بسم الله الرحمن الرحیم

لَقَد أرسَلنَا رُسُلَنَا بِلبَیِّنَاتِ وَ أنزَلنَا مَعَهُمُ الکِتَابَ و المِیزِانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسطِ وَ أنزَلنَا الحَدِیدَ فِیهِ بَأسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعلَمَ اللهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ ّبِالغَیبِ اِنَّ اللهَ قَوِیُّ عَزِیزُ

سوره مبارکه حدید، آیه ۲۵

به واسطه ای ۴۲ سالگی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همچنین اوج گرفتن جنگ تمام عیار کفر و استکبار جهانی علیه این درخت تنومند لازم است چند کلمه ای را از باب وظیفه خدمت شما عزیزان ارائه دهم.

مردم شریف ایران اسلامی خصوصا مردم عزیز شهرستان بابلسر هم اکنون که مردم شریف و عزیز ایران که با مشکلات عدیده ی اقتصادی و فرهنگی دست و پنجه نرم می کنند و اختلال هایی  در معیشت مردم پیش آمده است ، یک سوال اساسی پیش روی ما قرار دارند چطور می شود در کشوری که در مدت زمان ۴۲ سال در بسیاری از علوم همچنین صنعت دفاعی به رتبه های برتر دنیا دست پیدا می کند و با قدرت نظامی و امنیتی خود غول ها ی استکبار جهانی را به زانو درآورده است ( همانند هدف قرار دادن پایگاه عین الأسد، پهباد گلوبال هاوک، پرتاب ماهواره نظامی، … ده ها دستاورد دیگر) در عرصه اقتصاد خصوصاً در سال های اخیر دچار مشکلاتی شده است؟ همچون کاهش شدید ارزش پول ملی، اعتبار گذرنامه، تورم، گرانی، بیکاری، کاهش تولید و… که البته با همین اوضاع پتانسیل رشد و بالندگی بالاتری نسبت به کشور های دنیا خصوصاً اروپا و آمریکا دارد. چطور می شود در کشوری که تکنولوژی  پیچیده پرتاب ماهواره نظامی داشته باشیم از طرفی پراید بسازیم؟ ما که پس از انقلاب سیم خاردار هم وارد کردیم چگونه است توانستیم در طول ۴۲ سال به این تکنولوژی نظامی دفاعی دست پیدا کنیم؟ که کشور های دنیا خصوصاً آمریکا و اروپا ۴۰۰ سال است تلاش کردند و به آن دست پیدا کردند؟ در طول سال های قبل از انقلاب هم پادشاهان ما متاسفانه با توطئه غرب درگیر زن بارگی بودند و ضعیفتر از آن بودند که بتوانند کشور را مولد کنند و در ذهن آن ها اعتماد بنفس لازم برای ایستادن روی پای خود نبود.

حال بنده می خواهم به عنوان یک سرباز کوچک ولایت و مردم به این سوال به قدر فهم خودم پاسخ دهم، برای پاسخ به این سوال بایستی به ۲ حوزه ی بسیار مهم اشاره کرد و براساس آن شرایط کشور را تحلیل کرد.

۱- نرم افزار و مدل اداره کشور           2- مسیر حرکت و آینده کشور

در این مرقومه کوتاه تلاش خواهم کرد به حوزه اول بپردازم و  در آینده حوزه دوم را برای شما ملت شریف توضیح خواهم داد.

مدل اداره یک کشور بسیار پیچیده است و همه ی ابعاد مختلف موضوعات اجتماعی را با یکدیگر هماهنگ می کند و برای جوامع مطلوبیت هایی تعریف می کند وگام به گام مسیر حرکت به سوی هدف را تعریف می کند.

هر حکومتی در دنیا  بایستی بتواند به واسطه ی این نرم افزار اداره ی کشور ۳ کار عمده انجام دهد: ۱- امنیت و حفاظت از مردم از تهدیدات داخلی و خارجی ۲- انسجام و به صحنه آوردن مردم متناسب با آرمان های حکومت

 3- حل مسائل مردم.

همه ی مکاتب موجود در عصر حاضر و گذشته بر اساس این ۳ مسئله نسخه هایی ارائه کرده و نزاع هایی که بین آن ها وجود دارد بر سر این مسئله است: ارائه نسخه ایی برای اداره ی بشر.

