باز در سالی دیگر به روز میلاد دخت زهرا (س) بانوی صبر حضرت زینب (س) رسیدیم که مصادف هست با روز پرستار و من بنا به عادت دیرینه یادداشتی قلم زدم …

امسال یادداشت من هم رنگ و بوی دیگری دارد ….چند مدتی است لقب جدیدی گرفته‌ایم و یک ویروس بسیار ریز جامعه درمان را پرتلاطم و مواج کرده است …کرونا ….کرونا به جهان ورود کرده و ما هم ملقب شدیم به #مدافعان_سلامت

یقینا در بحران و شوک اولیه کرونا واقعا اگر سخنان دلگرم کننده رهبری عزیز نبود و حکم کارمان را به جهاد معرفی نمی‌فرمودند، رمقی برای ایستادن و ادامه مسیر نبود و از پا درمی‌آمدیم …در اوج خستگی و ناامیدی پیامشان جان بخش بود ….اما اکنون واقعا خسته ایم …جسممان و بیش از همه روحمان زخمی است …

ما جز کارمندانی هستیم که مراجعه کنندگان ما قابل سردواندن نیستند، بیمارند، نیازمند و دردمند …

 واقعا در بدترین شرایط جسمی و روحی هم نمی‌توانیم آنها را تنها بگذاریم‌.

خصوصا بیمار کرونایی که انگار جزام دارد و بقیه هم از او فاصله میگیرند و بیشتر قابل ترحم است …زجر تنفسی دارد و برای راحت نفس کشیدن دست و پنجه می زند.

در کرونا خیلی ها امتحان شدند فرزندانی از پدر و مادر فاصله گرفتند و بالعکس …

تازه هرچند باید طبق بخشنامه همه بیماران کرونایی در نظر گرفته شوند تا خلافش ثابت شود اما وقتی کد میخورد و بیماری نیاز به کمک دارد با بیشترین سرعت به سمتش می‌رویم بی آنکه چک کنیم مجهز هستیم یا نه …

آری ما پرستاریم ….مهیای حادثه و خطر..

باید کوتاهترین زمان خود را به بیمار برسانیم تا شاید دوباره به زندگی لبخند بزند …

هم لباسان من کم نگذاشتند مدتهای طولانی لباس پلاستیکی و سخت را تحمل می‌کنند ساعت ها ماسک زدن را که بدنبالش بدن درد و بی حوصلگی و سردردهای طولانی تا خانه به همراه می‌برند.

از شغلشان گله ندارند آنان با خدا معامله کردند که آنچه که بیش از وظیفه و تعریف سازمانی انجام می‌دهند نذرسلامت خانواده‌شان باشد و خدا به آنها عوض بدهد،ولی تا بخواهی از مردم و مسئولین شاکی هستند.

از مسئولین که پای دوربین های صدا و سیما پر سر و صدا کار پرستار را با پول معامله کردید و مرتب به دید مردم اعلام کردید که  جواب کار پرستاران داریم و برایشان چنین کردیم و چنان می‌کنیم،معوقات را می‌دهیم و حق کرونا میدهیم و ….روی حرف رهبری مانورهای ناسالم دادید طوری که وقتی به بیماری می‌گوییم کرونایی هستی و میخواهیم آموزش بدهیم میگویند الکی میگویید تا آمار حق کرونای شما بالا برود! آری شغل ما را بدجور با پول شستشو دادید پولی که بدست ما نرسید و وعده های نابجا دلگیرمان کرد و روحمان را خسته …

و از مردم سرزمینمان گله مندم که با آمار فوتی‌های روزانه کرونا مثل یک سرگرمی و شمارش روزانه یک عدد بی ارزش رفتار می‌کنند و نمی‌گویند با هر یک فوتی چقدر کار درمان در مخاطره بوده چه سختی و چه انرژی مضاعفی برای cpr گذاشته شده و چه دلی برایشان سوخته …

ما حتی دلمان برای آن پیرزن پیرمرد ۸۰ و ۹۰ ساله می‌سوزد که بی گناه گوشه خانه نشسته بودند اما با عدم رعایت خانواده و جوانان مبتلا شدند و به مرگ سخت می‌میرند …با زجر تنفسی…

و واقعا شما نمی‌دانید زجرتنفسی یعنی چه …

و از دسته دیگری که آموزش کشور و فرزندان ما به عهده آنهاست از شما بزرگواران هم گله داریم حالا که کرونا به شما اجازه داده در خانه بمانید و کار کنید به این فکر کنید که مثل ما لباس اضافه و مزاحم ندارید ..با لباس خانه بدون ماسک راحت در خانه نشسته‌اید کنار عزیزانتان و هیچ کس هم نمیترسد که شما در کنارش باشید چون ناقل نیستید اگر رعایت کنید. لطفا غنیمت بدانید لحظه ها را. من وقتی این اضافه کار و سختی را تحمل میکنم حتی اگر در یک شیفت کامل بیمار هم نداشته باشیم این لباس تعریق در آن و کم اکسیژنی ناشی از ماسک خستمان می‌کند،بگذارید حداقل خیالمان از آموزش فرزند دانش آموز و دانشجویان  راحت باشد و نبینیم کم گذاشته شده.

حالا ما مانده‌ایم ‌.‌خستگی و مشکلات مالی و تسهیلات ویژه کادر درمان که وام ۱۸ درصدی بود و قسطهایش و ….دل غمگین از بی مهری ها و حسرت نبودن در کنار خانواده و در آغوش گرفتن عزیزان و بوقی که قرار است به احتراممان از قطارها و کشتی‌ها نواخته شود، شاید صدای این بوق، به خواب رفتگان را بیدار کند، چه مردمی که کرونا را جدی نمی‌گیرند و چه مسئولینی که وعده‌های داده شده به کادر درمان را عملی نکردند…

لیلاانگورج‌تقوی