photo_2018-11-30_22-22-28

ساری-النازپاک نیا: واگذاری شرکت های زغال سنگ البرز مرکزی به بخش خصوصی و به صورت کلی واگذاری های نامناسب در دوران های مختلف به بخش خصوصی در صنایع حساس، تاثیرگذار و درآمدزای مازندران همواره با اشکالات بسیاری رو به رو بوده است.

“احمد رمضانی” ۴۶ ساله دارای دو فرزند ۱۷ و ۳ ساله است. رمضانی کارگری با تقریبا ۱۶ سال سابقه کاری در زغال سنگ البرز مرکزی در آزادمهر دو راهی آلاشت است.

رمضانی وقتی ملاقاتش کردیم، بر روی تشکی ناتوان نشسته است، پدر و مادرش، خواهرش، دامادشان و کودک سه ساله اش حضور دارند. مرد روستایی ساده، کارگری که تلاش می کرد مانند بیشتر مردان سوادکوهی با کار کردن در معدن زغال سنگ امرارمعاش کند شاید در جریان مدیریت بخش خصوصی بر غنی ترین معادن مازندران قرار ندارد.

داستان خود را اینگونه تعریف می کند که ساعتی خارج از ساعت کاری اشان در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه سال گذشته دچار حادثه می شود. می گوید: به پیمانکار گفتیم ساعت ۷ است و طبیعتا ساعت کار ما تمام شده است اما گوش نکرد و گفت باید باقی بمانید. قبلا هم چند بار این کار را کرده بود و کارگرها را در ساعت غیر ساعت کاری به کار گرفته بود.

هنگام کار به صورت ناگهانی با ریزش دیوار معدن، تکه های سنگ به ناحیه کمر، لگن و پاهای وی اصابت می کند. این متن عینا مانند گزارش بیمه تامین اجتماعی است.

” براساس گزارش هیات کارشناسی، شرکت صنعتی معدنی سامان سوادکوه، بهره برداری بخشی از معادن زغال سنگ البرز مرکزی، استخراج ذغالسنگ معادن مختلف در منطقه کارمزد سوادکوه را به پیمانکاران متعددی واگذار می کند. براین اساس، طی قراردادی پیمانکار بخشی از عملیات استخراج را به شرکت معدنی موردنظر واگذار می کند. جهت انجام عملیات استخراج زغالسنگ، پس از اکتشاف لایه زغالی، ابتدا در مرحله پیشروی، دو تونل اصلی یا کانون در طرفین ایجاد می شود. سپس در محل موردنظر در  مسیری عمود بر تونلهای اصلی، کارگاه استخراج یا دوبل ایجاد می شود. حادثه موردنظر در تونل شماره هشت و کارگاه استخراج شماره ۸۱۱ صورت پذیرفته است. با توجه به دستور کارفرما لازم بوده تا در هر شیفت کاری حجم مشخصی از ذغالسنگ، برداشت گردد. هر نرم کاری شامل برداشت بخشی از جبهه کار در عرض ۴متر و ارتفاع یک متر و پیشروی ۸۰سانتی متر است که این عملیات توسط یک نفر استاد کار به عنوان پیکورچی و بیل دار صورت می گیرد. ساعت انجام این کار در یک روز کاری از ساعت ۷ و ۳۰دقیقه تا ۱۹ بوده و در تاریخ ۱۹ اردیبهشت سال گذشته اقای احمد رمضانی استادکار و پیکورچی با سابقه  ۱۵ سال کار معدنی به اتفاق همکار خود در کارگاه شماره ۸۱۱ مشغول به فعالیت بوده پس از پایان ساعت کاری مقارن ساعت ۱۹ در هنگام خروج از کارگاه، به دستور مسئول شیفت به دلیل نرسیدن حجم ذغال سنگ استخراجی به حدنصاب موردنظر، مجددا به کار بازگردانده شده است. در ادامه کار در زمانیکه مشارالیه براساس مکانیزم کاری مشغول برداشتن جرز قسمت عقب کار جهت انتقال به جبهه کار بوده به موازات درآوردن نگهدارنده، قطعه سنگی از سقف فروریخته و به کمر وی اصابت کرده است که این حادثه منجر به مصدومیت ستون فقرات و شکستگی استخوان لگن چپ وی شده است.

براساس نظر کارشناسان، به دلیل تجاوز از ساعت کاری و نیز عدم رعایت نکات ایمنی کارگاه از سوی کارفرما به میزان ۷۰درصد کارفرما مقصر شناخته شده است.

احمد رمضانی با دو فرزند حالا خانه نشین است، شش مهره دیسک کمر او بیرون زده است، به دلیل اصابت سنگ به کمر و صدمه به دستگاه مثانه، بی اختیاری برایش حادث شده است. از آبان ماه سال گذشته هم بیمه وی قطع شده است.

این ها یعنی کارگران زغال سنگ قراردادهای یک ماهه دارند، مادر این کارگر معدن با چادر گوشه اشک هایش را پاک می کند به زبان محلی می گوید چند سال ۵۰۰ تا ۶۰۰هزار تومان حقوق می گرفت، از سال پیش که حقوق ها کمی بالاتر رفت این اتفاق برای احمد افتاد.

محمدرضا فرزند احمد رمضانی حالا با ماهی ۱۰۰ هزار تومان در یک کابینت سازی کار می کند. ترک تحصیل کرده است چون پدری خانه نشین دارد و مادر و خواهری در انتظار مرد خانه.

امرار معاش خانه اش را اطرافیان بر عهده گرفته اند، برخی اقساطش را فامیل ها و همسایه ها می پردازند.

شب ها از درد تشنج می کند و فامیل ها به داد مردی می رسند که ذره ذره آب می شود. هزینه عمل آنقدر سنگین است که به هیج مرکزی امید ندارند. از کارفرما و از کارافتادگی هم خبری نیست. پزشکان می گویند ابتدا باید عمل شود و بعد از نتیجه عمل از کار افتادگی بگیرد.

پیش از افزایش قیمت ها بیمارستان شهدای تجریش تهران که تنها مرکز عمل جراحی در این بخش است، هزینه عمل را ۳۰ میلیون تومان برآورد کرده بود حالا مشخص نیست چقدر افزایش قیمت داشته باشند، این را خواهرزاده احمد رمضانی می گوید.

این کارگر معدن زغال سنگ، می گوید خبری از کارفرما نیست، به خاطر تخلفات دیگر در سوادکوه کار به او ندادند حالا در سمنان معدن دیگری گرفته است. هنوز حقوق های معوق ما را نداده است اما هیچ کس نیست به او بگوید چرا. از این فرد چه انتظاری می توانم داشته باشم. حتی نامه سخت و زیان آور بودن ما را برای ۲۰سال بازنشستگی ارائه نداده اند و امضا نکردند.

حالا احمد رمضانی مانده است و چشم های ملتمس… احمد رمضانی مانده است و حق و حقوقی که نمی داند چه کسی باید برای وی بستاند یا کسی که به دادش برسد.

احمد رمضانی مانند هزاران کارگر معدن با شرایط سخت کاری، در بحرانی دیگر گرفتار شده است.