PicsArt_1477439767958

گاهی وقت ها بسیاری از پدر ها و مادرها برای ساختن آینده ای رویایی برای فرزندان خود،حال آنها را به گونه ای خراب می کنند که آینده معنایی نخواهد داشت.

به عنوان یک مادر دلسوز حق دارم برای آینده پسرم که اکنون ۹ ساله می باشد نگران باشم،به همین دلیل شیوه های تربیتی ای که از پدر و مادرم آموخته ام را در کنار پیشنهادهایی که اطرافیانم به من دادند را برای تربیت کیوان ۱۰ساله ام و همچنین برادر چهارو نیم ساله اش بکار می بردم.

در خانواده ما اعتقاد بر این می باشد که فرزند عزیز است صحیح،اما تربیت وی عزیزتر می باشد،با این دیدگاه،همه اطرافیانم بر این باورند که والدین باید با شیوه دیکتاتوری(گاهی کتک زدن،گاهی پرخاشگری و جایی اگر ماند پذیرش و نوازش)با فرزندان باید برخورد گردد. شیوه ای که پدر و مادرخودم برای تربیت من و سه برادر و خواهرم از آن استفاده می کردند و همچنین پدربزرگهایم از آن برای تربیت فرزندان خود بهره می بردند.

من هم در تربیت پسرم بویژه بخاطر نگرانی هایم برای آینده اش در انجام تکالیف درسی بی نهایت سختگیری و خشونت را در پیش گرفتم،اما برعکس بعد از۱۰سال فرزنداری احساس ناتوانی و درماندگی شدید در تربیت فرزندانم را می نمایم،این رویداد به حدی بر روحیه ام تاثیر گذاشته که به نظر روانشناس نشانه های افسردگی در من مشهود بوده و اکنون نه تنها از زندگی نا امید و مایوس هستم،احساس می کنم انسان درمانده و پوچی باید باشم که توان تربیت فرزندان خود را نیز ندارد.

گاهی وقتها بخاطر همین احساس پوچی میل به خودکشی پیدا می کنم و همین ویژگی ها باعث شده تا تحمل رفتار اطرافیان بویژه پسرانم و حتی تحمل همسرم که در طول شبانه روز بخاطر مشغله های کاری و سختی معیشت تنها برای ۲ ساعت به منزل می آید را نداشته باشم.

پسر بزرگم هیچ علاقه ای به انجام تکالیف را ندارد مگر اینکه با تهدید و ترس از کتک خوردن بخواهد کتابی را باز کند ویا صفحه ای تکلیف را بنویسد،وی بدجوری ناخن های انگشتان دست خود را می جود و شب ادراری نیز دارد،گاهی وقتها نیز مدام سر و گردن خود را تکان می دهد. پسر کوچکترم که بازی گوشی زیادی دارد نیز ناخن های خود را می جود و شب ادراری دارد،دارم کلافه می شوم. نمی دانم چه کنم.

نظر کارشناس:

شب ادراری،ناخن جویدن،تیک های عصبی و ترس نشانه استرس در کودک می باشد،در صورت وجود چنین نشانه ای در هر کودکی باید به یک روانشناس متخصص در امور کودک ویا یک خانواده درمانگر ماهر مراجعه نمود.

گاهی وقتها یک نوع از سبک فرزندپروری هر چند غلط و اشتباه ،اما در بین خانواده ها موروثی شده و بین چند نسل جابجا می شود،سبک هایی که برای تربیت فرزندان بویژه اکنون که خانواده ها هسته ای و کوچک شده اند به شدت برای فرزندان ضرر داشته و مانع رشد و شکوفایی آنان می گردد،و این درحالی است که والدین بر این باورند که به رشد فرزند خود کمک می کنند.

کودکان دنیا را از زاویه دید خود به صورت زشت و زیبا و یا خوب و بد،و همچنین امن و نا امن می بینند،و در این دیدگاه به دلیل عدم وجود رشد فکری لازم که به موضوع رسش مغزی نیز مرتبط می باشد،حد وسطی وجود ندارد.به همین دلیل استفاده از سبک های فرزند پروری مستبدانه برای فرزندان خردسال بی نهایت استرس زا و مضر می باشد.

کودکان در پی دریافت استرس از محیط خود(والدین و یا …) در بدنشان هورمون های تستسترون ترشح می شود که هورمون افسردگی و نارحت کننده نامیده می شود،این هورمون علاوه بر اینکه جلوی رشد کودک را می گیرد، یادگیری کودک را مختل کرده و توان کودک را تا حد زیادی کاهش می دهد.

چنین والدینی بدون در نظر گرفتن اینکه خود منبع استرس فرزند دلبند خود می باشند،در کوتاه ترین زمان ها با بی علاقگی فرزند خود نسبت به انجام تکالیف و در نهایت افت تحصیلی فرزندشان مواجه خواهند شد.

این موضوعی است که تعجب و شگفتی والدین را در پی داشته و آنان وقتی در تربیت فرزند خود احساس نا کامی می کنند ویا می بینند رفتارشان نتیجه معکوس را به همراه داشته است،احتمال افسردگی و ناکارآمدی و در ماندگی شان که بر سلامت روان آنها تاثیر منفی دارد نیز متصور خواهد بود که این موضوع نیز خود بر مشکل فرزندان اضافه خواهد نمود،چرا که در این صورت اعمال خشونت بیشتر و یا طردفرزند متصور خواهد بود.

بنابراین پیشنهاد می گردد که والدین بجای اینکه به هوای ساختن آینده فرزندان خود حالشان را ویران کنند که در این صورت آینده ای تاریک را برای آنان رقم خواهند زد،بهتر است بدون توجه به نظر افراد غیر کارشناس و غیر متخصص با استفاده از نظر اهل فن به فکر ساختن حال درست برای جگرگوشه های خود باشند تا اینچنین به آینده شان نیز کمک کنند.

قاسم گرجی،کارشناس ارشد روانشناسی مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مازندران