یادداشت /الناز پاک نیا | در نگاهی به فعالیت ها و عملکردهای حوزه ارتباطات و روابط عمومی در مازندران به خوبی مشخص می شود که کارکردها و شیوه های مدیریت در این حوزه طی حداقل ده سال اخیر تغییر کرده است.

اینکه از روابط عمومی ها و حوزه ارتباطات دستگاه های اجرایی انتظار داشته باشیم که مردم محور بوده و مطالبات مردمی را در این حوزه مدنظر قرار گیرند، خواستی آرمانگرایانه است؛ رفتارشناسی و چینش عملکردهای حوزه ارتباطات و روابط عمومی در مازندران نشان می دهد که این حوزه به تبع روال جاری در کشور؛ مدیر محور و شخص محور بوده است.

تغییرات زودهنگام و کوتاه بودن عمر مدیریتی روابط عمومی های دستگاه های اجرایی در این بخش نیز به خوبی نشان می دهد که مدیران انتظار دارند که حوزه ارتباطات با مدیر دستگاه مربوطه به شدت هماهنگ بوده و در شناساندن چهره مدیریتی و عملکرد وی تاثیرگذار باشد.

در سال های گذشته اگر دغدغه فعالان عرصه رسانه و ارتباطات، حضور روابط عمومی تحصیل کرده و برنامه محور در این حوزه بود، امروز این امر محقق شده و به خوبی شاهد هستیم که رشته های مرتبط با حوزه روابط عمومی و ارتباطات در مازندران افزایش یافته است که به تبع آن؛ نیروهای تحصیل کرده این بخش نیز در استان رو به افزایش گذاشته است اما به جز حوزه سخت افزاری مانند تولید محتوا، در بخش نرم افزاری یعنی تعریف درست از وظایف و عملکردها و تغییر سبک و شیوه اداره این حوزه، هنوز ایرادات فاحشی وجود دارد.

 با وجود افزایش تعداد صندلی های دانشگاهی بخش روابط عمومی و ارتباطات در استان، هنوز شاهد هستیم که کارشناسان و مدیران روابط عمومی با تحصیلات غیرمرتبط در این حوزه فعالیت دارند.

در کنار نقد فعالیت های حوزه ارتباطات و روابط عمومی، که شاید به حوزه عملکردی رسانه ها نیز باز می گردد، اختلاط وظایف یا کژی کارکرد فعالیت های رسانه ها و روابط عمومی دستگاه ها و نهادها است.

اگر روزی رسانه ها و فعالان این عرصه در مازندران از عدم شناخت جایگاه رسانه ها، فعالیت رسانه ای در استان توسط مدیران و روابط عمومی این دستگاه ها گلایه داشتند امروز با وجود افزایش تجهیزات حرفه ای و افزایش نیروهای تحصیل کرده این حوزه، عملا وارد حوزه رسانه شده و با تولید محتوا و خبر و  عکس از دستگاه به ویژه مدیر مربوطه، رسانه ها را به روابط عمومی محوری تقلیل داده است.

این کژکارکردی در کنار بی توجهی به حوزه تولید محتوا در حوزه رسانه ها عملا روابط عمومی رسانه محور را به رسانه روابط عمومی محور تبدیل کرده که خود بزرگترین آسیب در حوزه ارتباطات در استان مازندران است.

امروز روابط عمومی های دستگاه های اجرایی از نقص حوزه تولید محتوا در رسانه های استان بهره گرفته و با تولید خبر و محتوا، رسانه ها را به گونه ای به حوزه اخبار روابط عمومی وابسته کرده که رنگ و بوی سفارشی بودن از لابه لای صفحات مطبوعات و گلچین های سایت ها و خبرگزاری ها به چشم می آید.

مهم ترین آسیب نیز در این بخش در کنار تقلیل جایگاه رسانه ها از تولید محوری به تبدیل شدن به بولتن دستگاه های اجرایی، نارضایتی حوزه افکارعمومی و مردم از هر دو جایگاه رسانه ها، خبرنگاران و روابط عمومی ها است که سفارشی شدن و مدیر محور شدن اخبار و گزارش ها را ناشی از همین کارکرد معیوب حوزه ارتباطات می دانند. از این رو، عدم اعتماد به حوزه رسانه و روابط عمومی در تحلیل مدیریت رسانه و افکارعمومی در استان به وضوح دیده می شود.

نبود افکارسنجی و آگاهی از نظرات مردمی در کنار، دیده نشدن مطالبات ارباب رجوع و مردم و نهادهای مردمی بزرگترین ضعف در حوزه روابط عمومی و ارتباطات استان به شمار می رود که بخش مهمی از آن به دلیل رویه نادرست مدیران دستگاه های اجرایی در شخص محور و مدیر محور کردن حوزه روابط عمومی و نادیده گرفتن بخش ارتباطات مردمی است.

به هر صورت اگر روزی حوزه روابط عمومی در استان از سواد رسانه ای کافی برخوردار نبود و بخش مهمی از بار اطلاع رسانی حوزه ارتباطات دستگاه ها بر عهده جراید و نشریات و خبرگزاری ها بود، امروز بخش مهمی از اخبار و مطالب درج شده در رسانه ها به اخبار حوزه روابط عمومی و مدیران باز می گردد که به نظر می رسد در سال های آینده مشکلات دیگری نیز به این بخش اضافه شود.

هرچند وقوف خبرنگاران و رسانه ها به حوزه تولید محتوا و تن نسپردن به اخبار روابط عمومی ها، می تواند پیش قراول توسعه حوزه ارتباطات در استان مازندران باشد اما نکته مهم تر این است که حوزه ارتباطات و روابط عمومی در مازندران در نبود مدیریت برنامه محور و پیشتاز، عملکرد جزیره ای و مدیر محور داشته و دارای اقبال چندانی از سوی مردم و گروه های هدف حوزه ارتباطات نباشد. مساله ای که موجب می شود گرایش رسانه ها و خبرنگاران مستقل و مخاطب مردمی به سوی منابعی دیگر سوق یافته و در کنار تلاش برای رسیدن به اخبار غیرموثق به دامن زدن اخبار بدون منبع و شایعات در استان نیز منجر شود.

مساله ای که می رود از کارکرد نادرست حوزه روابط عمومی در استان تبدیل به مساله ای قابل بحث در حوزه ارتباطات گردد و باید برای برون رفت آن، طرحی نو در این حوزه در انداخته شود.