چکیده

با پیشرفت علم و تکنولوژی و افزایش توان فن آوریها در بهره‌برداری از منابع طبیعی تعادل‌ زیست محیطی، در دو قرن حاضر به زیان طبیعت بر هم خورده است که پدیده‌ای نگران کننده و گاه جبران ناپذیر می‌نماید. از این رو جامعه بین الملل برون رفت از این معضل را محافظت از محیط زیست دانسته و در این راه مایل به معاضدت و مددرسانی دین می باشد.

بنابر همین ضرورت نگارنده در این نوشتار تلاش می‌کند تا دیدگاه دین مبین اسلام را به عنوان یکی از ادیان الهیِ موثر و مدعی پاسخگویی به همه نیازهای مادی و معنوی، دنیوی و اخروی بشر در همه زمانها و مکانها، مورد بررسی قرار داده ونقش آن را در حمایت از طبیعت و مسائل زیست محیطی بدست دهد.

مقدمه

تبیین «محیط زیست»، ضرورت اهتمام به تامین سلامت آن، اصول مبادی زیست محیطی، راه‌های نیل به محیط سالم وبالاخره اهداف اصیل آن، از حقوق اساسی بشر و جزء وظایف بشری است و تأمین آن از علوم انسانی و قدرتهای بشری مایه می‌گیرد. چنانکه تخریب آن نیز در اثر عدم معرفت به حقوق بشر یا انجام ندادن وظایف بشری می‌باشد. قرآن کریم آرایش نظام هستی را پایه آرامش بشر معرفی می‌کند و زیبایی جهان آفرینش را در نظام‌مند بودن آن دانسته و اگر آسیبی به ساختار آن برسد، هم او از نیل به هدف اصیل‌اش بازمی‌دارد، هم دیگران را از فیض او محروم می‌کند. گروهی به بهانه حفظ صنعت، سنّتِ زیبای خلقت را به بدعت تبدیل و نظام با شکوه آفرینش را به هرج و مرج آلایش و آلودگی دگرکون می‌نمایند.[۲] پس از انقلاب صنعتی در اروپا و رشد و توسعه فن آوری؛ «محیط زیست» در معرض خطر جدی قرار گرفته و مایه نگرانی جهانیان شد. امروزه نیز به سبب سودجویی‌های ظالمانه و خودکامگی‌های قدرتهای بزرگ بیشتر از پیش در معرض نابودی است. آلودگیهای فزاینده‌ خاک، آب و هوا بیش از پیش محیط زیست را تهدید نموده و آسیب‌های جبران ناپذیری به آن وارد نموده است.

امروزه عوامل تخریب کننده طبیعت و محیط زیست چنان رو به گسترش است که یکی از موضوعات مهم جهان معاصر حداقل از دهه ۱۹۷۰ م به این سو شد و توجه به «محیط زیست» و «مسائل زیست محیطی» تا جایی رسید که در هر کشور سازمانهایی درباره آن بوجود آمد و از سویی دانشمندان زنگ انذاز به صدا درآوردند و قرآن نیز پیام خویش را درباره ناسپاسان زیست محیطی و فاقدان فرهنگ صیانت محیط زیست اینگونه بیان می‌فرماید:« ظهر الفساد فی البرّ والبحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلّهم یرجعون»[۳] لذا صنایع تجربی موظف‌اند که در راستای تأمین سعادت و سلامت تمام بشر جهت گیری کنند و درغیر این صورت ؛ «و اذا تولّی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث والنسل والله لایحب الفساد»[۴]

اکنون این پرسش مطرح است که اسلام به عنوان یک دین کامل که مدعی پاسخگویی به همه نیازهای بشری در همه اعصار می‌باشد چه نقشی در حمایت از طبیعت و محیط زیست دارد؟

آیا مسائل زیست محیطی در اسلام جایگاهی دارند یا خیر؟

برای شکافتن این پرسش و رسیدن به پاسخی مناسب، لازم است فصول پیش رو را تحت عناوین «مفهوم محیط زیست، اهمیت و نقش محیط زیست در زندگی انسان، عوامل آلودگی و تخریب محیط زیست، راه‌کارهای حفاظت از محیط زیست» مورد بررسی قرار داد و سرانجام به نقش اسلام در حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست اشاره شود.


مفهوم محیط زیست

محیط زیست ترکیب شده است از دو کلمه، که یکی «محیط» واژه‌ای عربی[۵] و دیگری «زیست» که واژه‌ای فارسی است. «محیط» به معنای مکان و اوضاع واحوال آمده است و آنچه که شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحول می‌باشد و به عبارتی محیط فراگیرنده وجای زندگی آدمی است.[۶] واژه «زیست» به معنای زندگی و حیات و زیستن آمده است.[۷]

شورای اقتصادی اروپا محیط زیست را اینگونه تعریف کرده است: «محیط زیست شامل آب، هوا، خاک و عوامل درونی و بیرونی مربوط به حیات هر موجود زنده می‌گردد.»[۸]

«محیط زیست» به دو مفهوم به کار رفته است:

یکی مفهومی است که از علوم طبیعت نشات گرفته و در آن با جوامع انسانی با بینش اکولوژیک برخورد می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای از پدیده‌های طبیعی و تعادل بین نیروهای رقیب در طبیعت که زندگی یک گروه بیولوژیک را مقید می‌کند.

دوم اینکه از علوم معماری و شهرسازی ناشی می‌شود، و درباره تعاملی است که بین ساختمان به مفهوم عام، و محیطی که در آن ایجاد می‌شود (محیط طبیعی یا مصنوعی) وجود دارد.[۹]

اهمیت و نقش محیط زیست در زندگی انسان

محیط زیست طبیعی تأثیر زیادی بر روح و روان آدمی داشته، و محیط پاک و خرّم، زندگی را شاداب می سازد. آواز روح بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلربای چشمه ساران، صفای سبزسبزه زاران، نسیم لطیف کوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایی شهر و دیار تأثیر بسزایی بر زندگی و حیات انسان دارند. هر بیننده‌ای احساس آرامش ونشاط، امنیت و آسایش می‌کند. برعکس، افسردگی وافزایش بیماریهای روحی و روانی انسان امروز بدون ارتباط به آسیب رساندن به محیط زیست نیست.

امروزه نقش زیانبار جنگهای بین المللی و منطقه‌ای در تخریب محیط زیست و اثرات سوء آنها بر زندگی انسانها را نمی‌توان انکار نمود. روند زندگی ماشینی سبب شدکه بشر از زیبائیهای طبیعت فاصله گرفته و رابطه مستقیم با طبیعت را از دست بدهد و برای جبران کمبودها به تاراج طبیعت پرداخته تا از این طریق رفع محرومیت‌های خویش نماید.

انسان در فرهنگ قرآن

در فرهنگ قرآن کریم تنها به وجود حیات گیاهی و حیوانی و انسانی مصطلح که در تحدید انسان به «حیوان ناطق» آمده است بسنده نشده بلکه فصل الفصول دیگری هم لازم است، تا کسی در فرهنگ قرآن «انسان» به شمار آید و طبق قرآن، حد نهایی انسان که داوری فصل اخیر اوست، «حی متأله» است لذا اگر کسی اهل ابتکار و صنعت و سیاست باشد؛ ولی همه اینها را در خدمت هوای نفس بگذارد، از نظر قرآن «انعام»، «بهیمه» و «شیطان» است.[۱۰] پس خداوند، آدمی را فطرتاً «حیّ متأله» آفرید واز منظر قرآن انسان حقیقی نباید در محدوده حیات حیوانی وطبیعی بایستد یا انسانیت خویش را تنها به نطق و تفکر محدود کند، بلکه باید حیات الهی و جاودانی و تالّه و خداخواهی فطری خویش را به فضیلت برساند و مراحل تکامل انسان را تا مقام خلافت و تخلق به اخلاق الله بپیماید. در نگاه فطری و باطنی، همه انسانها «حی متألّه» هستند؛ یعنی حیات الهی و تاله ملکوتی در فطرت همه انسانها نهادینه شده است؛ ولی با نظر به مسیر شکوفایی و تکاملی فطرت، بسیاری حیات متالهانه فطری خویش را زیرخاکهای تیره و ظلمانیِ جهل و عصیان مدفون کرده و تألّه خدادادی خویش را در قالب نامقدس بردگی خویشتن و سرسپردگی به امیالِ اغیار، طواغیت، اصنام و شیاطین، زنده به گور کرده‌اند. اینها را قرآن حیّ ندانسته ، بلکه خارج از جرگه حیات قلمداد می‌کند.[۱۱]

اقسام انسانها

انسانها در تقسیم اولیه یا مرده‌اند یا زنده  که نمونه مردگان کفر پیشگان هستند که فطرت انسانی خویش را زیر لایه‌های جهل و خرافات مدفون کردند؛ گروهی از اینها جسمی بی تاثیر، ذلیل و خوار که می‌خواهند جان مرده شان در امان باشد که کافران ذمّی نام دارند و بعضی نیز اجساد بدبویی هستند که دنیایی را به تعفّن می‌کشند که کافران حربی نام دارند.

و اما رهیدگان از ظلمات کفر، زنده‌اند. برخی از اینها به خواب فرو رفته‌ و از دین وایمان و انسانیت خود در غفلت‌اند و بعضی بیدار و متوجه؛ و این انسانهای بیدار و هوشیار نیز یا بیمارند یا سالم و این بیماران روحی، مرضشان یا سطحی است یا مزمن. انسانهای زنده و بیدار و سالم نیز یا ناقص‌اند یا کامل و در میان انسانهای کامل نیز برخی کامل‌تر و در بین ایشان بعضی کاملترین هستند.

