یکشنبه شب تلویزیون ضد ایرانی اینترنشنال که سابقه پخش زنده واقعه تروریستی ۳۱ شهریور ۹۷  اهواز و همچنین ارتباط زنده با ریگی خونخوار و نیز هزاران فتنه انگیزی بر علیه مردم ایران  را در کارنامه سیاه خود دارد اقدام به پخش بخش هایی از فایل صوتی ۳ ساعته محمدجواد ظریف در مصاحبه با مرکز استراتژیک ریاست جمهوری می کند.

در این فایل، ظریف مطالبی را بر زبان می آورد که بسیار قابل تامل و البته قابل تعقیب حقوقیست.این اظهارات در ساعات اولیه انتشار به مثل یک بمب خبری، توجه رسانه ها را بخود جلب کرد.

و اما پیرامون این اتفاق:

۱- فایل مذکور که به مصاحبه سعید لیلاز با ظریف در قالب تاریخ شفاهی اختصاص دارد محرمانه بوده و محل نگهداری آن هم مرکز استراتژیک ریاست جمهوری بوده است. مسئولیت این مرکز هم با حسام الدین آشناست. اکنون او باید پاسخ دهد الف : چرا مرکزی با این درجه از اهمیت ، اینگونه نشتی دارد؟!

 و ب: چرا فردی چون سعید لیلاز با سابقه محکومیت امنیتی ۹  ساله، مصاحبه گیرنده امور طبقه بندی شده و امنیتی در این مرکز هست؟!

۲- ظاهرا این فایل در دو جای دیگر هم نگهداری می شد که  احتمال نشتی در آن دو مکان نیز وجود دارد. فارغ از صحت و سقم این موضوع، اکنون متهم اول و اصلی ،  مرکز استراتژیک ریاست جمهوریست. آنان برای آنکه از خود رفع اتهام کنند لذا محکوم به بررسی احتمال نشتی در دو مکان دیگر نیز هستند. بدون تردید اگر نوک نقد و اتهام بطرف مرکز نباشد قطعا، حضرات با صرف زمان،  موضوع را مدیریت خواهند کرد. پس برای جلوگیری از این فرار پیش دستانه، رسانه های انقلابی می بایست همچنان به مرکز بعنوان متهم ردیف اول توجه کنند.

۳- در فایل مذکور ظریف بشدت بدنبال برجسته کردن دوگانه میدان و دیپلماسی هست. در این ارتباط باید گفت:

الف؛ هر دانشجوی ترم یک رشته ارتباطات بین الملل بخوبی می داند که میدان و دیپلماسی نه در برابر  بلکه در کنار هم هستند بطوری که بمثل یک مکمل برای هم عمل می کنند. حال چگونه کسی که مدرک دکتری این رشته را دارد از فهم  این نکته بسیار بدیهی، عاجز هست الله اعلم!

ب؛ ظریف بیش از همه و ‌بخوبی می داند که اگر میدان نباشد کسی برای عرصه دیپلماسی تره هم خورد نخواهد کرد. عرصه دیپلماسی زمانی معنا و‌ مفهوم پیدا می کند که در میدان دست برتر وجود  داشته باشد. مجاهدت حاج قاسم و یارانش، باعث پهن شدن فرش قرمز دیپلماسی زیر پای حضرات شده بود.

ج؛ ظریف که دائم التوئیت! هست یک توئیت هم به آن رفیق آمریکایی و آکسفوردی اش بزند و ‌از او‌ بپرسد که اگر دست برتر ایران در میدان نبود آیا خدا وکیلی باز هم آقای تام  به او (ظریف)  توئیت می زد؟

 پاسخ بسیار روشن هست. آنها از توئیت زدن ساده با شما هم دریغ می ورزیدند چه برسد به آنکه با شما مذاکره کنند. این دست برتر جمهوری اسلامی در میدان بود که جماعت مغرور غربی را به نشستن با شما وادار کرد. از جان کری گرفته تا وندی شرمن و موگرینی همه و‌همه فقط و فقط بخاطر دست برتر ایران در میدان، حاضر به نشست دیپلماتیک شده بودند. چون توان مقابله با ایران را در میدان نداشتند و ندارند لذا سعی می کنند مکارانه در قالب مذاکرات، اهداف خود را به پیش ببرند.

د؛ اگر بجای ایران ، آمریکا در میدان دست برتر داشتند هرگز و ‌ابدا حاضر به نشست مثلا دیپلماتیک با ظریف و‌امثالهم نبود.ایستادگی حاج قاسم مظلوم اما مقتدر و یاران عزیزش بود که حقارت نشستن در میز را بر آمریکایی ها تحمیل کرد. والبته ای کاش، ظریف قدر این پاس گل حاج قاسم عزیز را می دانست!

