اجرای « اپرای عاشورا » کاری از گروه تئاتر عروسکی ۲۲ آران بود که به طراحی و کارگردانی بهروز غریب پور از بیست و پنجم تا بیست و هفتم مهر در سالن دانشگاه فنی نوشیروانی بابل به اجرا درآمد ، یک کار نمایشی که عوامل اجرایی اش واقعا اتوبوسی بود . رهبری ارکستر نامرئی آن را ( ولادیمیر سیرنکو) بعهده داشت که با همکاری گروه ارکستر سمفونیک تهران اجرا شده بود . اگر از آهنگساز و طراح لباس و مدیر کارگاه گذشته ایم بیشتر بخاطر آن است که مقدمه از ذی المقدمه بیشتر نشده و زودتر جان کلام در جوهر قلم تراوش نماید . اولا آوردن چنین گروه عجیب با حضور پورغریب در مازندران همتی مضاعف می طلبید که باید از اهتمام مدیرکل هنر دوست فرهنگ و ارشاد مازندران و همکارانشان در ادارات ساری و بابل یادی نموده و فرمانداری و شهرداری و دانشگاه فنی نوشیروانی بابل هم دست مریزاد گفت . از آنجایی که این اپرا نوای تعزیه داشت اما کار عروسکی بود برای بنده و امثال بنده جذابیتی داشت که اشعار محتشم کاشانی و رجزخوانی های قدیم را که از مخازن و مقاتل قدیمی انتخاب شده بود در آمیزه ای از موسیقی و نمایش ببینم تا به حقیقتی بزرگ در عاشورا برسیم اما بشکرانه حضور و هجوم مردم در سالن دانشگاه باید به نقد موارد ذیل نیز بپردازیم تا چنین نمایشی در آینده نیز بدون نقص داشته باشیم . فنی نبودن سالن دانشگاه فنی که اقتضای اپرا نداشت یا حداقل گوش خسته ما طاقت شنیدن موسیقی فالش را نداشت . اگر به سابقه تعزیه در مازندران اشارتی گذرا داشته باشیم حداقل از قرن پنجم به دوران آل بویه می رسیم که مردان مومن این دیار موقوفاتی به منظور خرید آلات و ادوات تعزیه به‌یادگار گذاشته اند . در تعزیه خوانی ما تاثیر اشعار محزون علی القاعده بیشتر بود که از بیان مظلومین حادثه کربلا روایت می شد و مخالف خوان که بیشتر نمادی از شمر و عبید الله زیاد بودند باید به اصطلاح « انکر الاصوات » می خواندند که موسیقی اپرا بگونه ای بود که تشخیص این دو موضوع مشکل می نمود . درخشش حر ریاحی در این مجموعه نمایش بسیار جالب و جذاب بود و خوانش اشعار از سوی این مرد بی مثال قلبی بود که بالاخره این گرایش قلبی به شهادت او نیز منتهی گردید اما در واقعه سقای تشنه لب کربلا به واژه ایثار قمر بنی هاشم خوب پرداخته نشد و رجزخوانی آقا ابوالفضل مختصر و کوتاه بود تنها شدن حسین بن علی و عصر عاشورا نیز ملموس نبود.
شاید این نقد بخودم برگردد که تاکنون میدان تحلیل اپرا را در کار عروسکی نیازمودم اما به‌هردلیل با غریب پور بر سفره شام نشسته و حرف هایم را گفتم .ایشان مرا به دیدن نمایشنامه (شیخ صنعان) در تهران دعوت کرد که بصورت اپرا اجرا گردید . ایشان می گفت کارهایم در خارج از مرزها مشتری دارد و حتی ملل غیرمسلمان و غیر شیعیان نیز تحت تاثیر عاشورا اشک می ریزند . اجرای چنین نمایشی در ماه صفر آن هم در شهرستان ولایت مدار بابل خالی از لطف نیست و آنان که در حسرت اجرای کنسرت در این شهرستان دلشان پر می زند کاش در این سه روز می آمدند و تاثیر موسیقی آیینی را آن هم در قالب اپرا می فهمیدند .
رحمت اله حسن پور