گروه اجتماعی|
تجارب جهانی و ملی نشان داده است، وقتی ابعاد یک بحرانی از حالت طبیعی خارج شده و فراگیر ‏می‌گردد، دولت‌ها بدون استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی بخش مردمی که سرشار از توان بالقوه و امکانات ‏فراوان است، نخواهند توانست بحران را به درستی مدیریت نمایند و در صورت مداخله در بحران تنها با تکیه ‏بر توان و امکانات دولتی، علاوه بر گلایه های عمومی، مهار بحران یا غیرممکن و یا زمانبر و مستلزم صرف ‏هزینه‌های بسیار زیادی خواهد بود و عملاً امور دولت را نیز در تمامی ابعاد تحت تأثیر خود قرار داده و اجرای ‏سایر برنامه‌های دولت یا متوقف شده و یا با تأخیر و کندی همراه خواهد بود.‏
بحران جهانی و ملی ناشی از بیماری همه‌گیر ویروس کرونا (کووید ۱۹) که طی چند ماه اخیر علاوه بر ‏صدمه بر روح و جسم انسان، باعث توقف اکثر فعالیت‌های فردی و اجتماعی شده و اثرات منفی اجتماعی ‏و اقتصادی آن نشان داده که این بحران نه تنها با هیچ شخصی شوخی ندارد، بلکه کل جامعه را نیز به خود ‏مشغول نموده است. ‏
بهزاد پورمحمد کارشناس مدیریت بحران و مدرس دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار حرف با اشاره به اینکه هر ‏چند که بیماری کرونا یک تهدید فردی است، ولی در شرایط اخیر ایجاد شده در کشور ما و سایر کشورهای ‏درگیر، با همه‌گیری به بحران بزرگی تبدیل شده و ابعاد اجتماعی وسیعی دارد و چنانچه به درستی ‏مدیریت نشود، قطعاً نه تنها دولت را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد، بلکه کل جامعه نیز از عواقب تلخ آن چه ‏در مرحله گذر از بحران و چه در مرحله پس از آن بی نصیب نخواهد شد؛ می گوید: اگر بخواهیم واقع بین ‏باشیم و واکاوی درستی از ظرفیت‌های اجتماعی موثر در مدیریت بحران کرونا داشته باشیم، علاوه بر ‏دولت و نیروهای مسلح که وظائفی ذاتی دارند، مردم چه به صورت فردی و چه در قالب گروه ها و ‏تشکل‌ها، از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های اجتماعی بسیار اثر گذار در مدیریت بحران کرونا می‌باشد که نباید از ‏آنها غافل بود. ‏
وی می افزاید: خانواده، تشکل‌های مردم نهاد، بسیج و گروههای جهادی، نیروهای داوطلب، اصحاب ‏رسانه، شرکت‌ها و موسسات خصوصی، شرکت‌های دانش بنیان، مدارس، دانشگاهها، مساجد، ‏کارخانجات و واحدهای تولیدی، اصناف و …، از ظرفیت‌های اجتماعی بالقوه جامعه بوده که در بحران اخیر ‏کرونا در کشور، به عنوان وظیفه انسانی و با حس نوعدوستی، ظرفیت آنها به بالفعل تبدیل شده و به ‏صورت خودجوش احساس مسئولیت بسیار خوبی داشته‌اند که قطعاً بسیج عمومی ظرفیت‌های اجتماعی ‏بخش مردمی نقش بسیار موثری در مدیریت بحران کرونا (مقابله، مهار و جلوگیری از تشدید آن) در کنار ‏فعالیت‌ها و اقدامات دولت و نیروهای نظامی در سطح مناطق مختلف کشور داشته است. ‏
پورمحمد نقش موثر ظرفیت‌های اجتماعی بخش مردمی در مدیریت بحران کرونا در سطح کشور را بر شمرده ‏و تصریح می کند: استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی در مرحله مقابله با بحران کرونا و تجربه روزهای ‏ابتدایی پس از بحران کرونا در ایران و سایر کشورهای جهان نشان داد که بدون بهره‌گیری از توان و ‏ظرفیت‌های بالقوه تمامی اجزای جامعه، حتی اگر تمام توان دولت هم به تنهایی بسیج شود، مهار بحرانی ‏در این ابعاد و گستردگی عملاً یا غیر ممکن بوده و یا اینکه به کندی صورت می‌گیرد. اگر بخواهیم جامعه را ‏به گروهها و تشکل‌های مختلفی تقسیم کنیم همه افراد جامعه وابستگی مستقیم به دولت نداشته و در ‏سازمان و یا