همه اقسام یاد شده، انسان متشابه و دو قسم آخر (انسانهای کامل و اکمل) محکمات جامعه انسانی به شمار می‌آیند. انبیاء و اولیا محکم بالاصاله (اکمل) و علمای عامل محکم بالمحکم (کامل) هستند. انسانهای کامل باید همیشه خود را به اکمل عرضه کنند تا بتوانند مرجع ومقتدای متشابهات باشند وانسانهای متشابه با رجوع به محکمات راه انسانیت را بپیمایند.[۱۲]

رابطه انسان با طبیعت و رابطه آن دو با خداوند

انسان، اشرف مخلوقات و تمام پدیده‌های طبیعی برای او آفریده شد. خداوند آسمان و زمین، دریاها و کوهها را مسخّر او قرار داده تا از آنها به شیوه مناسب و منطقی بهره‌برداری نماید. لذا جا دارد که ارتباط آنها مورد بررسی قرار گیرد.

الف: رابطه انسان با طبیعت

رابطه انسان با طبیعت رابطه تسخیری بوده نه رابطه قهر و قسر؛[۱۳] خداوند می‌فرماید: هریک ازموجودات، خاصیت و اثر ویژه‌ی‌ خود را دارند، اگر انسان آن خاصیت را شناخت و آن را درست تنظیم و رهبری کرد، در حقیقت آن موجود را تسخیر نمود؛ « الم تروا ان الله سخر لکم فی السموات و ما فی الارض»[۱۴] پروردگاری که انسان را آفرید، آسمان وز مین و مجموعه نظام کیهانی را دستور داد تا از امام و انسان کامل پیروی کنند، اما اگر انسان بار امانت را درک نکرد و خیانت در امانت الهی نمود، مجموعه نظام کیهانی از او ارزشمندتر و همین نظام کیهانی دشمن او و او را به کام مرگ فرو می‌برد؛ چنانکه آب در جریان فرعون به فرموده خداوند چنین کرد: «فغشیهم من الیم ما غشیهم»[۱۵]، «فنبذناهم فی الیم»[۱۶] و گاهی نیز این آب، تحت تسخیر انسان خردمند وسیله پرورش جانداران می‌شود: «وجعلنا من الماء کل شیء حیّ»[۱۷] و …. بنابراین رابطه انسان با طبیعت، وقتی امین خدا باشد، تسخیری است ولی اگر انسان خیانت کند، همه پدیده‌های نظام هستی از خود عکس العمل نشان می‌دهند.[۱۸]

ب: رابطه انسان و طبیعت با خداوند

انسان و طبیعت، بلکه همه موجودات عالم امکان به دلایل عقلی و نقلی وابسته‌ به خداوند هستند. اگر انسان مالک هستی خود بود هر تصرفی را که در امور خویش می‌کرد وهر رذیله‌ای را که بر نفس خود تحمیل، هر ملکه ناپسندی را- همانند کبر، عجب، حسد، ریا و …- در هویت خویش ایجاد می‌کرد، نمی‌توانست مصداق ظلم باشد. ظلم در جایی است که شخص، خود سرانه در حق دیگری تصرف کند و بی اجازه او به حقوق و دارایی وی تجاوز کند؛ نه آنکه در مال و حق خود تصرف کند. پس، معلوم می‌شود هویتی که در اختیار بشر است، متعلق به خدا و ملک او وامانتی الهی است و انسان امانتدار خداوند است لذا تصرف ناروا در آنها مصداق ظلم می‌شود. اگر چنین است پس به طریق اولی نسبت به سایر موجودات نیز نمی‌تواند تصرف زیان آوری داشته باشد و انسان برای برقراری ارتباط با آنها (طبیعت، محیط زیست، کوهها، دریاها، جنگلها، مراتع، منابع طبیعی و …) نیز به اذن الهی محتاج است که رسولان الهی در قالب دین به تبیین آن اقدام نمودند.[۱۹]

یکی از مبانی حقوق بشر در تفکر اسلامی، پیوند خاص انسان با جهان و وظیفه او نسبت به نعمت‌های الهی در این جهان است.[۲۰] برای تبیین وظایف حقوقی انسان، باید رابطه انسان نسبت به جهان و تکلیف وی در برابر نعمت‌های هستی را شناخت که برای رستگاری و صلاح است که جهان مسخّر او شد «قد افلح من تزکّی»[۲۱] یا برای زورمداری و برتری جویی «قد الفح الیوم من استعلی»[۲۲] که اگر مراد اولی باشد توشه راه تقواست «تزودوا فان خیرالزاد التقوی»[۲۳] و اعتراف به ربوبیت الهی است و اگر مراد دومی باشد سخنی از ربوبیت فراگیر خداوند در میان نیست و چرائی و چگونگی رام بودن همه جهان را درک نمی‌کند.

یکی از نتایج بینش قرآنی در این مورد آن است که در استفاده از جهان ونعمت‌هایش نمی‌توان به گونه‌ای عمل کرد که با صلح و مسالمت ناسازگار باشد. فرایند صنعتی شدن هرگز نباید به تخریب جهان منتهی شود که نمونه بارز این عمل سلیمان، داود و ذوالقرنین می‌باشند که از موهبت الهی استفاده کردند و در اندیشه تهاجم و تخریب هم نبودند.[۲۴]

اصل ارتباط متقابل عمل انسان و طبیعت در آیات قرآن کریم

۱- «له معقبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امرالله ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم و اذا ارادالله بقوم سوءاً فلا مردّ له و ما لهم من دونه من وال»[۲۵]

۲- «ذلک بانّ الله لم یک مغیراً نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم»[۲۶]

در دو آیه فوق الذکر بحث تغییر و تبدیل نعمت است که به تغییر نفس برمی‌گردد و راز وابستگی تغییر نعمت به تغییر نفس، آن است که نفسانیات انسان با حوادث خارجی رابطه‌ای مستقیم دارند.

آیاتی از قرآن کریم که بر رابطه بین اعمال نیک و حوادث گوارا دارند:

انسان مصداق آیه «انّی جاعلًٌ فی الارض خلیفه»[۲۷] به عنوان جانشین خداوند روی زمین که از جهت علمی «و علم آدم الاسماء»[۲۸] و از لحاظ عملی «هو انشاکم من الارض واستعمرکم فیها فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربّی قریبٌ مجیب»[۲۹] می‌باشد. خلقت انسان هدفمند و برای آنکه بستر مناسبی برای زندگی بشر فراهم شود، خداوند مواد خام را در سفره طبیعت خلق و به انسان هوش و خلاقیت داد تا از این مواد به بهترین وجه بهره‌مند شود. عقل را از درون و وحی را از بیرون برای راهنمایی بشر قرار داد تا آگاه به وجود این مواد خام و چگونگی استفاده از آن شده و سپس زمین را آباد و محیط زیست را سامان بخشد.[۳۰] در این راستا به برخی از آیات الهی که دلالت بر رابطه عمل صالح و حوادث گوارا دارند اشاره میکنیم:

۱- « و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماءً غدقاً»[۳۱]

آیه شریفه پایداری بر راه راست را سبب بهره‌مندی از آب فراوان می‌داند که مزارع، مراتع، جنگلها، حیوانات و انسانهای تشنه را سیراب می‌کند. پس خداوند با کارهای نیک، ملتی را از برکات مادی بهره‌مند می‌سازد چنان که بسیاری از گناهان ممکن است موجب پائین رفتن آبها شود که صنعتگران هم به آن دسترسی نداشته باشند.

۲- «ولو انهم اقاموا التواره و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»[۳۲] ایمان و عمل به دستورات کتب الهی، با برخورداری از نعمت‌های آسمانی و زمینی ارتباط دارند.

۳- « و لو انّ اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکاتٍ من السماء والارض»[۳۳]

ایمان و تقوا اهل زمین موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنهاست به هر روی، خواه مقصود آیه مسائل علمی باشد یا عملی و مسائل علمی نیز علم حصولی باشد یا حضوری، همگی از مصادیق امور خارجی است و رابطه اعمال نیک انسان (ایمان و تقوا) با رویدادهای گوارای جهان را می‌فهماند.[۳۴]

۴- « یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً و یکفّر عنکم سیئاتکم و یغفرلکم والله ذوالفضل العظیم»[۳۵]

«انّه من یتق و یصبر فان الله لایضیع اجرالمحسنین»[۳۶]

این دو آیه به صورت اصل کلّی، رابطه عمل نیک هر فرد با نتایج خوب آن را در همین دنیا بیان می‌کند. در جواب شبهه به اینکه کافران غیر اهل ایمان وتقوا نیز از برکات آسمان و زمین بهره‌مندند باید گفت سخن آیات از برکت می‌باشد و مالی برکت دارد که حلال بوده و در مسیر سعادت و کمال انسان باشد نه مطلق مال.[۳۷]

سفارش اسلام به بهره‌گیری از منابع طبیعی

قرآن کریم با بیان «وابتغوا من فضل الله»[۳۸] و «فامشوا فی مناکبها»[۳۹]، انسان را به بهره‌گیری از منابع طبیعی که لازمه آن تلاش برای استخراج معادن، کشاورزی و … است فرا می‌خواند.

خداوند قبل از خلقت انسان همه نعمت‌ها را آفرید و به انسان نیز عقل و خرد داده ابزار در اختیار او نهاد، فرمان تلاش و آبادانی را بیان کرد و فرمود شما حرکت کنید، «ثم السبیل یسره»[۴۰] ما راه را برای شما آسان می‌کنیم.

خداوند در سوره ابراهیم می‌فرماید: «الله الذی خلق السموات والارض وانزل من السماء ماءً فاخرج به من الثمرات رزقاً لکم و سخّرلکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخّرلکم الانهار وسخّر لکم الشمس والقمر دائبین و سخّرلکم اللیل والنهار»[۴۱]

خداوند می‌فرماید همه موجودات را مسخر انسان کردیم تا به نحو احسن از نعمت‌های الهی بهره‌برداری نماید، آن هم نه بهره‌برداری ابتدایی بلکه بهره برداری مفید در حدی که به بشریت منافع برساند ومسخربودن معنا پیدا نماید و الا کفران نعمت الهی نموده است و شامل آیات «الم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفراً واحلواً قومهم دار البوار»[۴۲] « ان الانسان لظلوم کفّار»[۴۳] خواهد بود.