در این میان انقلاب اسلامی هم در مقابل قدرت های دنیا سر برآورد وتوانست یک مدل و نرم افزار برای اداره ی بشر ارائه دهد.

براساس بیانیه ی گام دوم: انقلاب اسلامی و نظام برخواسته از آن از نقطه صفر آغاز شد- هیچ تجربه ی پیشین و راه طی شده ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیام های  مارکسیستی و امثال آن نمی توانست برای انقلاب که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریت و اسلامیت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن ، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه ی بزرگ امام خمینی (ره) بدست نیامد.

بنابراین براساس کلام مقام معظم رهبری در بیانیه ی گام دوم این انقلاب هم مدلی برای اداره جوامع ارائه کرده است که از صفر شروع شده است و متفاوت با سایر مدل هاست.

اما انقلاب اسلامی و همچنین سایر مکاتب برای اجرای سه کار عمده که در بالا به عنوان وظایف حکومت اشاره شد چکار کردند؟

هر نظام و حکومتی در دنیا برای اجرای این سه کار نیازمند یک ابزاری برای ایجاد حرکت در مردم و جوامع خود است یعنی انگیزه ای که بتواند مردم را سازماندهی و رهبری کند تا منظم و دقیق به سمت مسیرهای تعیین شده حرکت کند، دو گانه ی اسلام و استکبار از این نقطه آغاز می شود.

اساساً حرکت در جوامع زمانی ایجاد می شود که انسان ها یک وضع مطلوب را ببینند با وضع موجود خود قیاس کنند و این قیاس بین وضع موجود و مطلوب باعث می شود که جوامع به سمت آن وضع مطلوب حرکت کنند. فناوری غرب و استکبار برای ایجاد حرکت به سمت مطلوبیت ایجاد طبقات اجتماعی است که در گذشته و پیش از رنسانس  با زور و ارعاب انجام می شد و نظام برده داری استعمار کهنه را به وجود آورده بود و اکنون به روش دیگری در حال انجام است. اکنون انگیزه حرکت برای عموم مردم از طریق تنوع گرایی ایجاد می شود. یعنی وقتی محیط زندگی در تمامی ابعاد دائماً متنوع می شود و تغییر پیدا می کند، بشر برای دستیابی به رفاه و این همه کالاهای کارآمد و جذاب دائماً تحریک شده و برای آن حاضر است هر هزینه ای را متحمل شود. عالیجنابان زر و زور و تزویر با ایجاد بهشت های زمینی و آرمان شهر در مقابل چشم مردم باعث می شوند که ملت ها دائماً در حال تلاش و دست و پا زدن برای رسیدن به آن نقطه باشند، غافل از این که در دام همین شیطان صفتان قرار گرفته اند و هر چه قدر تلاش کنندبر ثروت این طبقه مرموز افزوده می شود و فقط کار و خستگی و عدم آرامش روانی برای ملت ها باقی می ماند. این بدان معناست که انگیزش اجتماعی در مدل اداره غربی با تنوع طلبی و از طریق “حرص ” محقق می شود. ابزار دیگر ” مد” است و در تمدن غربی تمام ابعاد زندگی بر محور “مد” میچرخد.

چرا که بدون مد ، تولید ثروت ناممکن شده و بازار رونق نمی گیرد و با مد نیاز های کاذب ایجاد میکنند. در این صورت مد جایگاهی اساسی در اصل حیات بشری پیدا میکند و تنوع طلبی به مثابه وسیله ای برای حرکت جامعه و تحریک آن قرار میگیرد و آزادی هم ابزاری است در دست قدرت ها که به واسطه آن بتوانند مدهای مختلف و تنوع طلبی را گسترش داده به سود بیشتری دست پیدا کنند.

اما در مقابل فناوری اسلام  برای ایجاد حرکت در جوامع ارائه اسوه و الگوهای به نام ” امام” است. همانگونه که فرد بدون اسوه و امام و هدف و آرمان دچار گمگشتگی و سرگردانی می شود جامعه و تاریخ هم بدون آرمان ها و مدینه ی فاضله نمی تواند حیات خویش را استمرار بخشد، لاجرم همانگونه که اسوه و امام میزان قضاوت و داوری افراد  قرار میگیرد، جامعه و تاریخ نیز میزان خویش را از مدینه آرمانی خود کسب می کند.

