول برداشتشده باشد؛ میزان ارزش افزوده، کاهش ضایعات، سهم محصولات فرآوریشده و حضور پایدار در بازارهای صادراتی نیز باید در ارزیابی عملکرد این بخش جایگاه داشته باشد. تا زمانی که این تغییر رویکرد اتفاق نیفتد، افزایش تولید میتواند بهجای افزایش درآمد، به انباشت محصول، افت قیمت در فصل برداشت و از دست رفتن فرصتهای صادراتی منجر شود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0