آیاتی از قرآن کریم که بر رابطه بین اعمال شرّ وحوادث ناگوار دارند:

« متون مختلف تعالیم اسلامی به انحای گوناگون به طبیعت و عناصر آن و همچنین به فواید و اثرهای آن اشاره نموده‌اند و در کنار این اشارات به لزوم حفاظت از آن نیز پرداخته‌اند …. آیاتی از قرآن کریم انسان را مورد سوال قرار داده و یا او را به دستورهایی امر کرده‌اند که یکی از مصادیق بارز این سوالات و اوامر می‌تواند محیط زیست باشد.[۴۴] این در عین حالی است که قرآن کریم به بسیاری از اصول و قوانین که ضامن بقا و تداوم حیات عالم هستی و حرکت آن به سوی کمال است، اشاره می‌فرماید که مراعات این قوانین خود مرحله‌ای از حفاظت از محیط زیست است. برای نمونه می‌توان به موزون بودن عالم هستی و خلق عالم بر اساس توازن اشاره کرد[۴۵] به این معنا که انسان نباید عملی مرتکب شود که سبب برهم خوردن این توازن و تعادل گردد… موضوع بعدی اشاره شده در قرآن کریم که تجاوز به آن سبب برهم خوردن این تعادل محیط می‌گردد، اندازه و قدر است.[۴۶] به بیان دیگر، در تماس با طبیعت و بهره‌گیری از منابع آن باید به گونه‌ای رفتار شود که اولاً قدر واندازه ملاک عمل قرار گیرد و ثانیاً تغییرات اندازه‌ها به حدّی نباشد که سبب تخریب محیط زیست و از بین رفتن گونه‌هایی گردد.

حق بودن خلق الهی و یا به باطل و بازیچه آفریده نشدن آنها[۴۷] نیز موضوع مهم دیگری است که به بشر می‌آموزد تا از انهدام طبیعت و عناصر طبیعی در راههای باطل و بیهوده احتراز نماید. علاوه بر اینها قواعد فقهی متعددی همچون قاعده لاضرر ضمان، اتلاف، تسبیب و عدالت را نیز می‌توان به عنوان بستری برای حقوق محیط زیست در فرهنگ اسلامی معرفی نمود.

مضافاً بر اینکه بسیاری از اصول که به ظاهر به عنوان یک ارزش اخلاقی تلقی می‌شوند و می‌توانند در قلمروی حیات مصداق خاص خویش را داشته باشند، مثل قناعت، خودکفایی، احتراز از اسراف و تبذیر و … نیز پشتوانه‌های محکمی در حمایت از حقوق محیط زیست هستند[۴۸]».

در این جهت به برخی از آیات اشاره می‌رود:

۱- «قل للذین کفروا إن ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف و إن یعودوا فقد مضت سنت الاولین»[۴۹] در این آیه خداوند عذاب کافران را از آثار بد کفرشان می‌داند.

«عسی ربّکم أن یرحمکم و ان عدتّم عدنا و جعلنا جهنم للکافرین حصیرا»[۵۰]؛ «و ان تعودوا نعد[۵۱]» این دو آیه نیز بیان کننده رابطه کارهای بد و رخدادهای تلخ در دنیاست.

۲- «و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحقّ علیها القول فدمرناها تدمیراً»[۵۲]

مخالفت و ایستادگی در برابر دستورهای الهی وانحراف از راه حق و عدم نهی از منکر و … سبب قهر الهی و عذاب خداوند می‌شود.

۳- «ظهر الفساد فی البرّ والبحر، بما کسبت ایدی الناس لیذیقم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون»[۵۳] «و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر»[۵۴]

رابطه طبیعی بین کارهای ناپسند و ظهور فساد در برّ و بحر از آیات الهی قابل استفاده‌اند و دو نکته را مطرح می‌کند؛ رابطه کارهای ناپسند مردم با حوادث ناگوار واینکه گاهی جزا کمتر از عمل است.[۵۵]

۴- «اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین کانوا من قبلهم کانوا هم اشدّ منهم قوه و آثاراً فی الارض فاخذهم الله بذنوبهم و ما کان لهم من الله من واق»[۵۶]

تاریخ و مشاهده حوادث تاریخی و بررسی و تحلیل رخدادهای تاریخی نشان از قدرتمندانی دارد که خداوند به سبب گناهانشان هلاک شان نمود و در برابر خدا حمایت کننده‌ای نداشتند.

پیامد ناگوار مخالفت با فرمان آبادانی زمین

علی(ع) در روایتی می‌فرماید: «من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فابعد الله»[۵۷] ملتی که آب و زمین کشاورزی به اندازه کافی دارد ولی آبها را مهار و زمین را اصلاح نکند و از آنها بهره‌برداری نکند و دراثر کم کاری یا بدکاری محتاج گردد از رحمت حق دور باد.

واژه استعمار در این راستا از بهترین واژگان قرانی محسوب می‌شود اما زورمداران این کلمه را در کنار واژه‌های استحمار، استبداد و استثمار قرار داده و برای منفعت طلببی خویش و بهره کشی از جوامع فقیر با این واژه به بهانه آبادانی، ذخایر و منابع طبیعی آنها را به غارت می‌برند. تأمین فضای سالم و محیط زیست مناسب مقدم بر جبران خسارتهای ناشی از محیط زیست آلوده است، اما عده‌ای برای تامین منافع خویش به همه اصول زیست محیطی پشت کرده و هیچ حریمی را رعایت نمی‌کنند. امروزه کشورهای استعمارگر به گونه‌های مختلف-  اعم از لشکرکشی و طرح نقشه‌های استعماری- محیط زیست بشر را آلوده می‌کنند و این مهمترین نافرمانی بشر نسبت به دستورات خداوند در نظام هستی است که نتیجه این بی‌اعتنایی زندگی سخت و رنج آور خواهد بود.

عوامل آلودگی و تخریب محیط زیست

دانشمندان زیست شناسی بر این باورند که عوامل متعددی محیط زیست انسان و سایر موجودات را تهدید می کند.[۵۸] آلودگی آب به گونه‌های مختلف، نابودی جنگل‌ها و مراتع مصرف سوخت‌های فسیلی و گازهای شیمیایی، جنگها و آزمایشٕهای هسته‌ای و رشد بی رویه جمعیت و اشغال بخش عمده‌ای از سطح زمین برای سکونت، رشد روحیه مصرف گرایی و … هریک نقش مهمی در تخریب محیط زیست دارند. اما نکته حایز اهمیت اینکه همه این تهدیدها از ناحیه انسان و عملکرد مختلف آن سرچشمه می‌گیرد. انسانها برخلاف اصول اخلاقی سفارش شده از سوی ادیان و مذاهب، سرگرم منافع خویش شده‌اند و مسئولیت خود را در برابر طبیعت و سایر همنوعان خود فراموش کرده‌اند که رسالت ایجاد عمران و آبادانی در زمین است. «هو انشاکم من الارض و استعمر کم فیها …»[۵۹]

اگر عوامل اساسی گرایش انسان به تخریب و آلودگی محیط زیست از دیدگاه مذهب و بویژه اسلام مورد بررسی قرار گیرد، معلوم می‌شود در دو صورت طبیعت بر ساکنان خود خواهد شورید.

۱- عدم استفاده بهینه از منابع

تصرف و تسخیر مدبرانه در طبیعت تصرف متعادل ومیانه است که علاوه بر تامین نیازهای زندگی منجر به آبادانی و عمران طبیعت می شود ولی چنانچه تصرف از اعتدال و عدالت خارج شود و منافع زودگذر ترجیح پیدا کند بر منافع بلندمدت، عملکرد طبیعت هم از روال عادی و سالم خود خارج می‌شود و در این صورت انسان با دست خود، سلامت خود را به خطر انداخته و به عبارت فرهنگ دینی «کفران نعمت و اسراف» کرده است و عواقب وخیمی در انتظار اوست. «الم تر الی الذین بدّلوا نعمه الله واحلوا قومهم دارالبوار»[۶۰] در رابطه با عدم استفاده بهینه از منابع طبیعی قرآن کریم نمونه‌هایی از ملت‌های گوناگون ارائه می‌کند که به عواقب سختی مبتلا شدند تا ملت‌های بعدی حذر نمایند. زیرا خطوط کلی زندگی بشر امروز جدا از خطوط کلی زندگی انسان‌های پیشین نیست.

 امام باقر(ع) می‌فرماید: « ان الله عزوجل، اذا عمل قوم بالمعاصی، صرف عنهم ما کان قدر لهم من المطر فی تلک السنه … الی غیرهم والی الفیافی والبحار والجبال»[۶۱]

هنگامی که مردمی به گناه و فساد وتباهی روی آورد، خداوند رحمت خود را در آن سال از مردم برمی‌دارد، یعنی بارانی که مقرر شده بود تا برای آنان نازل شود، به سوی دیگر دشت‌ها، دریاها و کوه‌ها برمی‌گرداند».

۲- عدم تعهد به مبانی اخلاقی

انسانها با هر نوع گرایش عقیدتی و فرهنگی، پایبند به یک سلسله ارزشهای اخلاقی فردی و اجتماعی هستند، زیرا پایداری و بقای جامعه در ابعاد امنیتی، بهداشتی و … در پایبندی به آن ارزش‌ها نهفته است. البته تاریخ، ملت‌ها و تمدنهایی را معرفی می‌کند که به سبب نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی دچار سقوط و نابودی شده‌اند. بویژه زمانی که گروهی از انسانها، بدون توجه به حقوق سایرین، به طور غیرقانونی و ناعادلانه سرمایه‌ها و امکانات جامعه را به نفع خود به کار گیرند و بهره‌برداری از آن را حق اختصاصی خود بدانند، این پدیده در دنیای معاصر به طرز بسیار چشمگیری نمود پیدا کرده و حتی رفتار و عملکرد این طبقه، هزینه‌های زیادی بر کشورها و نظام بین الملل تحمیل کرده است.

