حرف آنلاین: علیرضا صادقی امیری – بابل شهری است با پیشینه بسیار طولانی، آثار زندگی و شهرنشینی در آن به هزاره های پیش از زایش مسیح برمیگردد، با توجه به تپه های تاریخی این شهرستان حوزه تمدنی و شهرنشینی آن را میتوان به هزاره سوم پیش از زایش و غنای فرهنگی آن را با گوهر تپه بهشهر و یا چشمه علی دامغان  هم راستا دانست، وجود سفالینه های خاکستری، ظرافت هنر سفال سازی، نوع خاکسپاری و تدفین، وجود زه کشی های آبی و تندیسک های باستانی گواه این مدعاست، اوج شکوه فرهنگی و شهرنشینی بابل به دوران اشکانی یا پارتی برمیگردد، و پیوند ناگسستنی و مستقیمی با آیین مهرپرستی و میتراییسم دارد، تا جایی که نام کهن این شهر “مه میترا” (میترای بزرگ) بوده است، نام بابل در سده های گوناگون تاریخی به مامطیر(معرب شده مه میترا) ، بارفروش ده، بارفروش و بابــُل دگرگون میگردد، که با نگاهی سطحی به وجه تسمیه آن میتوان به اهمیت این خطه فرهنگی و تاریخی تبرستان و ایران کهن پی برد، بابل همیشه نقشی موثر در بزنگاه های تاریخی، اسطوره ای و فرهنگی ایران داشته است، در این منطقه آثار بسیاری از هزاره های دور تا دوره پهلوی نخست وجود دارد و بیش از صد و بیست و اندی اثر ملی را در خود جای داده است، مازندران با توجه به اینکه منطقه ای نمناک و مرطوب است نیازمند پایش و نگاهداری دقیق تری نسبت به حفاظت آثار تاریخی دارد، و بیشینه آثار موجود این منطقه یا بگونه تپه های تاریخی باقی مانده اند و یا مربوط به دوران متاخرتر و با مهرازی خشتی و آجری میباشند، و بناهای سنگی بیشتر دچار ویرانی گشته اند، بی گمان بابل نیز از این مورد مستثنا نبوده و نگاهداری آثار موجود در آن نیازمند دقت و دلسوزی و آگاهی بیشتری است، متاسفانه این روزها مانند همیشه باید گفت وضعیت اثار تاریخی در این استان و بویژه بابل ناگوار است، و گویی میراث بابل نم دار و نمناک شده است، در بازدید های میدانی ماهانه بخش دیده ور سازه های کهن انجمن جوانان سپید پارس از آثار تاریخی کشور، از آثار تاریخی بابل بازدید کرد  که ماحصل این بازدید میدانی این است  که باید گفت نم و رطوبت گریبانگیر بیشینه آثار این شهرستان گردیده است، در بازدید از برج آرامگاهی درویش علم بازی (بازگیرکلا) (شماره ثبت ۳۳۲۸ بتاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۲۵ سده نهم ) متاسفانه تعرض و دست اندازی هیات امنا به بدنه و الحاق ساختمان با نمای سنگ کاری، اصل بنا را مخدوش نموده است،  و چهره ناهمگونی بدان داده است، از سویی نیز نم و رخنه شدید رطوبت به بدنه باعث تخریب و ریزش کاشی ها و حتی آجر های بنا گردیده است، به گونه ای که ادامه این روند وضعیت استواری بنا را تهدید خواهد کرد، برج آرامگاهی درویش بایی کلا روستای شهید آباد (بایی کلا) که مربوط به دوره تیموری بوده نیز بشدت وضعیتی اسفناک دارد و نفوذ نم و همچنین تخریب انسانی وضعیت آن را بحرانی نموده است، در سال های نخستین انقلاب پس از سرقت در تاریخی و صندوقچه چوبی آن، دیواری سیمانی بر ورودی آن ایجاد نموده اند که با گذشت بیش از سه دهه همچنان این دیوار برداشته نشده و هیچ سرکشی و نظارتی بر آن نمی شود، سقاتالار شیاده (سقانفار) (شماره ثبت ۳۳۸۴ بتاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۲۵) که میتوان از آن بعنوان یکی از شگفتی های مهرازی اباختر ایران یاد کرد، و دارای نقاشی های بسیار زیبا و استوره ای و مذهبی می باشد، ( نماد های برخی از این نگاره ها مربوط به باورهای مهری و برخی اسطوره های پهلوانی و مابقی مذهبی می باشند)، متاسفانه بر اثر عدم نظارت و همچنین عدم حفاظت ؛ بخشی  از این نقاشی های بسیار ارزشمند تاریخی و فرهنگی، بواسطه نفوذ نم و رطوبت کمرنگ و برخی نیز کاملا محو شده اند، و آن دسته از نگاره های باقی مانده نیز در معرض تخریب هستند.  سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور، هرگز به تنهایی نمیتواند از این آثار نگاهداری و حفاظت نماید، و این مهم نیازمند همراهی، همگانی و تک تک دستگاه ها و شهروندان است، باوجود آنکه ایران کشوری غنی و کهن با آثار فاخر تاریخی بسیار است، و میتوان اقتصاد نخست کشور را بر پایه صنعت گردشگری تدوین نمود، اما سازمان متولی آن بسیار ضعیف و کم توان است، در دهه گذشته صدمات جبران ناپذیری بر بدنه سازمان میراث فرهنگی کشور وارد شده است،  تنها در اداره کل مازندران بیش از ۱۵۰ نیروی کار مازاد جذب شده است که این اداره کل حتی توان پرداخت دستمزد ماهیانه انها را ندارد، و ناچار است از بودجه های مرمت ، نگاهداری و تنخواه ها حقوق این بخش از نیرو های انسانی را پرداخت نماید، که اگر میانگین حقوق را یک میلیون تومان در نظر بگیریم ماهانه صد و پنجا میلیون تومان از بودجه بخش های میراث ، گردشگری و صنایع دستی خرج ایشان می گردد، با این پول میتوان تقریبا هر چهارماه یک بنای فاخر را مرمت و بازسازی نمود و از آن کسب درآمد داشت، این موضوع قابل تعمیم به کل سازمان میراث کشور است،

متاسفانه در این میان دستگاه های ذیربط و ذینفع نیز بجای آنکه همکاری نمایند همیشه دردسری و یا سنگی در راه این سازمان قرار میدهند، بعنوان نمونه سازمان اوقاف کشور که متولی و مالک بسیاری از بناهای تاریخی-مذهبی کشور است، بجای تعامل با میراث کشور، راه تقابل را پیش گرفته است، امید است دستگاهای اجرایی و تک تک توده مردم احساس مسئولیت بیشتری نسبت به یادگارهای بجا مانده از نیاکانمان داشته باشند و در پاسداشت آن با انجمن های مردم نهاد و دستگاه های متولی همراهی و همکاری نمایند .