سیاه‎قلم یکی از تکنیکهای تزئینی برای جلوه دادن به آثار فلزکاری است و هنرمندان فلزکار مناطق مختلف در ادوار گوناگون به این هنر اشتغال داشته‎اند. این روش یک شیوه تزئینی و آلیاژی از ترکیب نقره، مس و سرب آمیخته با گوگرد می باشد که عموماً بر روی سطح فلزات نقره و طلای کنده‎کاری شده برای ایجاد سایه روشن کاربرد داشته است. هنرمندان فلزکار از دوران مصر باستان به بعد به تکنیک سیاه قلم اشتغال داشته‎اند و در ایرن این هنر در دوران ساسانیان بخصوص بر روی سطح فلز نقره اجرا می‎شده است. در عصر سلجوقیان به خاطر محدودیت استفاده از ظروف طلا و نقره، سیاه قلم بر روی نقره ترصیع شده بر ظروف مسی و برنجی و برنز اجرا می‎شده است و در واقع میتوان اوج این هنر را دورهی سلجوقی دانست. این هنر در گذشته به ویژه دوره قاجار توسط ارامنه تبریز و اصفهان در حکاکی روی نقره مورد استفاده قرار می‎گرفته است. با این حال امروزه همچون گذشته رایج نبوده و رو به فراموشی نهاده است.
ترکیبات این تکنیک در واقع سولفیدهای نقرهای هستند که در گذر زمان موادی بدان افزوده شده است. آنچه از ترکیبات آن در زمان معاصر در دست است آلیاژی از فلزات نقره، مس، سرب و گوگرد می‎باشد. همچنین باید متذکر شد که هنرمندان مناطق مختلف با توجه به میزان مهارت و سلیقه از درصد ترکیبات متفاوت و گاه از موادی علاوه بر این چهار عنصر نیز استفاده می‎کنند. اما در گذشته این ترکیبات شامل سرب و مس نمی‎شده است و قدما در ابتدا فقط از نقره و گوگرد استفاده میکردند. همچنین با توجه به نقاط ذوب مواد سیاه‎قلم، گوگرد کمترین نقطه ذوب را در بین عناصر دیگر ترکیب دارد و از آن جهت که امکان سوختن آن در حین اجرای آلیاژ چهار فلزی وجود دارد، جدا از بقیه ذوب و در مرحله آخر به ترکیب اضافه می‎شود. همچنین این امکان سوختن گوگرد باعث می‎شود که نتوان مقدار آن را در حین واکنش و اجرا اندازه گرفت و به همین دلیل در درصد ترکیبات به مقدار آن اشاره نشده است و میزان گوگرد ترکیب را پس از تهیه سیاه‎قلم و به وسیله آنالیزهای آزمایشگاهی میتوان مشخص کرد. رنگ سیاه آلیاژ به دلیل وجود گوگرد در ترکیبات آن است و از آنجایی که ویژگی اصلی سیاه‎قلم تیرگی و سیاهی است، این امر وجود گوگرد را در ترکیب الزامی می‎کند. به طور کلی رنگ سیاه‎قلم با توجه به ترکیبات آن از سیاه براق و سیاه متمایل به خاکستری و آبی تیره متفاوت است. در واقع هرچه میزان ناخالصی در سولفید نقره بیشتر باشد از میزان سیاهی سیاه‎قلم کاسته می‎شود و این کاهش سیاهی به وجود مس و مخصوصاً سرب در آن بستگی دارد.
علت اضافه شدن سرب را به ترکیب میتوان به این امر احتمال داد که در گذر زمان و ادوار متأخرتر از فلز پایه ناخالص برای اجرای سیاه‎قلم استفاده می‎شد. در صورتی که هنرمندان اولیه، فلز نقرهی خالص یا با درصد ناخالصی بسیار کم برای سیاه‎قلم نقره و گوگرد به کار می‎بردند. همچنین امکان دارد که افزودن سرب باعث ایجاد نقاط ذوب متناسب بین فلز پایهی ناخالص با مادهی سیاه‎قلم میشد. در واقع فلز پایه ناخالص شامل نقره و مقادیری مس بود و با افزودن مس به سولفید نقره افت نقطه ذوب حاصل از ناخالصی در هر دو رعایت می‎شد و بعدها سرب نیز به این ترکیبات اضافه شد که تناسب نقاط ذوب را در فلز پایه و سیاه‎قلم بهبود بخشید و حفظ کرد. اما با توجه به سمی بودن سرب و مضراتی که برای سلامتی انسان و محیط زیست دارد و با رجوع به آنچه مستندات نشان میدهند می‎توان بیان کرد که احتمال حذف سرب از ترکیب سیاه‎قلم بدون کاهش کیفیت رنگی و شیمیایی آن وجود دارد. بدین صورت که هنرمندان نقره خالص برای فلز پایه و سیاه‎قلم نقره و گوگرد را برای اجرای این نوع تکنیک به جای ترکیب سرب‎دار استفاده کنند. با توجه به عدم اندازه‎گیری دقیق مقدار گوگرد در حین اجرا در هر دو شیوه، کیفیت آن به مهارت هنرمند بستگی دارد و یادگیری شیوه جایگزین نیز به صورت تجربی است و بدست‎آوردن کیفیت عالی ترکیب با کسب مهارت امکان‎پذیر است. ترکیب حاصل از سیاه‎قلم نقره و گوگرد صیقل پذیرتر است و تمیزکاری آسانتر و به طور کلی کیفیت بهتری دارد. با مطالعات انجامشده میتوان گفت که سیاه‎قلم نقره و گوگرد از نظر حفظ سلامت زیست محیطی و حفظ کیفیت هنری و اجرایی، جایگزین مناسبی برای احیاء و تداوم این هنر اصیل ایرانی می‎تواند باشد.