عدم پیروی از اصول اخلاقی، تنها در فرایند اخلاق زدایی و یا یک عارضه اقتصادی صرف محدود نمی‌شود. بلکه از آنجا که تامین این نیازها از طبیعت و در طبیعت انجام می‌پذیرد، به طور مستقیم با سلامت بهداشتی و زیست محیطی جامعه و مردم ارتباط دارد و تاثیر مستقیم بر محیط زیست دارد و بخش عمده تخریب و آلودگی محیط زیست از تصرف‌های غیرضروری و غیراخلاقی بشر ناشی می‌شود.

از این رو سنت جاری الهی نیز بر این تعلق گرفته که هر گاه ملتی به خوشگذرانی های افراطی مشغول شدند و منابع و سرمایه‌ها وامکانات خود را فدای شادخواری و لذت پرستی خود کنند، با انواع بحرانهای اجتماعی، بهداشتی و اخلاقی رویاروی می‌گردند و در نتیجه خود و محیط زندگی همه انسانها را نابود و تباه می‌سازند. قرآن کریم برای زیست‌های تجمل‌گرایانه و اشرافی مصرف‌گرایانه طبقات برخوردار جامعه مفهوم «اتراف و مترفین» را استفاده نمود، زیرا مصرف زدگی‌ اینها بر کل محیط زیست و منابع خاکی- آبی زمین، تاثیر ویرانگر گذاشته است. «و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها، فحق علیها القول فدمّرناها تدمیرا»[۶۲]

انواع آلودگیها

آلودگی‌ هوا ، آب ، خاک و بسیاری از ضروری‌ترین عوامل بقای حیات موجودات زنده از دستاوردهای صنعت در دنیای معاصر می‌باشد و در کنار این آلودگیها نباید از آلودگی‌های معنوی غافل‌ ماند یا آنها را دست کم گرفت. هر چند در اصطلاح علمی، آلودگی محیط زیست را این طور تعریف کرده‌اند: «دگرگونی در اوصاف و ترکیب طبیعی عناصر حیاتی و موثر بر محیط زیست انسان که بارزترین مصادیق آن آب، هوا و خاک است، این آلودگی‌ زمان خطرآفرین می‌شود که ماهیت و ترکیب این عناصر را تغییر دهند و از آب، هوا و خاک استفاده ناصحیح شده و آنها را به افزودنِ عناصری بیگانه بیالایند…»[۶۳] آلودگی به این معنا جلوه‌ای از فساد در زمین به دستان بشر بوده که مصداق روشن آیه شریفه قرآن می‌باشد: «ظهر الفساد فی البرّ والبحر بما کسبت ایدی الناس»[۶۴]

برخلاف مردمان گذشته که جدالشان با طبیعت برای زنده ماندن بود، در دنیای معاصر جدال انسان با طبیعت به منظور دستیابی به رفاه بیشتر است، رفاهی که حاصل آن سرانجام به نابودی طبیعت و محیط زیست می‌انجامد. مساله آلودگی محیط زیست هر چند در آغاز بحرانی منطقه‌ای به نظر می‌رسید اما امروزه به یک بحران جهانی تبدیل شده است که نمونه‌هایی از آنها عبارتند از: انفجار در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل و حمله اتمی امریکا به دو شهر هیروشیما و ناکازاکی ژاپن و انواع آلاینده‌های محیط زیست و … و برای رفع این بحران جهانی همه انسانها باید دست یاری به همدیگر بدهند«تعاونوا علی البر والتقوی ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان»[۶۵]، پیامبر اکرم(ص) در روایتی فرمودند «برای سیراب کردنِ هر انسانِ تشنه پاداشی است»[۶۶] که اشاره به یکی از مهمترین مبانی اسلام درباره محیط زیست است، یعنی احترام به کرامت انسانی و لزوم مراعات اصول انسانیت در برخورد با همه انسانها.

آلودگی هوا

تنفس در هوای پاک و لطیف مایه نشاط وشادابی است و در اهمیت و ارزش هوای پاک، همین بس که حیات آدمیان و حیوانات بدان وابسته است. در آیات قرآن کریم و سخنان معصومان (علیهم السلام) اصول، قواعد و کلیاتی آمده است که مساله آلودگی هوا از مصادیق آن به شمار می‌آید: «و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها»[۶۷]، «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه»[۶۸]، « و من یبدل نعمه الله من بعد ما جائته فان الله شدید العقاب»[۶۹]

امام صادق(ع) ضمن بیان اهمیت هوا و پاکی آن به مفضّل[۷۰]، می‌فرماید پیامبر(ص) از مسموم کردن سرزمین (محیط زیست) مشرکان نهی نموده‌اند[۷۱] و بر این اعتقاد فقهای امامیه نیز در کتب فقهی خویش از آلوده کردن هوا ومحیط زیست به واسطه آلاینده‌های مختلف را منع نموده‌اند.[۷۲]

آلودگی آبها

آلودگی آبها از موارد تخریب زیست محیطی می‌باشد که نباید از آن غافل بود و به عنوان نمونه امروزه سهم نفت در آلودگی دریاها از جمله آنهاست. اسلام از آلوده کردن سواحل رودها و چاه‌ها و آبهای جاری نهی کرده است و آلوده کردن آنها از مصادیق فساد در زمین و تبدیل نعمت‌های الهی به نقمت می‌باشد. امام صادق(ع) فرمود: لا یطیب السکنی الّا بثلاث، الهواء الطیّب والماء الغزیر العذب، والارض الخواره»[۷۳] زندگی بدون احراز سه عامل حیاتی گوارا نیست: هوای پاک و تمیز، آب فراوان و گوارا، زمین حاصلخیز و قابل کشت و زرع. خداوند تمام عناصر محوری مورد نیاز زندگی بشر را تامین کرده و بهره‌برداری از آنها را جزو حقوق بشر قرار داد و جامعه را به صیانت آنها از آفت، انقراض، کمبودی و مانند آن مکلف کرده است. قاصرین از دولت و ملت در شناخت، تحصیل و نگهداری این عناصر به وظیفه دینی خویش عمل نکردند؛ یعنی لازم است کیفیت بهره برداری و انتفاع از آنها را دانسته و از چیزهایی که در آلوده کردن آنها موثرند جلوگیری نمایند و … تا به دستور اسلام عمل شود.

آلودگی خاک

خاک عنصری است که نزد بسیاری از انسانها از ارزش واقعی برخوردار نیست، زیرا بدون زحمت و منت در اختیار قرار دارد، قرآن کریم با تعابیر مختلف اهمیت و ارزش خاک را به انسان گوشزد می‌کند و اگر انسانها گوش می‌کردند هر سال میلیاردها تن خاک حاصلخیز در جهان به سبب فرسایش از چرخه انتفاع خارج نمی‌گردید.

راه‌کارهای حفاظت از محیط زیست

اندیشه زندگی مرفه و آباد در محلی با برکت و نعمت برای انسانها آرزویی منطقی می‌باشد. چنان که انسان به امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیاز دارد، نیازمند امنیت بهداشتی نیز می‌باشد تا سلامت جسم و جان او از خطر انواع آلودگیها و امراض در امان و تامین باشد که علی(ع) می‌فرماید: «اوفر القسم صحه الجسم»[۷۴] بهترین و فراوان‌ترین روزی ، سلامتی جسم است. قوانین الهی وظایف انسانها را نسبت به نظم طبیعت و محیط زیست، به صراحت بیان کرده است. انسان به موجب احکام شرعی، موظف است به انسانهای دیگر کمک کند و نیازهای بینوایان را برآورد، از آلوده کردن آب و خاک پرهیز کند. از دیدگاه اسلام انسانی که در طبیعت زیست می‌کند، همواره باید به آبادانی و عمران آن اقدام کند، احکام و آداب تعیین شده اسلام برای رابطه انسان با طبیعت به عنوان راه‌کارهایی در حوزه‌های مختلف مورد ارزیابی قرار می‌گیرد[۷۵]:

الف: راه‌کارهای اخلاقی

بحران محیط زیست در جهان معاصر فی الواقع، بحران اخلاقی است که به تعهد و عدم تعهد، مسئولیت پذیری  وعدم پذیرش مسئولیت بازمی‌گردد. از این رو بشر امروز برای خروج از این بحران نیازمند اصولی اخلاقی به عنوان تنظیم کننده نحوه دخالت در محیط زیست است. اصولی که هم از لحاظ طبیعی مناسب و از لحاظ انسانی واجتماعی، مسئولیت آفرین باشد. از این رو، برای ارائه راه‌کارهای عملی برای نجات از بحران کنونی محیط زیست لازم است به اصول اخلاقی مندرج در متون دینی توجه داشته باشیم که ریشه در فطرت آدمی و ماورای طبیعت دارد. اصول و موازینی که از سویی مقام بلند آدمی را در حکومت بر طبیعت باز می‌شناسد و از سوی دیگر به کردار وی و تصرفی که در محیط طبیعی خود می‌کند، نظم و سامانی ملهم از منبعی بالاتر ووالاتر از ماده و طبیعت بدهد. این مقصود حاصل نمی ‌شود، مگر با روی آوردن به تعالیم دینی، که قرنهاست راهنمای انسان در رویارویی با طبیعت و جهان بوده است.[۷۶] چگونگی تعهد انسان به اخلاق و ارتباط او با طبیعت مربوط به نگرشی است که مالک و خالق یگانه طبیعت ومخلوقات را خدا می‌داند و بر این باور است که انسان به عنوان اشرف مخلوقات الهی تصرفش باید مفسدانه نباشد.[۷۷] ضمانت این امر به مفهوم بندگی وعبدبودن انسان برمیگردد. صفتی که انسان را قادر می‌سازد تا به کمال انسانیت خود- خلیفه الهی- نایل شود.

