مدیریت شهری در ایران به‌منظور گذر از نظام متمرکز و بیرون رفت از چالش‌ها رخ‌داده ،لاجرم باید ایجاد تحول و در نظام برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه شهری را به‌عنوان یک‌راه حل اساسی پذیرا باشد این امر یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت انکارناپذیر تلقی می‌گردد چراکه در شرایط فعلی این ساختار علیرغم سعی و تلاش فراوان در ایجاد ارتباط و تعامل میان سه عامل اصلی شکل‌گیری شهر ” انسان، فضا، محیط ” عاجز از پاسخگویی و حل مشکلات رو به تزاید اجتماعی ، اقتصادی، کالبدی و زیست‌محیطی شهرها به‌ویژه در شهرهای بزرگ کشور بوده و شیوه‌های کنونی برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه شهری نه‌تنها در مواجه با این معضلات ضعیف و ناکارآمد جلوه می‌نماید بلکه موجب تشدید اوضاع و بحرانی نمودن آن به‌خصوص از طریق ایجاد تمرکز و دفع نظام مشارکتی می‌باشد.مدیریت امور شهری ، آن‌هم در شرایط کنونی اکنون در شرایط کنونی که شهرها با رشد شتابان و خلق مستمر مسائل جدید مواجه می‌باشد، وظیفه بسیار دشوار است که پایانی بر آن متصور نمی‌توان شد اداره‌کنندگان شهر آن‌چنان دست‌به‌گریبان حل مشکلات حادی همچون آلودگی زیست‌محیطی ، بد مسکنی ، ترافیک شهری ، امنیت شهری ، اشباع زیرساخت‌ها ، کمبود سرانه خدماتی ، سیل عظیم جمعیت و …. می‌باشد که کمتر فرصت و یا حتی توان چاره‌جویی برای حل ریشه‌های این‌گونه مسائل و حرکت به‌سوی چشم‌اندازی مطلوب رادارند ازاین‌رو می‌توان گفت مدیریت شهری در چنین حالتی لاجرم هدف و اساس اقدامات خود را آن‌چنان محدود می‌نماید که بدون دغدغه به حیات شهر در افق بلندمدت ، تنها با آب‌وجاروی شهر بسنده نموده است  هم‌زمان با افزایش و درک اهمیت  روزافزون و تأثیرات شگرف و تحولات شهری در توسعه ملی شاهد ناتوانی در تمام سطوح در اداره امور شهری و پاسخگویی به نیازهای فزاینده و متنوع شهروندان خصوصاً در شهرهای بزرگ هستیم این امر در مقایسه با دهه گذشته  ملموس‌تر می‌باشد. به‌طور واضح توسعه هر کشوری در تمامی ابعاد با نحوه اداره شهرهای آن همبستگی عمیقی دارد در اداره شهر باید به‌گونه‌ای عمل گردد که نه‌تنها دولت بلکه مشارکت مردمی را نیز با یاری طلبیده و زمینه و توان جذب همکاری آنان را داشته باشد.

رویکردهای توسعه پایدار در مدیریت شهری چه نقشی دارد و یا بلعکس مدیریت شهری تا چه حد می‌تواند موجب دستیابی به اهداف توسعه پایدار شهری گردد.

در دهه اخیر پیشرفت کشور به سمت یک جامعه مدرن و توسعه‌یافته و شتاب و اهمیت ویژه‌ای پیدا نموده است یکی از شاخص های اصلی و مهم این توسعه و پیشرفت، رشد و گسترش شهرهای کشور و به‌خصوص شهرهای بزرگ آن است  با توجه به رشد روزافزون جمعیت کشور و بخصوص افزایش جمعیت شهرهای بزرگ علاوه بر موالید و مرگ‌ومیر، عامل مهاجرت مردم از روستاها به شهرهای کوچک ، رشد آن را تشدید می‌کند باید توجه گردد توسعه شهرها چگونه و به چه صورتی باید صورت گیرد تا نیازهای آینده کشور را تأمین نماید.توسعه درواقع نشانگر فرایندی است که طی آن پایداری روی می‌دهد. اما پایداری مجموعه‌ای از وضعیت‌ها است که طول زمان دوام می‌یابد بر این اساس توسعه پایدار شهری وضعیتی ثابت و هماهنگ به شمار نمی‌آید بلکه فرآیندی متحول است که در غالب آن استفاده از منابع، تأمین نیازهای اساسی ، بهبود و ارتقاء سطح زندگی برای همه ، حفظ اداره بهتر اکوسیستم‌ها و ایجاد آینده امن و سعادتمندتر ، با نیازهای کنونی و آتی انسان سازگاری پیدا می‌کند پس چنین توسعه‌ای مفهوم جامع دارد و تمام جنبه‌های  زندگی انسان مرتبط می‌باشد. مدیریت شهری به‌عنوان چارچوب سازمانی توسعه شهری به سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌ها و اقداماتی مربوط می‌شود در پی اطمینان از تطابق رشد جمعیت ، میزان دسترسی به زیرساخت‌ها اساسی زندگی شهری خصوصاً مسکن و اشتغال می‌باشد به‌طورمعمول و مرسوم شهرداری‌ها ” مدیریت شهر” در جهان با اندک تفاوت قابل‌اغماض از دو جزء تشکیل‌شده‌اند.

– شوراها یا انجمن‌های شهر که به‌مثابه قوه مقننه یا قانون‌گذار بوده و ناظر بر عملکرد شهرداری بوده و غالباً منتخبین مردم می‌باشند.

– دستگاه اجرایی شهرداری که وظیفه اجرای مصوبه‌های شوراها یا انجمن شهر و نیز سایر وظایفی که به‌موجب قانون بر عهده شهرداری می‌باشد را عهده‌دارند.

محمد ظاهر محمدی                                   

کارشناس ارشد برنامه‌ریزی توریسم