ن؛  ظریف که  همداستان با حسن روحانی ادعای دانایی نسبت به زبان دنیا را دارد بگوید تاکنون کدام منطقه و ‌کدام جغرافیای تحت سلطه دشمن ، با مذاکره از اشغال خارج شد و به دامن وطن برگشت؟!  ظاهرا ظریف زمان دولت موقت مهدی بازرگان را فراموش کرده است که حضرات ملی گرا در اوایل انقلاب شکوهمند اسلامی  قصد داشتند با مذاکره، بر تجزیه طلبی و تجزیه طلبان تحریک شده توسط غرب و شرق در مناطق مختلف ایران  فائق آیند

 اما زهی خیال باطل. اگر در میدان بودن و ماندن شهید والامقام  دکتر مصطفی چمران و ‌یاران مظلوم و شهیدش به فرمان حضرت روح الله نبود هرگز   قصه تلخ تجزیه طلبی در ایران جمع نمی گشت و امروز ایرانی چند پاره را می بایست تجربه می کردیم!

و ؛ ظریف و مجموعه وزارت خارجه اش بیاید صادقانه آورده خود برای ملت ایران در طول هشت سال صدراتش را نه با زبان گنگ آماری! بلکه با ادبیات قابل لمس و حس مردمی، به اطلاع عموم برساند. از آن سو  آورده خط مبارک مقاومت برای مردم ایران هم بیان شود تا معلوم شود حضرات مدعی،  چه گلی بر سر ملت زدنده اند!

در کنار این قیاس، این موضوع هم می بایست بیان شود که میزان هزینه ریالی و ارزی حضرات مدعی دیپلماسی با توجه به اندازه خروجی شان چه مقدار بود و همچنین در مقابل هزینه ارزی و ریالی حاج قاسم متناسب با آورده اش چه بود.

تاریخ هرگز فراموش نمی کند که مردان میدان هیچگاه و هرگز نه حق ماموریتی و نه حق اعزام به خارج از کشور را دریافت نکرده اند اما تاریخ بخوبی به یاد دارد ظریف و یاران دیپلماتش چگونه علاوه بر دریافت حق ماموریت بصورت ارزی، هفتصد سکه از خزانه ملت ایران برای برجامی که عایدی “تقریبا هیچ” برای ایران داشت دریافت کردند!

عالیجناب دیپلماسی؛ اینها حق الناس هست. حق الناسی که بر ذمه شماست. راستی کدام کارگر و کارمندی بخاطر کار نکرده اش، مزد می گیرد که تو و یارانت بخاطر برجامی که خسارت محض بود و از ورای آن تقریبا هیچ نصیب ملت گشت هفتصد سکه از بیت المال گرفتید؟!

ی؛  ظریف اگر کمی به خاطرات دیپلماتیک! خود مراجعه کند احتمالا به یادش خواهد آمد که وقتی در سال ۲۰۰۱ با مشورت دادن به رئیس دولت موسوم به اصلاحات و طرح در مجمع عمومی سازمان ملل، نام گفتگوی تمدنها بر آن سال نهاده شد، حضرات سرمست از این پیروزی به اصطلاح  دیپلماتیک بودند که به یک باره رئیس جمهور وقت ایالات متحده، با محور شرارت خواندن ایران، آب تلخ و سردی بر اندام دیپلماتیک! آنان ریخت. بله دنیا اینگونه هست آقای  عالیجناب! اگر میدان نباشد عرصه دیپلمات هرگز معنا نخواهد داشت.

۴- ظریف تکلیف خودش را با وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران مشخص کند. مگر او وزیر خارجه ‌ایران نیست؟! خوب اگر هست که هست پس چرا و‌ به چه علت سخنان آمریکایی ها را بیان میکند؟! مگر غیر از این هست که آمریکایی ها، پرتاب موشک‌ و‌ اقداماتی از این دست را ضد برجام عنوان نمودند خوب حالا چگونه می شود که وزیر خارجه ایران هم همان حرفهای بیگانگان را بر زبان جاری می سازد؟! ظریف باید به افکار عمومی پاسخ دهد

باز هم از یاد نبرده ایم که همین عالیجناب! بهمراه دوستانش برای شنیده نشدن صدای بحق منتقدین برجام، نقادان دلسوز را اولا با لفظ دلواپس و لرزان! – که البته بعدها معلوم شد چه کسی می لرزید و همچنان هم می لرزد- مسخره کرده و ثانیا آنان را به همصدایی با نخست وزیر رژیم صهیونیستی، متهم می کردند!