«انسان که خلیفه الهی روی زمین است و بر زمین حکم می‌راند، مطابق امیال و خواسته‌های خود فرمان نمی‌راند، بلکه مطابق احکام الهی حکم می‌راند. او در صورتی می‌تواند نماینده ذات باری باشد که از محدوده انگیزه‌های شخصی گذر کرده و اراده خود را کاملاً تسلیم اراده ذات خداوند کند. قرآن پیامبر اسلام را قبل از هر چیز عبد خداوند معرفی کرده است. خلاصه آنکه اگر چه انسان آفریده شده تا خلیفه خدا باشد، ولی از جهت دیگر انسان آفریده شده تا عبد خداوند باشد، چنانکه در قرآن، فلسفه مهم خلقت انسان، بندگی کردن خدا دانسته شده است، پس انسان عابد خلیفه الله است»[۷۸] ؛ « و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»[۷۹] و شرط خلیفه اللهی تقوا وعدالت است. مبنای اخلاق نیک، عدل و علم است و عدل نیز هرگز بدون تقوا تحقق پیدا نمی‌کند. به عبارتی عدل، تقوا و علم، مفاهیمی اساسی‌اند که بر پایه آنها سیاست‌های اجرایی و اداری حکومت اسلامی که تجلی فرمان برداری از خدا و مدد زندگی و قوام جامعه بشری است تدوین می‌شود و در چنین فضایی تصرف محدود است در حدی که تصرف مالکانه اشخاص را هم محدود می‌دانند: « لاتسرفوا ، لاتعتدوا، لاتطغوا فیه، لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل». میانه‌روی در مصرف مورد تاکید اسلام و به نفع انسانهاست، و مراد از آن نیز یعنی استخدام عاقلانه ومدبرانه طبیعت به گونه‌ای که هر انسانی موظف است از طبیعت در حدّ شوونات فردی و اجتماعی خود بهره‌برداری کند. وجدان اخلاقی و فطرت پاک نیز حکم می‌کند محیط زندگی و امکانات خویش را به نابودی و فساد نکشانید. «ولا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک و لاتبغ الفساد فی الارض ان الله لایحب المفسدین»[۸۰] حتی تامین نیازهای ضروری و تامین نیازهای غریزی هم سبب زیان رساندن به طبیعت نمی‌شود. «یا ایها الذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکرالله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون»[۸۱]

ب: راه‌کارهای اقتصادی

سلطه انسان بر طبیعت از نظر اسلام همراه با تعهد و مسئولیت است. در بعد اقتصادی زندگی فردی یا در قلمرو اقتصادی اجتماعی به عنوان دو دستورالعمل در محدوده فرد و جامعه اعمال می‌شود.

۱- محدودیت در مالکیت

با توجه به فرهنگ اقتصادی اسلام درمی‌یابیم اسلام ضمن جایز دانستن مالکیت خصوصی افراد بر اموال و املاک، اما جلوی هر نوع هرج و مرج مالی و اقتصادی را نیز گرفت. زیرا اسلام مالکیت خصوصی را تنها در شرایطی مجاز می‌داند که شخص برای تولید کالاها و خدمات برای توده مردم بر روی زمین به تلاش و کوشش بپردازد. انسان حق ندارد در دوره حیات و بهره‌برداری خود آسیبی به طبیعت وارد کند که اثر مستقیم و غیرمستقیم این آسیب، سلامت طبیعت و نسل حاضر و آینده را به خطر بیندازد. فسادی که قرآن با تعابیر کوبنده آن را مذمت و منع نمود صرفاً فساد اخلاقی، ستم به دیگران و معصیت الهی نیست، بلکه دخالت نابه جای انسان در محیط و طبیعت را نیز شامل می شود. پس اسلام فساد در تمام اشکال را منع و به آبادانی همه جائبه دعوت می‌کند.

۲- ایجاد عمران و آبادانی

اقتصاد و حیات مادی هر جامعه‌ای به میزان درآمد و تولید اقتصادی وی وابسته است.

مفهوم آبادانی در هر جامعه‌ای و در هر نسلی ویژگی خاص خود را دارد و انسان باید از مواد خام طبیعت به شکلی صحیح بهره‌بردای نماید، خلیفه بودن انسان بر روی زمین به میزان توانایی او بر ایجاد آبادانی بستگی دارد. « هوا انشاکم من الارض و استعمرکم فیها…»[۸۲]

زیرا تا زمانی که آبادانی به مفهوم واقعی و در همه ابعاد صورت نگیرد، افراد و ملت‌ها از جهت‌های گوناگون امنیتی، عقیدتی و فرهنگی با مشکل مواجه خواهند بود، از طرف دیگر رسالت آدمی آن است که به گونه‌ای از منابع و سرمایه‌های موجود بهره‌برداری کند تا موجب نابودی آنها نشود.

ج: راه‌کارهای فقهی بهداشتی

احکام فقهی اسلام از جمله احکام آبها، زمین، مزارعه و مساقات و احکام حفاظت از محیط زیست و اهمیت بهداشت تا حدی مورد توجه است که حق برای دفن اجساد مردگان، احکام ویژه خود را دارد که گویای تاکید اسلام بر حفظ محیط زیست از آلودگی‌هاست. در اسلام آلودگی بیش از حد با حکم نجس تبیین شده است و به جامعه راجع به آن هشدار داده شد که جهت آشنایی به کتب فقهی و رساله‌های عملیه باید مراجعه نمود.

د: راه‌کارهای حقوقی

فعالیت و عملکرد آدمی در زمینه‌های مختلف، هم با طبیعت و هم با سایر افراد جامعه ارتباط مستقیم و موثر دارد و او ناگریز از رعایت حقوق کسانی است که به نحوی با آنها در ارتباط است. در غیر این صورت، به حکم شرع و قانون از ضرر رسانی به حقوق فردی و جمعی جلوگیری می‌شود. در حقوق اسلامی، قواعدی کلی وجود دارد که افراد را از رساندن ضرر به دیگران منع می‌کند و حاکم اسلامی از هر گونه عملکردی که مستقیم یا غیرمستقیم موجب ضرر به سایرین شود، جلوگیری می‌کند. این قواعد کلی در فقه و حقوق اسلامی عبارتند از: «قاعده تقدیم اهم بر مهم»، «مصلحت عمومی»، «لزوم حفظ نظام جامعه»، «لاضرر»، «عدالت»، «اختیارات حاکم اسلامی».

انفتاح باب اجتهاد و پویایی فقه اسلامی و دو عنصر اساسی مکان و زمان نیز به فقها این امکان را می‌دهد که براساس مقتضیات به استنباط احکام شرعی بپردازند.

نقش اسلام در حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست

اسلام در دفاع از طبیعت و محیط زیست دو دسته احکام را مورد توجه قرار داده است که عبارتند از[۸۳]:

۱- احکام سلبی؛ یعنی اسلام حکم سلبی و منفی درباره طبیعت و محیط زیست ارائه می‌کند

الف: فساد در زمین: نهی از هرگونه ویرانگری طبیعت و تخریب در آن، که قرآن از آن با عنوان  فساد فی الارض یاد میکند و این عنوان بزرگی است که مجرمان می‌توانند به آن متصف شوند. «و اذا تولّی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل والله لایحب الفساد»[۸۴]؛ «… کلوا واشربوا من رزق الله و لا تعثوا فی الارض مفسدین»[۸۵] قرآن هشدار می‌دهد که فریب زورمداران مانند فرعون (فساد آفرینان اصلی در زمین) را نخورند که به مصلحان اتهام فساد می‌زنند «انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد»[۸۶] بالاخره قرآن قوم ثمود، منافقان و گروهی دیگر از مردم را به دلیل ایجاد فساد در زمین نکوهش کرده است.[۸۷]

ب: قاعده لاضرر: این قاعده در دین اسلام قلمرو بسیار وسیعی دارد، و تمامی زوایای زندگی بشر را دربرمی‌گیرد. بر طبق گروهی از آیات شمار زیادی از روایات، سیره عقلا واجماع فقها هیچ مسلمانی مجاز نیست به دیگران ضرر برساند. آلوده ساختن محیط زیست و نابودکردن طبیعت و منابع طبیعی از واضح‌ترین نمونه‌های زیان زدن به دیگران است که اسلام با قاطعیت آن را مردود شمرده است. قاعده لاضرر در قالب حدیث در حد تواتر به اثبات رسیده و اهل سنت نیز به این قاعده اهتمام دارند. پس با توجه به قاعده لاضرر و لاضرار فی الاسلام، انسها نمی‌توانند به دلیل بهره‌برداری افراطی از طبیعت به دیگران ضرر و زیان وارد کنند اگر بهره برداری و سودجویی بی رویه از محیط زیست انسانها و جانداران موجب اضرار به خود و یا دیگران باشد، از نظر اسلام مردود است، پس آلودگی صوتی، هوا، خاک و آب چون موجب ضرر به دیگران می‌شود جایز نمی‌باشد.

ج: نهی از قطع درختان و از بین بردن مزارع و گیاهان:

در احادیث متعددی، از قطع درختان و از بین بردن مزارع و گیاهان و آتش زدن آنها نهی و نکوهش شده و پرهیز از بریدن و نابودکردن درختان به عنوان عامل افزایش عمر به حساب آمده است.[۸۸] نیز کسانی که درختان مفید و میوه دار را نابود کنند، به عذاب الهی تهدید شده اند.[۸۹]

فقهای شیعه قطیع درختان و تخریب مزارع را، حتی در سرزمین دشمن، جایز نشمرده‌اند و آن را مکروه و ناپسند قرار داده‌اند.[۹۰] که همه اینها در جهت حفظ و بقای محیط زیست می‌باشد.