نهادی خاص مشغول فعالیت نیستند، ولی هر کدام از افراد جامعه دارای ظرفیتی تأثیر‌گذار بر ‏مهار بحران می‌باشند. لذا مداخله منسجم و هدفمند گروهها و تشکل‌های مختلف جامعه می‌تواند سرعت ‏و ابعاد مقابله با بحران کرونا را تقویت نموده و مهار بحران کرونا را تسهیل و تسریع نماید. به عنوان مثال، ‏استفاده از ظرفیت‌های مردمی جهت مشارکت در انجام امور بهداشتی و درمانی، تأمین اقلام ضروری ‏بهداشتی و درمانی، ضدعفونی کردن اماکن جهت جلوگیری از شیوع بیماری، تأمین مایحتاج و اقلام ‏ضروری مورد نیاز جامعه و مواردی از این قبیل را می توان ذکر کرد.‏


وی ادامه می دهد: استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی در مرحله گذر از بحران کرونا نیز درخور توجه است، ‏هر چند که به تدریج در روزهای پس از وقوع بحران، از شدت و ابعاد بحران و حجم نیازها کاسته می‌شود، ‏ولی نباید از بحران و گسترش آن غافل بود، بلکه نیاز است ضمن آسیب‌شناسی فوری و بهره‌گیری از همه ‏ظرفیت‌های جامعه، مدیریت بحران کرونا تداوم و استمرار داشته و ضمن فاصله‌گذاری اجتماعی و قطع ‏زنجیره بیماری، انسجام اجتماعی را نیز حفظ کرد. تداوم امور مراقبتی و تقویت و استمرار ارائه خدمات در ‏ابعاد مختلف، نیازمند بسیج عمومی جامعه خواهد بود و عملاً در این مرحله از بحران همه افراد جامعه ‏مسئول بوده و باید نقشی در مدیریت بحران کرونا داشته باشند. چنانچه در این مرحله با توجه به ورود ‏بیشتر دولت و نیروهای نظامی، مردم نسبت به مسئله مدیریت بحران کرونا بی تفاوت بوده، یا اینکه آن را ‏تمام شده تلقی کنند و سهم خود را برای مهار و مدیریت بحران کرونا به درستی ایفا نکنند، قطعاً شاهد ‏تشدید ابعاد بحران خواهیم بود. لذا باید تمامی افراد جامعه خود را مسئول دانسته و هر کسی به هر میزان ‏و در هر جا که در توان خود می‌بیند، در مرحله گذر از بحران کرونا مشارکت داشته تا جامعه بحران زده به ‏تدریج و هرچه سریعتر به وضع عادی خود برگردد.‏
این کارشناس مدیریت بحران با اشاره به ضرورت استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی پس از بحران کرونا می ‏گوید: بحرانها، اثرات منفی و مشکلات ناشی از آن فرصتی را پیش‌روی ما می‌گذارد، تا هم دولت و هم ‏تمامی افراد جامعه به نقاط ضعف و قوت خود بیشتر پی برده و جامعه‌ای چه در بحران های مشابه و یا ‏سایر بحران های بزرگ در آینده موفق‌تر است که تهدیدها و مشکلاتی را که سپری کرده است را به ‏فرصتی برای رفع نواقص و کاستی‌های تبدیل کرده و از شرایط ایجاد شده برای تقویت توانمندی‌های خود ‏استفاده نماید. تداوم روحیه همدلی، مشارکت، احساس مسئولیت، اخلاق مداری، حس نوعدوستی و …، ‏بی‌شک باعث آرامش بیشتر جامعه در زمان بحران و رفع اثرات سوء بحران ناشی از کرونا در آینده نیز ‏خواهد شد.‏
و یادآور شد: این بحران انشالله در آینده‌ای نه چندان دور با همدلی و تداوم مشارکت بین دولت، نیروهای ‏نظامی و تمامی ظرفیت‌های اجتماعی مردمی نیز تمام خواهد شد و آنچه باقی خواهد ماند، خدمات ‏ارزشمند همه آنهایی که در خط مقدم مدیریت بحران کرونا بوده‌اند و نقش موثر و همدلی و همکاری آحاد ‏جامعه در مهار و کنترل این بحران است. امید است دولت پس از عبور از بحران کرونا، با درس گرفتن از این ‏بحران و سایر بحرانهای بزرگ رخداده طی سال های اخیر در کشور، ضمن بازنگری و تدوین دستورالعمل‌ها ‏و آئین‌نامه‌های و ارائه لوایح موثر به مجلس برای تصویب قوانین کاربردی، جهت تقویت ظرفیت‌های اجتماعی ‏بخش مردمی به منظور استفاده در مدیریت بحران کشور، همت بیشتری داشته باشد. ‏