فناوری اسلام برای حرکت، نشان دادن مطلوبهایی همچون اخلاق، رشید شدن، معنوی شدن، قوی شدن، آزاد بودن از قید های شهوانی و به طور خلاصه تربیت شدن و  به مقام ربوبی رسیدن است که با فطرت انسانی سازگاری دارد. به طور مثال اسلام الگوی ایثار را ارائه می دهد، یعنی بالا رفتن و رشد فرد منوط به گذشتن از خود است و پرورش این مفهوم یک اختلاف ادارکی و شناختی وضع موجو افراد با وضع مطلوب ” الگو” را ایجاد میکند و همین می شود عامل حرکت و انگیزه های حرکت اجتماعی و فردی مردم.

لَقَد کَانَ لَکُم فِی رَسُولِ اللهِ أسوهُ حَسَنَهُ نمایشگر این واقعیت است که اسلام دائماً در حال ارائه الگوهای مطلوب برای بشر است. از پیامبر گرامی اسلام گرفته تا ائمه هدی تا اخیراً یک سردار دست پرورده ی این مکتب یعنی حاج قاسم سلیمانی .

حال سوال اساسی هنوز پاسخ داده نشده که چطور میتوان این دو مدل و رویکرد برای ایجاد حرکت در بشر را تبدیل به نرم افزار اداره کرد؟

 در غرب با ادبیات توسعه و مدل های توسعه و از طریق سازمان های جهانی و تعریف شاخص های توسعه و اسناد مختلف در این حوزه تلاش کرده اندکه این رویکرد را تبدیل به نرم افزارهای اداره جوامع کنند. اما در نظام مقدس جمهوری اسلامی در بعد امنیتی و دفاعی که تحت مدیریت مقام معظم رهبری بود توانست این رویکرد خود را تبدیل به مدل کند و موفقیت های بدست آمده در این حوزه هم نشانگر خوبی برای این ادعاست اما در حوزه ی اقتصاد و فرهنگ هنوز این اتفاق نیفتاده است و دولت های مختلف در طول این چهل سال گرفتار ادبیات توسعه غرب بوده اند و در واقع نتوانسته اند آرمانهای انقلاب را تبدیل به نرم افزاری برای اداره کشور کنند. علت فریاد های مقام معظم رهبری هم برای ارائه الگوی اسلامی ایران پیشرفت و همچنین اقتصاد مقاومتی، همین است و نشان دهنده این مطلب است که نظام هنوز نتوانسته است که آرمان خود را در بعد اقتصادی تبدیل به نظام و مدل کند و البته این امر بستگی زیادی به مردم دارد، زیرا این مردم هستند که تعیین میکنند سرنوشت خود را به دست چه کسی بسپارند؟ آیا این افراد توان تولید مدل دارند یا مقلد وابسته به غرب اند؟

غربی که امروز بیش از گذشته چهره واقعی خود را نشان داده است، در کرونا، مسائل حقوق بشر و درماندگی در حل مسائل اجتماعی، تشکیل وزارت تنهایی، میلیون ها گرسنه، و اقتصاد بحران زده و انحطاط جوامع و در واقع با بزک کردن و آرایش خود در تلاش است

با ابزار رسانه ای خود را از این مهلکه نجات دهد اما به لطف الهی و به زودی با افول آرمان شهر آن ها یعنی آمریکا به طرز مفتضحانه ای ماهیت واقعی شان برای بشر آشکار خواهد شد.

نظام انقلابی ما بیانیه ی گام دوم را سرمشق خود قرار خواهد داد و بر اساس آن بلطف الهی خواهد توانست بر مشکلات کنونی هم فائق آید، اما یک شرط دارد آن هم انتخاب شما مردم شریف است. نظام اسلامی بر این اصل * لیقوم الناس بالقسط* استوار است و موظف به تبیین مسیر صحیح و تمهید آن است اما انتخاب نهایی با مردم است و خود مردم باید مسیر درست را انتخاب کنند.

                                                                                                                                                        والله اعلم بالصواب

                                                                                               سرباز کوچک شما

                                                                                                 مصطفی بازوند