۲- احکام ایجابی؛ یعنی اسلام احکام مثبت و ایجابی درباره طبیعت و مسائل زیست محیطی ارائه نموده است.

الف: انفال: در اسلام، اراضی موات و بدون مالک، سرزمین‌های مخروبه و خالی از سکنه، سواحل دریاها، کوهها، بیابانها، معادن، جنگل‌ها و مراتع، فضا و هوا و آبهای زیرزمینی و … از آن خدا و رسول اوست. «یسالونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول»[۹۱] و تحت تصرف و اختیار اوست.[۹۲] و هر گونه تصرفی که بخواهد می‌تواند اعمال نماید.[۹۳] انفال به فرد و یا افراد مشخصی تعلق ندارد. و در زمان غیبت تحت اداره حاکم اسلامی است و از اموال عمومی به حساب می‌آید و برای شیعیان حلال و مباح است.[۹۴] آنان می‌توانند با احیاء سرزمین‌های موات، و استفاده صحیح از معادن، سواحل دریاها، مراتع و جنگل‌ها بهره‌های شایسته ببرند.[۹۵]

با توجه به اینکه انفال از اموال عمومی است، و همه مردم در منافع آن شریک هستند، استفاده بهینه از اموال عمومی اقتضا دارد که زیر نظر حکومت اسلامی مورد بهره‌برداری قرار گیرند تا حقوق مردم تضییع نشود، و عده‌ای خاص این منابع را وسیله سودجویی‌های بی رویه و استفاده‌های ستمگرانه خود قرار ندهند و غارتگران اموال عمومی؛ اراضی، سواحل دریاها، کوه‌ها و بیابانها و معادن وجنگل ها را غارت نکنند، که سازمان حفاظت محیط زیست در ایران مسئولیت این امور مربوط به انفال را برعهده دارد.

ب: اهتمام به عمران و آبادانی: اسلام اهمیت ویژه‌ای به عمران و آبادانی منابع داده است و سفارش‌هایی از پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) در خصوص آبادی زمین، زراعت و حفاظت و حمایت از آنها وارد شده است که در بخش راه‌کارهای اقتصادی نیز متذکر شدیم. علی(ع) می‌فرماید: معاش و کسب روزی مردم در پنج چیز است: امارت، عمارت و آبادانی، تجارت، اجاره و صدقات … و دلیل اهمیت آبادانی در این است که خداوند فرمود: اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی او را به شما واگذاشت، و ما از کلام خدا درمی‌یابیم که خداوند بندگانش را به آباد کردن زمین دستور داده است، تا آنچه که از زمین به دست می‌آورند و سیله زندگی و حیات ایشان باشد.[۹۶] و یا در فرمان خویش به مالک اشتر مهمترین امر حکومتی را که اخذ مالیات وخراج باشد، متوقف بر عمران و آبادانی می‌کند، به گونه‌ای که اگر دستگاه حکومتی بدون توجه به عمران و آبادانی به اخذ مالیات اقدام کند، گویا به نابودی وهلاکت بندگان خدا دست زده است.[۹۷]

پیامبر(ص) نهال‌کاری و حفر قنات را از صدقات جاریه می‌داند[۹۸] پس پرورش درخت و درختکاری و جنگل‌داری از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. با این وصف اصلاح و آبادانی دنیا و آخرت با هم بوده و تفکیک ناپذیرند و داوری جدایی خواهانه که اهل دنیا را به دنیا و اهل دین به دنبال آخرت باشند، نتیجه تجاهل عمدی یا غفلت یا نگاه سطحی به دین می‌باشد.

ج: حمایت از حیوانات: هر گونه فایده ای که از فضای سبز بهره انسان، حیوان دونده، خزنده، رونده، پرنده و مانند آن باشد، مورد ترغیب دین مقدس اسلام است، زیرا رهبران الهی به هر موجود زنده بی آزار که زیان او به چیزی یا کسی نمی‌رسد، احسان می‌نمودند و چنین کاری را هم به دیگران توصیه می‌کردند.[۹۹] امام محمدباقر(ع) فرمود: خنک کردن جگر گرم و تشنه، واجب است و هرکس جگر تشنه حیوان یا غیرآن را سیراب نماید، خداوند او را در روزی که هیچ سایه‌ای غیر از ظلّ معنوی خدا نیست، در سایه خود پناه می‌دهد.[۱۰۰]

در اسلام تمام انسانها در برابر حمایت از حیوانات و جانداران مسئول شناخته شده اند. گوستا ولوبون می‌نویسد: «در بلاد اسلامی جمعیت حمایت از حیوانات لازم نیست، این قطعه از دنیا را می‌توان بهشت حیوانات دانست، مسلمانان حقوق سگ، گربه، و طیور را رعایت می‌کنند، مخصوصاً در مساجد و معابر، طیور با کمال آزادی پرواز می‌کنند ودر مناره‌ها لانه دارند، مسلمانان در این باره به گونه‌ای هستند که باید ما اروپائیان خیلی چیزها را از آنان بیاموزیم.»[۱۰۱] علی(ع): «اتقوا الله فی عباده وبلاده فانکم مسئولون حتی عن البقاع والبهائم، اطیعوالله ولاتعصوه»[۱۰۲] درباره بندگان و بلاد و شهرها از خداوند بترسید، (مبادا بر کسی ستم کنید و به ویرانی و تبهکاری زمین در بلاد و شهرها اقدام کنید) همه شما مسئولید و مورد پرسش قرار می‌گیرید، حتی درباره زمین‌ها و چهارپایان ( که به چه دلیل مزارع و جنگلها را از بین بردید، شهرها و خانه‌ها را ویران نمودید، و حیوانات زبان بسته را مورد اذیت و آزار قرار دادید.).»

حمایت از محیط زیست در این خطبه به گونه‌ای است که همانند آن در هیچ مکتب بشری دیده نشده است. رسول خدا(ص) به مجاهدان اسلام سفارش می‌نمود که حیوانات را بی جهت کشتار نکرده و پی کردن حیوانات بدون دلیل ممنوع است «ولا تعقروا من البهائم مما یوکل لحمه الا ما لابد لکم من اکله»[۱۰۳] یعنی حیوانات حلال گوشت را جز در صورت احتیاج به گوشت آنها، کشتار نکنید. خداوند مثله کردن حیوانات را لعنت می‌کند «لعن الله من مثّل بالحیوان»[۱۰۴] وخوردن گوشت آنها نیز نکوهش شدید شده است. پیامبر(ص) نیز مثله کردن حیوانات را نهی نمود. «نهی رسول الله (ص) ان یمثّل بالدواب و ان توکل الممثول بها»[۱۰۵] در اسلام همچنین حمله و هجوم به لانه جوجه‌های پرنده‌ها نهی شده و از بین بردن خواب و آسایش و استراحت آنها مورد نکوهش قرار گرفت. رسول خدا(ص) فرمود: «لاتاتوا الفراخ فی اعشاشها و لا الطیر فی منامه حتی یصبح»[۱۰۶] یعنی به لانه  جوجه‌ها حمله نکنید و در هنگام استراحت آنها، خواب و آسایش آنها را از بین نبرید تا آنکه صبح طلوع کند.

معاویه بن عمار از امام صادق(ع) روایت نمود: «اتق الله قتل الدواب کلها الا الافعی و العقرب والفاره»[۱۰۷] از کشتن حیوانات به جز افعی، عقرب و موش بپرهیزید، زیرا این سه در محیط زندگی انسان موجب ضرر و زیان می‌شود. اهمیت اسلام نسبت به حیوانات و طیور، در حدی است که بابی در ابواب حدیثی و فقهی را به آنها اختصاص داده و این امر حکایت از حساسیت اسلام نسبت به محیط زیست و رعایت حقوق جانداران و حفاظت از آنها دارد.

د: اهتمام به نظافت و نهی از آلودگی

توصیه به نظافت و رعایت بهداشت یکی از مصادیق برجسته «حفظ محیط زیست» است.

در اسلام رعایت بهداشت و نظافت و پرهیز از آلودگی از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است. خطوط اصیل هندسه دین الهی را عناصر حساس و مهمی تشکیل می‌دهد، که درباره مسائل حقوقی و اخلاقی «عدل و آزادی» را درباره مطالب بهداشتی و سلامتی «پاکی و معطربودن» را می‌توان نام برد. همانطوری که قهر خدا به رهبری مهر او تنظیم می‌شود؛ «تسعی رحمته امام غضبه»[۱۰۸] تمام برنامه‌های دینی در شئون مختلف حیات، به زعامت «عدل و آزادی» از یک سو و «طهارت و طیب» از سوی دیگر تدوین وارائه می شود.[۱۰۹] پیامبر (ص) می‌فرماید: « ان الله تعالی طیب یحب الطیب، نظیف یحب النظافه، کریم یحب الکرم، جوادُ یحب الجود، فنظفوا افنیتکم»[۱۱۰] یعنی خداوند پاک است و پاکی را دوست دارد. پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد… پس فِنا و آستان زندگی خود را پاکیزه نمایید. مستفاد از حدیث اینکه، اصول زیست محیطی از منظر پیامبر(ص) صبغه ملکوتی دارد، و ضمناً بوی خوب و رعایت پاکیزگی، روح را تلطیف می‌کند، و سه اصل عموم، دوام و اطلاق یعنی همگانی، همیشگی و همه جانبه و فراگیر بودن ملحوظ در حدیث می‌باشد. و تمام انسانها اعم از زن و مرد پیر و جوان و دولت و ملت موظفند که تمام مکانهای مورد نظر را نظیف نگه دارند که نسیم سبک پا در چنین کوی و برزن شامه شهروندان را به بوی خوش آشنا می‌کند.[۱۱۱] در روایتی دیگر پیامبر(ص) دارد: «ان الاسلام نظیف فتنظفوا فانه لایدخل الجنه الا نظیف و تنظفوا بکل مااستعطعتم فان الله تعالی بنی الاسلام علی النظافه و لن یدخل الجنه الا کل نظیف»[۱۱۲] پیامبر(ص) نظافت را همتای تقوا وظیفه همگانی و همیشگی و همه جانبه می‌داند و همانطور که در قران کریم آمده: «فاتقوا الله ما استطعتم»[۱۱۳] حضرت (ص) نیز درباره نظافت توصیه فرمود: « تنظفوا بکلّ ما استطعتم»[۱۱۴] چون بوی خوش محبوب خداست، و حبیب خدا یعنی پیامبر(ص) نیز دوستدار اوست که فرمود: « لو اذن الله تعالی فی التجاره لاهل الجنه لاتجروا فی البرّ والعطر»[۱۱۵] گرچه در بهشت تمام نیازهای بدنی و روحی بدون رنج تجارت تامین است، ولی اگر در آنجا مجال داد و ستد بود، بهشتیان گندم و عطر را کالای تجاری قرار می‌دادند، که کنایه از اهتمام اسلام به نان جامعه در پرتو اقتصاد سالم و اهتمام به محیط سالم و هوای پاک و معطر است که در ظلّ اصول زیست محیطی فراهم می‌شود.