ایشان و دوستانش می گفتند چون مثلا نتانیاهو با برجام مخالفت می کند پس داخلی های منتقد برجام هم در کنار نتانیاهو قرار می گیرند. حالا با همان استدلال ظریف، او را اکنون می بایست همصدا و هم راستا با آمریکایی ها بدانیم چون آمریکایی ها، پرتاپ مقتدرانه موشک های ایرانی را ضد برجام عنوان می نمودند.

۵- روس ها تقریبا از چند سال قبل به این سو، نگاه مثبت تری به ایران داشته اند که همچنان هم ادامه دارد. نه اینکه نقدی به روسیه نباشد نخیر بالاخره آنها هم بر اساس منافع خودشان به موضوعات نگاه می کنند طبیعی هست در برخی از جاها تضاد منافع طرفین هم  وجود داشته باشد اما این جمله، به معنای حرکت در مقابل ما نیست.

 اوج این نگاه مثبت را می توان  در صحنه سوریه ملاحظه نمود. آنجا که روس ها در کنار خط مقاومت قرار گرفته و به تار و مار تکفیری ها و‌داعشی ها مشغول شدند. 

حال در چنین شرایطی، فایلی منتشر می شود که وزیر خارجه ایران که می بایست بر سبد دوستان ایران بیفزاید ، طوری از روس حرف می زند که گویا روسها در مقابل ما قرار دارند! اگر این فرد در عنوان وزیر خارجه ایران قرار نداشت شاید ایرادی به او‌ وارد نبود.   اما او در راس دستگاه دیپلماسی کشور قرار دارد. انتشار این فایل آنهم در این ایام که دولت تدبیر و امید برای توافق جدید با غربی  که به روس نگاه خصمانه دارد  شوقی عجیب دارد لذا می تواند مسیر را برای توافق تسهیل کند چرا که غرب به روس نگاه خصمانه دارد.

۶- اخبار پنهان و‌ پیدایی که از وین بگوش می رسد از این موضوع حکایت دارد که طرف مقابل، قائل به کوتاه آمدن در موضوع لغو‌ تحریم نیست. انتشار فایل صوتی ظریف در چنین شرایطی سه  نکته را می تواند بهمراه داشته باشد.

نخست اینکه این احتمال وجود دارد که طرف ایرانی برای کاستن از سرسختی طرف غربی، این فایل را فقط جهت استعماع محدود در اختیار آنان قرار داد تا فقط خودشان بشنوند و بعبارتی با شنیدن این فایل و دریافت نقطه نظرات طرف ایرانی، کمی نرم شوند. اما ‌آنها این فایل را در اختیار رسانه های خود قرار دادند.

 نکته دوم :  آنکه طرف ایرانی برای ارسال پالس و سیگنال مثبت از خود دست به انتشار این فایل زد تا در ورای این انتشار، به طرف مقابل این اطمینان را دهد که او در مسیر خواسته هایش گام بر میدارد که مهمترین مقصود و‌ هدف این نکته، اعتمادسازی برای غربی هاست. این اعتماد سازی در انتخابات آتی ریاست جمهوری بکار حضرات اصلاح طلب خواهد آمد. توافق جدید می تواند از جمله مصادیق پذیرش این اعتمادسازی بحساب آید.

و‌نکته سوم؛ انتشار فایل با هدف ترساندن غربی ها شاید باشد بدین معنا که به آنها القا شود که اگر غیر از ما در انتخابات حاکم شوند آنها بشدت اهل میدان هستند اما ما اهل دیپلماسی هستیم و قائل به گفتگوی لسانی و‌نه نبرد شمشیرها. پس هر چه زودتر با ما به توافق برسید.

۷- یک سوال برای نگارنده مطرح هست و آن  اینکه براستی چرا روز امضا برخی از قراردادها و رویدادها که در حقیقت به نفع ملت ایران نیست در ایامی خاص اتفاق می افتد. مثلا روز امضا برجام ۲۳ تیر هست. این روز روزیست که مردم دین باور تهران با خروشی حماسی به میدان آمده  و‌ اوباشی که از ۱۸تیر به بهانه حمله به کوی دانشگاه، خیابانها را به اشغال خود درآورده بودند را به عقب راندند. ۲۳ تیر در حقیقت پایان مردمی  یک توطئه پیچیده بود.

 اکنون هم در روز شکست تاریخی آمریکایی ها در طبس بوسیله شن هایی که مامور خدا بودند فایلی منتشر می شود که در مذمت ابرمردی که محکم در برابر شیطان بزرگ ایستاد و بینی او و اذنابش را در سوریه به خاک مالید هست.واقعا این تاریخ ها تصادفیست یا دشمن هوشمند در حال زدن ایام الله هست؟!

شکرالله رضازاده شرمه