در اسلام، قضای حاجت در کنار نهرهای جاری و زیر درختان میوه‌دار مکروه و ناپسند شمرده شد.[۱۱۶] و همچنین تاکید شد که زباله ها مانند مو، خون و ناخن دفن شوند،[۱۱۷] اهمیت ویژه اسلام به نظافت و پرهیز از آلودگی، حمایت روشن اسلام را از حفظ محیط زیست و آلوده نکردن آن می‌رساند.


فرجام سخن

با اوج گیری دانش بشر و توانائیهای علمی و تکنولوژیکی، تعادل زیست محیطی به زیان طبیعت برهم می‌خورد، به گونه‌ای که لطمات وارده گاه جبران ناپذیر می‌نماید؛ حال آنکه توسعه و پیشرفت بشر نباید مخل انسجام طبیعی و موجب نابودی دیگر موجودات زنده شود. اکثر متفکران و فیلسفوان انسان شناس غربی و شرقی معاصر، این حقیقت را پذیرفته‌اند که وضع بسیار وخیم کره زمین اگر معلول چند علت باشد، قطعاً یکی از اساسی‌ترین آنها تفکیک جدی میان علوم و معنویات، ارزشها و فرهنگ والای آنهاست که در روزگاری نه چندان دور، به وسیله بعضی از سطحی نگران برای جوامع بشری مطرح شد.

بحران محیط زیست که در حال حاضر گریبانگیر اکثر کشورهاست، از بحران روحی و اخلاقی سرچشمه گرفته است. دین اسلام از طبیعت و جهان محیط بر انسان و خود انسان، تعریف مخصوص و ویژه به خود دارد که می‌تواند از طریق اصلاح اخلاقی و تربیتی بشر راه‌گشای حل معضلات زیست محیطی امروز باشد. تبیین اصول اساسی برای بهره‌وری نظیر قاعده لاضرر، تعدیل غرایز انسان به نحو صحیح از طریق پاداش و کیفر، رعایت عدالت، توجه به انسان و ایجاد مسئولیت در او و … از جمله نقاط قوت دیدگاه دینی در استفاده از منابع موجود در طبیعت بوده و بیانگر این نکته که مرکز ثقل هر گونه تغییر و تحول از انسانها شروع می‌شود و راه حل بحران محیط زیست در گرایش دینی است به جهت اینکه دین بهترین راه حل را ارائه داده که باز تعریف رابطه انسان با طبیعت و تسلط و تصرف او بر فرایند استفاده از منابع طبیعی است. کوتاه سخن اینکه دعوت مردم به حفظ محیط زیست بدون استمداد از یک پشتوانه دینی، بی‌اثر و یا کم اثر خواهد بود و لذا باید عوامل تخریب زیست محیطی را در پرتو ایمان و تقوی برطرف نمود.



[۲] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، آیت الله العظمی عبدالله، اسراء، چ سوم، ۱۳۸۶، صص ۱۹-۲۳٫

[۳] . قرآن کریم، سوره مبارکه روم، آیه ۴۱٫

[۴] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۲۰۵٫

[۵] . با عنوان محیط زیست کتابی تحت عنوان فقه البیئه «فقه محیط زیست» توسط آیت الله العظمی سیدمحمدشیرازی (ره) نیز تدوین شد که ایشان می‌نویسند: «بدین سان، محیط زیست، مجموعه‌ای است هماهنگ و دربرگیرنده دانش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … که انسان توانسته است به آنها دست یابد ….. این مفهوم به معنای عام آن، محیط زیست ژنتیکی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی را دربر می‌گیرد.

[۶] . معارف و معاریف، سیدمصطفی حسینی دشتی، ج۹، ص۲۱۹؛ فرهنگ فارسی، دکترمحمدمعین، ج۲، ص۱۷۱۷٫

[۷] . فرهنگ فارسی، دکتر محمدمعین، ج۲، ص ۱۱۳؛ معارف و معاریف، سیدمصطفی حسینی دشتی، ج۵، ص ۳۹۳۹٫

[۸] . حقوق محیط زیست، الکساندر کیس، مترجم محمد حسن حبیبی، دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۷۹، ص ۶٫

[۹] . ر.ک: حقوق محیط زیست در ایران، دکتر مصطفی تقی زاده انصاری، صص ۶٫۷٫

[۱۰] . اسلام ومحیط زیست، جوادی آملی، ص ۶۹، «جنس انسان در تعریف؛ حیّ که معادل حیوان ناطق و فصل آن تألّه است یعنی خداخواهیِ مسبوق به خداشناسی و ذوب در الوهیت او. پس این تعریف هم مبیّن ذاتیات انسان و هم جامع افراد و مانع اغیار است.

[۱۱] . لینذر من کان حیّاً و یحقّ القول علی الکافرین (یس، ۷۰)؛ از تقابل حیّ و کافر فهمیده می‌شود که حیّ غیرکافر و کافر غیرحیّ است و لذا کافر حیات واقعی نداشته و مرده است، حیاتی که در تاله ذوب شده باشد، وگرنه حیات جامع که جنس انسان است، در او یافت می شود و با قید متاله خارج خواهد شد؛ و منظور از حیات در اینجا طولی است نه عرضی لذا می‌شود موجودی واجد حیات حیوانی وانسانی مصطلح مردم باشد اما چون فاقد حیات انسانی قرانی است مرده باشد (آیت الله جوادی آملی ).

[۱۲] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، ص ۷۲٫

[۱۳] . قسر و قهر، فشار وشتاب تحمیلی از بیرون است، مانند حرکت سنگ به طرف بالا با فلاخن که با فشار و تحمیل مبدأ خارجی و بدون علم و اختیار سنگ است و برخلاف اقتضای طبیعت از او صادر می‌شود. اما تسخیر در جایی است که فعل، ملایم با طبع فاعل است و فاعل برای آن کار خلق شده است و عامل بیرون، آنچه را که مقتضای طبیعت اوست، خردمندانه از او طلب می کند مانند کار باغبان در هدایت آب از سینه کوه به درختان که برعکس به صورت فوّاره فاعلیت بالقسر می‌باشد.

[۱۴] . قرآن کریم، سوره مبارکه لقمان، آیه ۲۰٫ (البته تسخیر کننده بالذات و اصیل خداوند است که جهان طبیعت را نرم و ذلول و مسخّر انسان گرداند.)

[۱۵] . قرآن کریم، سوره مبارکه طه، آیه ۷۸٫

[۱۶] . قرآن کریم، سوره مبارکه ذاریات، آیه ۴۰٫

[۱۷] . قرآن کریم، سوره مبارکه انبیاء ،‌آیه ۳۰٫

[۱۸] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، صص ۱۶۸-۱۶۵٫

[۱۹] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، صص ۱۷۲-۱۶۹٫

[۲۰] . البته گاهی خداوند مردمی بدکار را نیز به عنوان استدراج مشمول نعمت‌های خویش قرار می‌دهد (سوره نحل، آیه ۱۲؛ سوره قریش، آیات ۱-۴) و اگر از نعمت اقتصاد و امنیت برای سعادت بهره نگیرند به ناامنی و گرسنگی دچار می‌شوند مثل سرزمین حجاز و اروپای کنونی.

[۲۱] . قرآن کریم، سوره مبارکه اعلی، آیه ۱۴٫

[۲۲]. قرآن کریم، سوره مبارکه طه، آیه ۶۴٫

[۲۳] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۱۹۷٫

[۲۴] . اسلام و محیط زیست جوادی آملی، صص ۱۷۸-۱۷۳٫

[۲۵] . قرآن کریم ، سوره مبارکه رعد، آیه ۱۱٫

[۲۶] . قرآن کریم ، سوره مبارکه انفال، آیه ۵۳٫

[۲۷] . قرآن کریم ، سوره مبارکه بقره، آیه ۳۰٫

[۲۸] . قرآن کریم ، سوره مبارکه بقره، آیه ۳۱٫

[۲۹] . قرآن کریم ، سوره مبارکه هود، آیه ۶۱٫

[۳۰] . اسلام ومحیط زیست ، جوادی آملی، ص ۲۷٫

[۳۱] . قرآن کریم، سوره مبارکه جن، آیه۱۶ (به بیان آیت الله جوادی آملی این آیه سند زنده برای معقول بودن نماز استسقاست هر چند ماء غدق فقط باران نیست بلکه پرآب شدن سرچشمه قناتها و چاهها نیزاز مصادیق آن است).

[۳۲] . قرآن کریم، سوره مبارکه مائده، آیه ۶۶٫

[۳۳] . قرآن کریم، سوره مبارکه اعراف، آیه ۹۶٫

[۳۴] . اسلام ومحیط زیست، جوادی آملی، ص ۱۹۰٫

[۳۵] . قرآن کریم ، سوره مبارکه انفال، آیه ۲۹٫

[۳۶] . قرآن کریم ، سوره مبارکه یوسف، آیه ۹۰٫

[۳۷] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، ص ۱۹۲ (تفصیل از ۱۹۱ تا ۱۹۵).

[۳۸] . قرآن کریم ، سوره مبارکه جمعه، آیه ۱۰٫

[۳۹] . قرآن کریم ، سوره مبارکه ملک، آیه ۱۵٫

[۴۰] . قرآن کریم ، سوره مبارکه عبس، آیه ۲۰٫

[۴۱] . قرآن کریم ، سوره مبارکه ابراهیم، آیات ۳۲-۳۳٫

[۴۲] . قرآن کریم ، سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۲۸٫

[۴۳] . قرآن کریم ، سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۳۴٫

[۴۴] . ر.ک، سوره بقره آیه ۱۶۸؛ سوره نحل، آیه ۹۰-۹۳؛ سوره حج، آیه ۳؛ سوره طه، آیه ۸۱؛ سوره نساء آیه۱۳۵؛ سوره اسراء آیه ۲۶؛ سوره بقره آیه ۱۹۵٫

[۴۵] . ر.ک: سوره حجر، آیه۱۹٫

[۴۶] . ر.ک: سوره رعد آیه۸؛ سوره اعلی آیه۳؛ سوره فرقان آیه۲؛ سوره قمر آیه۴۹٫

[۴۷] . ر.ک: سوره حجر آیه ۸۵؛ سوره ابراهیم آیه۱۹؛ سوره انبیاء آیه ۱۶٫

[۴۸] . جهان بینی و حفاظت محیط زیست، دکتر محمد نقی زاده، نامه فرهنگستان علوم، ش۲۲، پائیز ۸۱، ص ۱۴۵٫

[۴۹] . قرآن کریم ، سوره مبارکه انفال، آیه۳۸٫

[۵۰] . قرآن کریم ، سوره مبارکه اسراء ، آیه ۸٫

[۵۱] . قرآن کریم ، سوره مبارکه انفال ، آیه ۱۹٫

[۵۲] . قرآن کریم ، سوره مبارکه اسراء، آیه ۱۶٫

[۵۳] . قرآن کریم ، سوره مبارکه روم، آیه ۴۱٫

[۵۴] . قرآن کریم ، سوره مبارکه شوری، آیه ۳۰٫

[۵۵] . قرآن کریم ، سوره  نوح، آیه۴؛ سوره مائده آیه۴۹؛ سوره روم آیه ۴۱٫

[۵۶] . قرآن کریم ، سوره غافر، آیه ۲۱؛ سوره قصص آیات ۷۶-۸۲؛ سوره سبا آیات ۱۵-۱۹؛ سوره شوری آیه۳۰؛ سوره عنکبوت آیه۱۴؛  سوره فصلت آیه ۱۷؛ سوره حاقّه آیه۶؛ سوره نمل آیه ۴۰؛ سوره ابراهیم آیه ۷؛ سوره عنکبوت آیه ۳؛ سوره زخرف آیات ۳۳-۲۵٫

[۵۷] . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۷، ص ۴۰٫

[۵۸] . فرهنگ جهاد، راه‌کارهای حفاظت محیط زیست، محمد حسین شمسایی، ش۴، س۴، صص ۶۱-۶۸

[۵۹] . قرآن کریم، سوره مبارکه هود، آیه ۶۱٫

[۶۰] . قرآن کریم ، سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۲۸٫

[۶۱] . بحار الانوار، ج ۲، ص ۷۲٫

[۶۲] . قرآن کریم، سوره مبارکه اسراء، آیه ۱۶٫

[۶۳] . فقه البیئه، شیرازی، آیت الله العظمی سیدمحمد (ره)، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، صص ۴۲٫۴۳٫

[۶۴] . قرآن کریم ، سوره مبارکه روم، آیه ۴۱٫

[۶۵] . قرآن کریم، سوره مبارکه مائده، آیه۲٫

[۶۶] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۷۴، ص ۳۷۰٫

[۶۷] . قرآن کریم، سوره مبارکه اعراف، آیه۵۶٫

[۶۸] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۱۹۵٫

[۶۹] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره ، آیه ۲۱۳٫

[۷۰] . بحارالانوار، ج۳، ص ۲۱۹ « و حسبک بهذا النسیم المسمی هواءً و ما فیه المصالح فانه حیاه هذه الابدان…»

[۷۱] . کافی، کلینی، ج۵، ص ۳۸٫

[۷۲] . موسوعه فقهی، کتاب احیاء الموات، شیرازی، سیدمحمد(ره).

[۷۳] . بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۴٫

[۷۴] . میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۸۰، حرف صاد.

[۷۵] . فرهنگ جهاد، شمسایی، صص ۶۹-۷۹

[۷۶] . طبیعت و محیط زیست از نظر اسلام، محقق داماد، سید مصطفی مجموعه مقالات اولین سمپوزیوم بین المللی اسلام و مسیحیت ارتدکس، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین المللی با همکاری انجمن دوستی ایران ویونان، ص ۷۳٫

[۷۷] . محیط زیست و مسئولیت انسان، سعد الدین، دکتر محمد منیر، بیروت، مجله المنهاج، شماره۳، پائیز، ۱۹۹۶م.

[۷۸] . طبیعت و محیط زیست از نظر اسلام، ص ۷۲-۷۳٫

[۷۹] . قرآن کریم، سوره مبارکه ذاریات، آیه ۵۶٫

[۸۰] . قرآن کریم، سوره مبارکه قصص، آیه۷۷٫

[۸۱] . قرآن کریم، سوره مبارکه منافقون، آیه۹٫

[۸۲] . قرآن کریم، سوره مبارکه هود، آیه ۶۱٫

[۸۳] . فرهنگ جهاد، نگاهی گذرا به نقش اسلام در حمایت از محیط زیست، ناظرحسین زکی، ش۴، س۹، صص۱۲۱-۱۳۵

[۸۴] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۲۰۵٫

[۸۵] . قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۶۰٫

[۸۶] . قرآن کریم، سوره مبارکه غافر، آیه ۲۶٫

[۸۷] . قرآن کریم، سوره مبارکه فجر، آیه ۱۳ «و ثمود الذین جابوالصخر بالواد… فاکثروا فیها الفساد»؛ قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۱۱  «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض … قالوا انما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون».

[۸۸] . بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۱۹، علی (ع) : اذا تمّ… و مما یزید فی العمر ترک الاذی … و ان یحترز عن قطع الاشجار الرطبه».

[۸۹] . کافی، ج۵، ص۲۶۴؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۱۹، ص۳۹، «عن ابی عبدالله(ع): لا تقطعوا الثمار فیصیب الله علیکم العذاب صباً».

[۹۰] . ر.ک: سرائر، ابن ادریس، ج۲، ص۲۱؛ شرائع الاسلام ، محقق حلی، ج۱، ص۲۳۶؛ جامع المقاصد، محقق کرکی، ج۳، ص ۴۱۲٫

[۹۱] . قرآن کریم، سوره مبارکه انفال، آیه۱٫

[۹۲] . الاقتصاد، شیخ طوسی، مکتبه چهلستون ، ص ۲۸۴٫

[۹۳] . تذکره الفقهاء، علامه حلی، ج۲، ص ۴۰۲٫

[۹۴] . ر.ک: کشف اللثام، فاضل هندی، ج۲،ٔ ص ۳۰۰٫

[۹۵] . ر.ک: جواهر الکلام، محقق نجفی، ج ۶۱، ص ۱۳۴٫

[۹۶] . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۱۹، ص ۳۵ و ج ۱۳، ص ۹۵، [سوره هود، آیه ۶۱].

[۹۷] . نهج البلاغه، قیض الاسلام، نامه ۵۳، ص ۱۰۱۳٫

[۹۸] . بحارالانوار، مجلسی، ج۱۰۱، ص ۹۷٫

[۹۹] . اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، ص ۲۷۵٫

[۱۰۰] . بحارالانوار، ج۹۳، ص ۱۷۰٫

[۱۰۱] . ر.ک: تمدن اسلام و عرب، ص ۴۴۶٫

[۱۰۲] . نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۶۶، ص ۵۴۴-۵۴۶٫

[۱۰۳] . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۵، ص ۵۹٫

[۱۰۴] . بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۲۸۲٫

[۱۰۵] . نهایه ابن کثیر، ماده «مثل»، لسان العرب،ماده «مثل».

[۱۰۶] . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۲۳، ص ۳۸۱٫

[۱۰۷] . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۱۲، ص ۵۴۵٫

[۱۰۸] . صحیفه سجادیه، دعای ۱۶٫

[۱۰۹] . اسلام و محیط زیست ، جوادی املی، ص ۲۶۶٫

[۱۱۰] . نهج الفصاحه، ج۲، ص ۶۰۶٫

[۱۱۱] . اسلام و محیط زیست، جوادی املی، ص ۲۶۸٫

[۱۱۲] . نهج الفصاحه، ج۲، ص ۹۹۸٫

[۱۱۳] . قرآن کریم ، سوره مبارکه تغابن، ایه ۱۶٫

[۱۱۴] . نهج الفصاحه، ج۲، ص ۶۰۶٫

[۱۱۵] . نهج الفصاحه، ج۲، ص ۶۰۷٫

[۱۱۶] . المقنع، شیخ صدوق، موسسه الهادی، ص۸؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۱، ص ۲۲۴٫

[۱۱۷] . ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۳۷، صص ۱۲۳٫۱۲۴٫